آزادی وجه تمایز انسان با سایر موجودات است

[ad_1]

آزادی وجه تمایز انسان با سایر موجودات است

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌‌(ایبنا) امام خمینی(ره) بنیان‌‌‌گذارجمهوری اسلامی ایران به مناسبت شهادت آیت‌الله سید محمد بهشتی(ره) فرمودند: «بهشتی مظلوم زیست، مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.»

آیت الله سید محمد بهشتی(ره) در هفتم تیر‌ماه سال 1360 در ساختمان دفتر حزب جمهوری اسلامی ایران در پی انفجار بمب همراه 72 تن دیگر از یاران انقلاب به شهادت رسید.   

به مناسبت سالروز شهادت این شهید جاودان انقلاب بخش‌هایی از کتاب «شناخت از دیدگاه فطرت» که از سوی بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله بهشتی‌(ره) تدوین شده را ورق می‌زنیم.   

«شناخت از دیدگاه فطرت»  

کتاب «شناخت از دیدگاه فطرت» مجموعه درس‌های شهید آیت‌‌الله دکتر بهشتی با عنوان «شناخت» در تابستان سال 1359  در واحد دانشجویی حزب جمهوری اسلامی است.

در پیشگفتار این کتاب می‌خوانیم: «چالشی که در آن‌ سال‌ها توسط اندیشه‌های مارکسیستی در اذهان مبارزان و فعالان پدید آمده بود و این شاخه‌ تفکر غربی را به‌عنوان تنها ایدئولوژی علمی معرفی می‌‌کرد، دکتر بهشتی را بر آن داشت که اولا موضع تفکر اسلامی را در قبال آن روشن و منقح سازند و ثانیا اعضای حزب جمهوری اسلامی را به سلاح منطق و معرفت در برابر گروه‌های سیاسی که بر ایدئولوژی مارکسیستی یا شبه مارکسیستی تکیه زده بودند مجهز کنند تا توانایی برخوردی منطقی و مستدل داشته باشند با توجه به کثرت نوشتار‌ها و گفتار‌های موجود در آن زمان درباره مساله شناخت و شبهات فراوانی که پیامد نشر آن‌ها بود، چناچه در فصل‌های کتاب حاضر  نیز مشهود است دکتر شهید بهشتی تلاش بر این دارد که به زبانی ساده و قابل فهم برای افرادی که احیانا دارای سابقه مطالعات فلسفی نیستند به‌طور فشرده و منظم به مبحث مذکور بپردازند.»

نگارنده در ادامه با اشاره به طرح مباحث فلسفی به دور از پیچیدگی‌‌های مرسوم آن در این کتاب درباره اهمیت پرداختن به مساله شناخت در جامعه امروز که رنگ و بوی  اندیشه‌های مارکسیستی و مادی در آن باقی نمانده به اندیشه شهید بهشتی می‌پردازد. «از دیدگاه ایشان،‌ وجه تمایز انسان از دیگر موجودات، آزادی اوست و این آزادی در انتخاب‌گری وی تبلور می‌یابد از همین رو، شناخت و آگاهی انسان مقدمه‌ای لازم برای انتخاب آگاهانه‌اش می‌باشد و بحث درباره شناخت که اساسا موضوعی است مربوط به حوزه معرفت‌شناسی، ‌ضرورتی انکار‌ناپذیر می‌یابد.»

از بین‌ ده‌ها پرسش و موضوع درباره شناخت و آگاهی مطرح در این کتاب چند نمونه انتخاب شده است.

 
نقش و ارزش اصلی آگاهی،‌ واقع نمایی است

 «ما چه انتظاری از آگاهی داریم؟ آن نقش اصلی که از آگاهی داریم چیست؟ نقش اصلی که ما از آگاهی انتظار داریم این است که واقع‌نما باشد. واقعیت را به ما نشان بدهد. اگر ذهنیتی، واقعیت عینی را به ما نشان ندهد بلکه خلاف آن‌را در تخیل و خیال ما به‌عنوان واقعیت بیاورد، ما از این ذهنیت گول خورده‌ایم؛ بنابراین، نقش اصلی و ارزش واقعی آگاهی،‌ واقع‌نمایی آن است. آن ذهنیتی که واقع‌نما نباشد و خلاف واقع را نشان دهد ، آگاهی نماست، آگاهی نیست.

بنابراین مهم‌ترین مساله در بحث شناخت، دستیابی به معیار‌ها و راه‌ها و روش‌‌هایی است که ما را در به دست آوردن آگاهی واقع‌نما کمک کند. مساله اساسی برای ما در مبحث شناخت، معیار، شیوه و روش صحیح شناخت است.»

 
انواع آگاهی

‌●آگاهی‌هایی که از راه حواس یا مشابه آن به دست می‌آید.

●آگاهی‌هایی که از راه تجزیه و تحلیل و ترکیب و جمع‌بندی آگاهی‌های نوع اول به دست می‌آید.

●آگاهی‌هایی که نه از راه حواس و مانند آن به دست آمده‌اند، نه از راه تجزیه و تحلیل و ترکیب و جمع‌بندی

●آگاهی‌های به دست آمده به‌صورت اشراق و عرفان

●آگاهی‌های به دست آمده از راه وحی

تعریف فکر

«فکر عبارت است از این‌که یک مساله برای شما مطرح می‌شود، مثلا سیبی از درخت می‌افتد، بعد برای شما سوالی پیش می‌آید؛ چرا؟ برای یافتن این «چرایی» به سراغ تجربه و عناصر اصلی می‌روید. یک سلسله ازعناصر اصلی آگاهی را نشان می‌کنید؛ بعد آن‌ها را کنار هم می‌گذارید و به منظور استنتاج و نتیجه‌گیری به آن‌ها شکل می‌دهید. یعنی از این مبادی و عناصر اولیه آگاهی حرکت می‌کنید. – یک حرکت فکری – به سمت مقصود و به سمت نتیجه‌ای که می‌خواهید بگیرید. این تجربه و تحلیل است، جمع‌بندی و ترکیب است؛ به منظور استنتاج و نتیجه‌گیری حرکت از مبادی، و از مبادی به مراد (نتیجه). این فکر است.»

در پایان درسگفتار ششم شهید بهشتی(ره) در جمع‌یندی به چند نکته اشاره می‌کنند.

●«فهمیدیم که انسان موجودی است دارای ذهن و ذهن او با عالم عین رابطه‌‌‌ای برقرار می‌کند که آن‌را علم و آگاهی و معرفت و شناخت می‌نامیم؛ و این‌که حتی ذهن این رابطه را میان خودش و خودش و تصوراتی که در ذهن هست برقرار می‌‌کند. ذهن، خودش را هم می‌‌شناسد.

●«فهمیدیم که بخشی از این رابطه از طریق و مجرای حواس ظاهری و اندام‌هایی که در این رایطه کمک می‌کنند برقرار می‌شود؛ حواسی مثل چشم، ‌گوش، بینی،‌ دهان  پوست بدن.»

●«فهمیدیم که در این رابطه حسی دو نوع کار صورت می‌گیرد:

الف) یک کار فیزیکی؛ یعنی تصویر یا اثری که از عین روی اعصاب و اندام حسی می‌آید و از مجرای سلسله و شبکه اعصاب از مراکز حسی عبور می‌کند و تا به مراکز اصلی در مغز می‌رسد(مرکز دیدن، مرکز بینایی، مرکز شنوایی) این یک عمل فیزیکی است.

ب) یک کاری فوق کار فیزیکی: ادراک این تصویر و اثر حسی و تفسیر آن.

[ad_2]

لینک منبع

نامزد‌های پانزدهمین دوره جشنواره قلم زرین معرفی شدند

[ad_1]

 

از سوی انجمن قلم ایران؛

 

تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۰

 

 

نامزد‌های پانزدهمین دوره جشنواره قلم زرین در پنج بخش مشخص شد.

نامزد‌های پانزدهمین دوره جشنواره قلم زرین معرفی شدند

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) نامزد‌های پانزدهمین دوره جشنواره قلم زرین در پنج بخش شامل نقد و پژوهش،‌ داستان کودک و نوجوان، شعر بزرگسال، داستان بزرگسال و شعر کودک و نوجوان به شرح زیر است؛ 
 
حوزه نقد و پژوهش:
۱- «داستان سیاسی، داستان انقلاب» / محمد حنیف / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی
۲- «صد سال عشق مجازی» / محمود فتوحی / انتشارات سخن
۳- «تحلیلی داستانی از سوره یوسف» / محمدرضا سرشار / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی
۴ـ  «تن و زبان فارسی» / سیدرضا شاکری / انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
۵ ـ «مبانی و اصول پژوهش در زبان فارسی» / قدرت الله طاهری / نشر علمی
۶ ـ  «جامعه شناسی غزل فارسی» / فرهاد طهماسبی / انتشارات علمی و فرهنگی

حوزه داستان کودک و نوجوان:

۱ـ  «مثل هیچ کس» / سپیده خلیلی / انتشارات قدیانی

۲ـ  «قوش» / ساسان ناطق / انتشارات شهرستان ادب

۳- «بابانوروز و انتظار» / محمدرضا اصلانی / دفتر نشر فرهنگ اسلامی

۴- «قصه آلبالو پلو» / زهرا حیدری / انتشارات قدیانی

۵- «سنگ کوچولو» / افسانه شعبان‌نژاد / انتشارات امیرکبیر (کتاب‌های شکوفه)

۶ ـ «کی می‌تواند مرا بخنداند» / شکوه قاسم‌نیا / انتشارات پیدایش

۷-  «سورنا» / ابراهیم حسن‌بیگی / انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

۸-  «لالایی خانم کلاغه» / مژگان شیخی / انتشارات علمی و فرهنگی (کتابهای پرنده آبی)

حوزه شعر بزرگسال:

۱-  «گل‌های تاریکی» / سینا سنجری / انتشارات فصل پنجم

۲-  «سلام بر زندان» / هادی خورشاهیان / انتشارات مشکی

۳-  «پنکه قدیمی» / آرش شفاعی / انتشارات نیماژ

۴-  «قفس تنگی» / صفا محمدزاده / انتشارات شهرستان ادب

۵-  «زلف ضریح» / عارفه دهقانی / انتشارات جمهوری

۶- «عدم» / محمود حبیبی کسبی / انتشارات سوره مهر

۷-  «آیه ۸۸» / محمدجواد غفورزاده (شفق) / انتشارات جمهوری

۸-  «بی‌چشمداشت» / موسی عصمتی / انتشارات شهرستان ادب

۹-  دورتر» / امیرعلی سلیمانی / انتشارات فصل پنجم

حوزه داستان بزرگسال:

۱- «دخیل» / محمد رودگر / شهرستاد ادب

۲- «از عشقاباد تا عشق آباد» / منصور انوری / انتشارات سوره مهر

۳- «شانزده سال» / منیژه آرمین / انتشارات سوره مهر

۴- «بی اسمی» / احمد شاکری / نشر اسم

۵- «خرمالوها را به گنجشکها بفروش» / محمد حنیف / انتشارات کتاب جمکران

حوزه شعر کودک و نوجوان:

۱ـ  «آسمان نقطه چین» / مریم زرنشان / انتشارات سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی

۲- «پرنده‌های بابا» / مرضیه تاجری / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

۳-  «راه مشقی» / طیبه شامانی / انتشارات مهر زهرا(س)

۴- «کنسرت باغ» / مریم زرنشان / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

۵- «لباس غول گم شد» / کبری بابایی / انتشارات امیرکبیر (کتاب‌های شکوفه)

آئین اختتامیه پانزدهمین دوره جشنواره قلم زرین 14 تیر‌ماه همزمان با «روز قلم» برگزار می‌شود. جایزه ادبی قلم زرین برای اهدا به بهترین کتابهای شعر، داستان و پژوهش و نقد ادبی، سالانه به آثار برگزیده، اهدا می‌شود. 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

چاپ یکی از مهم‌ترین رمان‌های ادبیات اسپانیایی به فارسی

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : سه شنبه ۶ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۰۰

 

 

رمان «وقت‌ِ سکوت» اثر لوییس مارتین سانتوس ترجمه‌ ونداد جلیلی در نشر چشمه منتشر شد. از این اثر به عنوان «بزرگ‌ترین دست‌‌آورد اجتماعی رمان اسپانیا»‌ یاد می‌شود.

چاپ یکی از مهم‌ترین رمان‌های ادبیات اسپانیایی به فارسی

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رمان «وقت‌ِ سکوت» در 337 صفحه به قیمت  27هزار تومان عرضه شده است.
 
مارتین سانتوس در این کتاب با روایت منحصر به‌فردش و به کارگرفتن مولفه‌ها و شخصیت‌هایی از طبقات مختلف اسپانیای زیر دیکتاتوری فرانکو، تصویری بسیار دقیق و جامع از جامعه‌اش ترسیم می‌کند و خواننده‌اش، پس از اتمام خواندن کتاب، یکی از خلاقانه‌ترین، انسان‌دوستانه‌ترین و کم‌نظیرترین آثار ادبی دوران را خوانده است که مسائل مهم زمانه را، از قبیل مشکلات زنان در جامعه، وابستگی‌های تاریخی زمان حال و گذشته، روابط میان قشرهای مختلف جامعه و موضوعات گسترده‌ی دیگری که در حوصله‌ی این یادداشت نمی‌گنجد، به روشی کاملاً نوآورانه طرح می‌کند و بنابراین کتاب را هرگز فراموش نخواهد کرد. امید است این کتاب ارزشمند توجه علاقه‌مندان به ادبیات، فرهنگ و نقد ادبی را جلب کند.
 
درباره این رمان گفته شده است، اوج نثرنویسی معاصر اسپانیایی و از شاهکارهای رمان‌نویسی معاصر است و ادبیات اسپانیا را به دو دوره‌ قبل و بعد از انتشار تقسیم کرده است.
 
مترجم کتاب معتقد است: فقط رمان «اولیس» جیمز جویس و در «جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته» مارسل پروست را به لحاظ سبک و فرم  میتوان با این اثر قیاس ‌کرد و‌آن را یکی از مهم‌ترین رمان‌های قرن بیستم نامیده‌اند.
 
بر اساس این گزارش کتاب «وقت سکوت» به بسیاری از زبان‌های  دنیا ترجمه شده است. در نشریه لو فیگارو لیته‌رر درباره‌ آن نوشتند «هیچ کس نیست که کیفیت ادبی استثنایی این کتاب و قدرت حیرت‌انگیزش را درنیابد. مارتین سانتوس بهترین نویسنده نسل‌اش است و رقیب ندارد.»
 
همچنین جی. جی. برانون در تاریخچه‌ ادبی اسپانیا درباره‌اش نوشت «هنرمندی و تسلط نویسنده در کتاب موج می‌زند. ضمن آن‌که جامعه‌ای مخوف و خاموش گزیده را محکوم می‌کند، اثر هنری هیجان‌انگیزی است که گستردگی حیرت‌آور قدرت تجسم نویسنده‌اش را به نمایش می‌گذارد.»
منتقد روزنامه نیویورک تایمز درباره‌  این اثر گفته بود: «نمایشی به‌شدت خلاقانه از شاعرانگی نثر و تبحر نویسنده در استفاده از تمثیل است و مهم‌تر از همه آن‌که گفتار درونی درخشان پایان کتاب تردیدی باقی نمی‌گذارد که نویسنده حاضر نبوده است به نوشتن رمانی رئالیستی بسنده کند. چنان‌که برمی‌آید پدر و خودِ اسپانیا است.»
 
این‌که اثری با این اهمیت ذکر شده چرا با تاخیری طولانی به دست مخاطب‌های فارسی می‌رسد محل پرسش است و ونداد جلیلی در این‌باره  می‌گوید:« دست‌کم چند دلیل می‌توان یافت که چرا بیش از پنجاه‌سال پس از انتشار این کتاب مهم، در کشور ما به ندرت می‌شناساندش. نخست آن‌که نسخه انگلیسی کتاب، که نخستین‌بار دو سال پس از نسخه‌ اسپانیایی منتشر شد، حق مطلب را ادا نمی‌کند، پُر از غلطِ ترجمه است، بخش قابل توجهی از متن کتاب از آن حذف شده، شاید به سبب پیچیدگی‌های ترجمه متن کتاب به زبان انگلیسی که کشش بسیاری از تکنیک‌ها و نوآوری‌هایی را ندارد که نویسنده در زبان اسپانیایی آورده است، مشکلی که خوش‌بختانه ما در زبان فارسی گرفتارش نیستیم، فرم و سبک کتاب به هیچ‌وجه حفظ نشده، زمان افعال که شناوری‌اش از دست‌آوردهای مهم نویسنده‌اش است دست‌کاری و یک‌دست‌شده، فراز و فرود زبانِ گاه عمیقاً فاخر، رمزگونه و تمثیلی (مثلاً زبان راوی)، گاه سخت عامیانه و متناسب با پرت‌افتاده‌ترین و اسفناک‌ترین حومه‌های مادرید (مثلاً گفتارهای درونی شخصیتی ساکن حلبی‌آباد) و گاه در بازه‌ای میان این دو، در ترجمه انگلیسی و برنگشته و بسیاری از ارجاع‌های فرهنگی و اجتماعی نویسنده درک نشده و به ترجمه نیامده یا به‌غلط آمده است.»
 
او در مقدمه توضیح می‌دهد که «شاید از آن رو که ما در پنجاه سال گذشته عموماً ادبیات جهان را از مجرای زبان انگلیسی شناخته‌ایم، این کتاب آن‌طور که باید در کشورمان جلب‌توجه نکرده است. همان‌طور که در محافل ادبی انگلیسی زبان کمتر از سایر محافل ادبی جهان، مثلاً فرانسوی یا آلمانی، می‌شناسندش. علت دیگری که می‌توان یافت زندگی پُرحادثه و غمناک نویسنده‌ کتاب است. رژیم فرانکو مارتین‌سانتوس را چهاربار به زندان انداخت، پرونده‌ی سیاسی اقدام علیه امنیت ملی‌اش را تا پایان عمرش برقرار نگه داشت و مانع شد جوایز ادبی زمان انتشار وقت سکوت را به آن بدهند، هرچند بی‌تردید و به گفته منتقدان حقش غیر این نبود.»
 
این اثر تا سال 1981 در محاق بود و نسخه‌‌اسپانیایی موجود از آن هم به‌شدت سانسور می‌کردند.
این تنها اثر از این نویسنده مهم اسپانیایی است و سانحه تصادف مجال آن نداد دومین رمان‌اش هم تمام کند و ناتمام ماند. بعد از مرگ او، رمان ناتمام‌اش، یک داستان بلند و مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاهش را منتشر کردند، اما این‌ها هیچ کدام به تصمیم و تأیید او نبوده است.
 
به گفته مترجم، مارتین سانتوس با همین یک رمان بر قله‌ی ادبیات معاصر اسپانیا نشست و میان مهم‌ترین نویسندگان قرنش جا گرفت. او در این کتاب نوآوری‌های فراوان کرد، از جمله استفاده از راوی دانای کل شخصیت‌گونه، روایت دوم شخص، گفتارهای درونی، مکالمه‌ی یک طرفه، به کار گرفتن زبانی کاملاً نو و درعین‌حال بر پایه‌ی زبان کلاسیک، گویش‌های عامیانه، واژگان علمی و مؤلفه‌های دیگر که با زبان مرسوم دورانش کاملاً فرق داشت، بیان روایت از زاویه‌ دید شخصیت‌های گوناگون، ارجاع‌های فراوان به متون کلاسیک و معاصر، ترکیب‌های توصیفی نو، واژه‌پردازی‌های گسترده، جمله‌بندی‌های منحصر به‌فرد، گاه مطابق با اصول زبان لاتین و گاه به سبکی کاملاً شخصی و موراد دیگر..

 

 

[ad_2]

لینک منبع

مراسم تشييع كورش اسدي برگزار شد

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۵۷

 

 

مراسم تشييع پيكر كورش اسدي، نويسنده فقيد كشورمان با حضور چهره‌هاي سرشناس ادبي و هنري در خانه هنرمندان برگزار شد.

مراسم تشييع كورش اسدي برگزار شد

 

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)،مراسم تشييع پيكر كورش اسدي، نويسنده مطرح كشورمان از ساعت 10 صبح روز دوشنبه (5 تيرماه) با حضور چهره‌هاي سرشناس حوزه فرهنگ و ادب در خانه هنرمندان برگزار شد و پيكر اين نويسنده فقيد براي خاكسپاري به قطعه نام‌آوران بهشت زهرا منتقل شد.
 
عکس‌ها و شعرهايي از كورش اسدي همراه حاضران در اين مراسم بود.از جمله نوشته‌هایی که در این مراسم به چشم می‌خورد، این عنوان‌ها بود: «‌كورش اسدى رفت» و « كورش اسدى هميشه زنده است»

محمود دولت‌آبادی که نخستین سخنران این مراسم بود اظهار کرد: تسلیت می‌گویم و مرگ همیشه ناگهان از راه می‌رسد و انسان را غافلگیر می‌کند. سوالم این است که چگونه انسان در موقعیت پختگی خودش به‌عنوان کسی که از نوجوانی و جوانی در تلاش این مشقت نوشتن بوده ناگهان و غافلگیرانه از میان خلوت ما برود.

وی افزود: البته روزگار غریبی است و هیچ قشری به اندازه نویسندگان در دوره جدید تنها و بدخو نشده‌اند؛ البته می‌گویم بدخو به خودم اشاره می‌کنم؛ زیرا همیشه یک فکر آزاردهنده‌ای به انسان می‌گوید مثل همه نیاکانت در گوشه بنشین؛ برای اینکه رابطه اجتماعی به نحوی تغییر کرده که شخص احساس می‌کند در آن جایی ندارد. واقعا من به آقای اسدی به‌عنوان یکی از چهره‌های خوب ادبیات در حال شدن، نگاه می‌کردم و حیرت کردم.

 

دولت آبادی اظهار کرد: البته تعجبی نمی‌کنم؛ زیرا من از نوجوانی تا به حال داغ‌های زیادی را تجربه کردم. نزدیکی چندانی با او نداشتم که بتوانم درباره او صحبت کنم اما به شخصه عمیقاً متاسفم بابت اینکه یک آدم خوب و یک نویسنده‌ای که می‌رفت تا درخشش از چهاردیواری‌ها به بیرون بتابد از دست جامعه نه چندان ثروتمند ادبی ما رفت و این  خیلی سوال است که چرا و چه اتفاقی می‌افتد و به این ترتیب تاثر عمیق خودم را به این خاندان خلوت ادبیات بیان می‌کنم و تسلیت می‌گویم ابتدا به همسرش آتفه چهارمحالیان و سپس به جامعه ادبی. نمی‌دانم چرا وقتی شنیدم کورش از دست رفت به یاد تمام وقایعی که در جنوب و غرب کشور رخ داد افتادم که همه چیز را شخم زد و احتمالاً کورش یکی از آن تکه‌های پراکنده جنوب کشور بود که در این تهران عجیب و غریب نتوانست دوام بیاورد.

 

وی ادامه داد: مثل همیشه چیز زیادی ندارم بگویم الا اینکه دوستان من ظرفیت بردباریتان را بالاتر ببرید ما باید بتوانیم این دوره‌ها را بهتر تحمل کنیم؛ همیشه در معرض بیهودگی هستیم . در ترکیبی از بیهودگی، رنج و دشواری لحظاتی که آن را همگان نمی‌توانند احساس کنند. همه این را بهتر باید تحمل کرد.

 در ادامه این مراسم فرزانه طاهری، با اشاره به کورش اسدی گفت: از لحظه‌ای که خبر را شنیده‌ام، واژه‌ای مدام در ذهنم می‌چرخد که او در خرداد ۷۹ در رثای گلشیری گفت؛ عفونت! عفونتی که گشیری را از پا انداخته بود. از او خواسته بودم سخن بگوید. در آن بهت و حیرانی آن روز هم به خوبی یاد داشتم که جنس کلام او همان است که باید باشد. جنس زندگی و زیستنش همان است که هرچه می‌گذرد کمیاب‌تر می‌شود و جنس شرافتش او را یکی از بهترین انسان‌ها و نویسنده‌های نسل خودش کرده است. انگار آن کلمه از اعماق ناخداآگاه برای این همه زود رفتن کورش اسدی احضارشده بود.

 

وی افزود: اسدی نویسنده‌ای که گریخته از آبادان جنگ‌زده، نوشتنش را به صورت جدی در زمانه‌ای شروع کرد که بایست می‌نوشتند و کنار می‌گذاشتند. آن سال‌ها در دهه ۶۰ و پنج‌شنبه‌هایش و تمام زندگی‌اش به این تناوب فرساینده گذشت که بنویسد و بنویسد و نوشته‌هایش رنگ چاپ نبینند و منتظر بماند و باز بنویسد تا دوره‌ای کوتاه برسد تا با گشایش کوتاه داستان‌های نابش را به دست داستان‌خوان‌ها برساند. اما تلخ‌تر می‌شود ذهن‌مان وقتی که در دوره‌ای بعد، کارهای او پس از ۱۰ سال انتظارِ مجوز بیرون آمدند تا نشان دهد چه داستان‌نویسی است.

 

مترجم و مدیر بنیاد گلشیری اظهار کرد: چه بسیار دیده بودیم که دوره‌های انتظار طاقت‌فرسا را تاب آورد اما هرگز قلمش را نیالود و تن به حذف نداد و از اصولی که انگار در عمق وجودش نشانده شده بود، دست نکشید. به روش‌های باب شده این سال‌ها که برای معیشت که روح داستان‌نویسی را زخمی می‌کند، دست نیازید. هرگز ندیدم شکوه و ناله کند و از زبانش نشنیدم که چه دشواری‌هایی در زندگی، موهایش را این همه زود سفید کرد. انگار زخم‌هایش را با خود به گوشه‌ای می‌برد و تیمارشان می‌کرد. همه ما که کم یا بیش می‌شناختیمش می‌دانستیم که وقت‌هایی که از پس روزگار بر نمی‌آمد فقط غیبش می‌زد. یک بار آن‌قدر نگارنش شدم که به روی بالکن خانه‌اش رفتم و صورتم را به شیشه‌ها چسباندم تا ببینم هست و پاسخ نمی‌دهد یا نیست.  مدتی می‌گذشت باز پیدایش می‌شد و همان جوان صاف و زلال بود، با همان لبخند روی صورت و آن چشم‌های هوشیار و تن‌ناز. آن طنز در نگاهش این روزها خیلی  به یادم می‌آید.

وی ادامه داد: در اولین دوره جایزه گلشیری یکی از چهار داورمان بود و در دوره چهارم که «باغ ملی»اش امید به داستان‌نویسی معاصر را زنده نگه می‌داشت، برنده شد. جایزه را که متوقف کردیم ب دیدنم آمد تا منصرفم کند. مو سپید کرده بود اما چهره‌اش باز شده بود. سال‌ها بود ندیده بودمش، عوض شده بود، عشقی که در زندگی یافته بود و فرزندش انگار نورانیش کرده بودند. رمانش که درآمد همه ما که او و داستان هایش را می‌شناختیم، شادمان شدیم. امیدوار شدیم که حاصل آن همه شور و عشق به داستان و حرمت دادن به کلمه را بیشتر و بیشتر خواهیم دید اما دریغ.  تسلیت می‌گویم به همه اهالی ادبیات داستانی، به آنها که با خواندن داستانی از کورش اسدی روشن‌شان می‌کرد.

 

حسین سناپور، در متنی که از قبل آماده کرده بود، نوشت: «من نمی‌خواهم تسلایی به کسی بدهم، نه به خانواده، نه به دوستان و نه به اهل قلم. تسلایی نیست که بدهم. هر چه هست، خشم است از این مرگ‌هایی که مرگ نیستند، نفله‌ شدن‌اند، قربانی شدن‌اند. گمان می‌کنم حتی بهتر است گریه‌هایمان را نگه داریم تا مبادا خشم‌مان خالی شود. خشم از این همه مصیبت، از مرگی که نویسنده‌هایمان را جوان‌مرگ می‌کند و هر کدامشان را به کام خود می‌کشند. بی‌آنکه واقعا هنوز زندگی کرده باشند، بی‌آنکه واقعا عرضه کرده باشند آنچه را که می‌توانستند داشته باشند. بگذارید خشمگین باشیم از این وضعیت و از این سیاست و فرهنگی که مدام اهل قلم را جوان‌مرگ می‌کند، چه در کار و چه در حیات عادی‌شان. کوروش اسدی نه جمعه‌شب گذشته، که ذره ذره در تمام سال‌های این چند دهه مرگ را تجربه کرد. وقتی که با آتشِ جنگ از زادگاهش کنده شد و وقتی که خانواده‌اش از اطرافش پراکنده شدند. مجموعه «باغ ملی» را بخوانید تا ببینید حسرت‌هایش را از آن گذشته.»

در بخش دیگری از این خطابه آمده است: «کوروش وقتی حضور مرگ را تجربه کرد که اولین مجموعه داستان مجوز گرفته‌اش در اواخر همین دهه ۶۰ را قبل از انتشار و به حکم همان ارشادی که مجوز داده بود خمیر شده دید و حسرت انتشارش به دلش ماند. مرگ را وقتی روز به روز و سال به سال تجربه کرد که تا حدود ۴۰ سالگی منتظر ماند تا «پوکه‌باز»اش چاپ شود، تا بتواند ببیند که شکل دادن به حسرت‌های جوانی و پرسه‌های تنهایی جوانی‌هایی خودش و بسیار جوان‌هایی مانند خودش باید تا چند سال در کشوهای میزی که شاید نداشت، خاک بخورند. وقتی که دوباره برای انتشار همان «باغ ملی»اش که قرار بود یکی از بهترین مجموعه‌های دوران خودش باشد باز چند سالی صبر کردن، صبر کردن‌هایش که تمامی نداشت و در کار فرسودن روح و جانش بود. مثل حدود ۱۰ سال صبر کردن برای انتشار رمانش «کوچه ابرهای گمشده» و رد شدن‌های مکررش در ارشاد و از این ناشر به آن ناشر بردن تا مگر به ترفند تغییر ناشر، این اولین رمانش مجوز بگیرد تا مگر آن همه حسرت‌ها و دریغ‌ها از گمشدن کودکی و جوانی و زادرود محل دیده شدن پیدا کند، تا مگر آن همه خالی پشت سر همه‌ی ما جایی گفته شود و بدانیم که نویسنده‌یی هست که آن تکانه و آن شوک بزرگی که همه‌مان را گیج و سرگردان کرده، نوشته و حی و حاضر پیش چشم‌مان گذاشته تا مبادا ندانیم بر ما چه گذشته است.»

این نویسنده متذکر شد:«کورش اسدی هرچه داشت، هر چه را می‌دید، هر چه را بود، در داستان خلاصه کرده بود. می‌دانست این تنها سلاح و تنها مفر و تنها دارایی ماست در مقابل این زمانه‌یی که سیل‌وار در کار کندن بنیان‌هامان است، بنیان‌های انسان بودن‌مان، ایرانی بودن‌مان و هر چه دارایی که داریم. بی‌جهت نبود که در اواخر دهه‌ شصت مثل من و دوستانی دیگر، به حلقه‌ی گلشیری پیوست، چون می‌دید که آن‌جا خانه‌ی داستان است، خانه‌ای که محل خیلی چیزها شاید هست، اما هیچ چیز به اندازه‌ داستان جدی نیست، خانه‌ای که سرنوشتش داستان است و در قالب داستان ریختن همه‌ این فرهنگ و این مردم. از میان آن همه هم که به این خانه رفت‌ و آمد کردیم، کم نبودیم اهل حسرت، اما کورش انگار پر حسرت‌ترین‌مان بود؛ کم نبودیم اهل زخم، اما انگار کورش زخم‌خورده‌ترین‌ما نبود، کم نبودیم اهل جنگیدن در کشوری که حتا در صف نان و در صف اتوبوسش هم باید جنگید، اما کورش اهل جنگیدن نبود؛ بودیم چند تایی که داستان را تراش‌خورده‌ترین می‌خواستیم و با کم‌ترین باج به هر کسی حتا خواننده، اما شاید کورش باج‌ندهنده‌ترین‌مان بود. و شاید تنها کسی که داستان را زاویه‌ خود کرده بود و تنها پناهش در مقابل این سیل که انگار هنوز دارد همه‌مان را می‌برد. چه می‌شود کرد که بیش از این سی‌ و چند سال دیگر تاب این همه را نتوانست و هم زندگی و هم نوشتن را رها کرد و فقط داستان‌های نوشته‌اش را برامان گذاشت و آن‌ها را که ننوشت و کارها و زندگی‌هایی را که نکرد، همچون حسرتی باقی گذاشت.»

 

در بخش دیگری از این مراسم یونس تراکمه با گفتن تسلیت به خانواده کوروش اسدی و افراد حاضر در مراسم، متنی را  که برای سخنرانی آماده کرده بود، قرائت کرد: «دو سال پیش که برای وداع آخر با ابوالحسن نجفی به بهشت زهرا رفتم به این باور رسیدم که جلوی رویم دارد آرام آرام خالی می‌شود و من هم در صف انتظار هستم. حالا کمی زودتر یا دیرتر، اما ما در صف قرار گرفته‌ها تنها دلخوشی‌مان به پشت سرمان است؛ به جوانان و میانسالانی که قرار است عرصه حیات‌ را با وجودشان، با تخیل‌شان و با خلاقیت‌شان پر از نشاط کنند. آنچنان که جهان قابل زیست‌تر از آنچه که هست باشد. به آخر خط رسیده‌ها فقط وقتی با رضایت چشم بر جهان می‌بندند که از پشت سرشان مطمئن باشند، اما غم‌انگیز زمانی است که برگردی و پشت سرت را خالی ببینی. ببینی کسی یا کسانی که قرار بود باشند تا تو آسوده‌خاطر خداحافظی کنی، زودتر از تو رفته‌اند و تو مانده‌ای با حفره‌ای در مقابلت که گریزی از آن نیست و حفره‌ای مهیب‌تر پشت سرت. جهان بدون این پشتوانه‌ها چه بیهوده و مهمل است.کورش اسدی در زمانی گم شد که تازه پیدا شده بود. او پیدا شده بود تا زندگی‌های نکرده تو را زندگی کند. زندگی و ادبیات هنوز به کورش اسدی خیلی بدهکار و مدیون بود.  داستان‌نویسی ایران به داستان و داستان‌نویسان جنوب دین ادا نشده‌ای دارد. کورش اسدی داشت حق خودش و هم اقلیمی‌هایش را از داستان‌نویسی ایران می‌گرفت. اوا واقعا وقتی تمام کرد که تازه شروع کرده بود؛ او ناتمام ماند. تا کی دوباره اسدی دیگری پیدا بشود و با گلشیری دیگری محشور بشود.»

 

یارعلی پورمقدم و هرمز علیپور در ادامه این مراسم به شعرخوانی پرداختند و بعد از آن پیکر این نویسنده برای خاکسپاری به بهشت زهرا منتقل و در قطعه نام‌آوران به خاک سپرده شد.

 

مراسم تشييع پيكر كورش اسدي، با حضور چهره‌های سرشناس حوزه فرهنگ و ادب مانند محمود دولت آبادی‌، یونس تراکمه‌،گروس عبدالملكيان، عليرضا اسدی، محمود معتقدى، هرمز عليپور، آتفه چهارمحاليان، فرزانه طاهری، هرمز عليپور، يارعلي پورمقدم، ليلا كردبچه، بكتاش آبتين، مهدى غبرايى، عبدالعلى عظيمی، حسين سناپور، هوشنگ چالنگي، محمدرضا صفدری، شهرام اقبال‌زاده، نگار اسنكدرفر، مقدم تقوی، حسن محمودی، مهدى اشرفى، مهدی يزدانی‌خرم، اصغر نوري،‌ هوشيار انصاري‌فر، حامد ابراهيم‌‌پور، غلامرضا رضايی، اصغر نورى و اسدالله امرايى در خانه هنرمندان برگزار شد و پيكر اين نويسنده فقيد براي خاكسپاري به قطعه نام‌آوران بهشت زهرا منتقل شد.

زنده‌یاد کورش اسدی، ساعت 23 روز جمعه (دوم تیرماه) در منزل شخصی‌اش در تهران درگذشت. «باغ ملی»، «پوکه‌باز»، «کوچه ابرهای گمشده» و «گنبد کبود» آثار منتشر شده از این نویسنده مطرح کشورمان است.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

ترسیم تاریخ نظریه‌پردازی در «شعر غنایی»

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۰۰

 

 

اسکات‌ بروستر، نویسنده کتاب «شعرغنایی» با تکیه بر مدارک و مستندات موجود به بررسی سیر تحول شعر غنایی از نگاه مفهومی، در ادبیات غرب می‌پردازد و ترتیب تاریخی آن موردنظر نویسنده نیست.

ترسیم تاریخ نظریه‌پردازی در «شعر غنایی»

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) چاپ دوم کتاب «شعر غنایی» تالیف اسکات‌ بروستر با ترجمه دکتر رحیم‌ کوشش توسط انتشارات سبزان روانه بازار نشر شد. این کتاب به شرح و توصیف شعر غنایی از خاستگاه و سرچشمه‌های آن تا ارزیابی جنبه‌های عمومی مرتبط با نمایش شعر غنایی می‌پردازد.

اسکات‌ بروستر، نویسنده کتاب «شعرغنایی» در این اثر به شیوه علمی و با تکیه بر مدارک و مستندات موجود، به بررسی سیر تحول شعر غنایی در ادبیات غرب می‌پردازد. این کتاب با توجه به خاستگاه‌های آثار غنایی که در اروپا و آمریکا دارد، آن‌ها را گونه‌ای از اجرا، انجام و بازنمایی شعر می‌شمارد و موضوع اصلی این نوع شعر، صداها و ساختارهایی است که جنبه خطابی و شنیداری دارند یا در این قبیل آثار به کار گرفته می‌شوند.

این کتاب نه تنها به ترسیم تاریخ نظریه‌پردازی و جریان بیان و ادای معنی در این نوع از شعر می‌پردازد، بلکه فرضیات مربوط به گونه غنایی در زمینه گزارش‌های نظری مربوط به بیان شاعرانه را می‌آزماید. کتاب «شعر غنایی» آن را به گونه‌ای موضوعی و مفهومی ارائه می‌کند. در این کتاب هیچ تداوم تاریخی مشهود و قابل درکی میان شاعر، نوازندگان دوره‌گرد و شاعران غنایی‌سرا وجود ندارد و به ترتیب تاریخی در باب شعر غنایی نمی‌پردازد.

«درآمد»، «خاستگاه‌ها و تعاریف»، «شعر غنایی و هنر اقناع»، «شعر غنایی در دوره‌های رمانتیک و پسا رمانتیک»، «شعر غنایی خاست و آرزو»، «شعر غنایی موسیقی و نمایش» عناوین شش سرفصل کتاب «شعرغنایی» است.

در قسمتی از فصل اول کتاب آمده است: «شعرغنایی، از دیدگاه نظریه‌های مربوط به انواع ادبی، سرگذشت نامعلومی داشته است. گاهی از لحاظ زیبایی‌شناختی، آن را دارای جنبه‌هایی عام، جاودان و جهانی دانسته‌اند و گاهی نیز با اتکا به ماهیت موضوع، ویژگی‌های مرسوم و اهداف آشکارا آن را گونه‌ای خاص به شمار آورده‌اند. آندره ولش می‌گوید: در نهایت سامان و ساختار زبان متون غنایی آن اندازه متمایز نیست که بتوانیم آن را گونه‌ای خاص از شعر به شمار آوریم.»

کتاب «شعرغنایی» در 272 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و به قیمت 20 هزار تومان از سوی انتشارات سبزان به چاپ رسیده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

آینده‌پژوهی دینی و آینده جهان از دیدگاه اسلام

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۳۰

 

 

کتاب «آینده‌پژوهی دینی و آینده جهان از دیدگاه اسلام» به قلم رحیم کارگر از سوی انتشارات علم‌آفرین با همکاری انتشارات پارس ضیا منتشر شد.

آینده‌پژوهی دینی و آینده جهان از دیدگاه اسلام

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «آینده‌پژوهی دینی و آینده جهان از دیدگاه اسلام» تالیف رحیم کارگر، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در چهار بخش با عنوان‌های «شناخت آینده‌پژوهی»، «آینده‌پژوهی دینی»، «آینده جهان از دیدگاه اسلام» و «رجعت و معاد» از سوی انتشارات علم‌آفرین با همکاری انتشارات پارس ضیا راهی بازار نشر شده است.
 
بخش نخست کتاب در سه فصل به «چیستی آینده‌پژوهی»، «تاریخچه، انواع و رویکردهای آینده‌پژوهی» و «اهداف و کارکردهای آینده‌پژوهی» پرداخته است.
 
نویسنده در بخش دوم در قالب چهار فصل موضوعات «آینده‌پژوهی دینی، چیستی و ضرورت»، «کارکردها و جایگاه آینده‌پژوهی دینی»، «اصول و مبانی آینده‌پژوهی» و «روش‌شناسی آینده‌پژوهی» را بررسی کرده است.
 
«دورنمای دینی آینده جهان»، «نشانه‌های تحقق جامعه آرمانی (ظهور)»، «آینده فرهنگ»، «آینده اخلاق و معنویت»، «آینده سیاست و حکومت»، «آینده تعلیم و تربیت»، «آینده اقتصاد و کشاورزی»، «آینده صلح و امنیت» و «آینده علم و تکنولوژی در جهان» نیز 9 فصل سومین بخش کتاب حاضر را شامل می‌شوند و بخش پایانی کتاب نیز به تشریح دو موضوع مهم «رجعت» و «معاد (رستاخیز)» اختصاص دارد.
 
در صفحه 147 در ذیل موضوع «دورنمای دینی آینده جهان» آمده است: «آینده جهان از دیدگاه اسلام، آینده‌ای روشن، اطمینان‌بخش، آرمانی و پر خیر و برکت و دارای فرهنگ غنی و متعالی و حیات طیبه است؛ اما در عین‌حال با سختی‌ها و فراز و نشیب‌‌های فراوانی نیز روبه‌رو است که با گذر از آنها می‌توان به آن جامعه مطلوب و ایده‌آل رسید. این دشواری‌ها و ناملایمات، مردم را به وحشت اتنداخته و جنگ‌های کوچک و بزرگ، تجاوزها و ناامنی‌ها، صف‌آرایی قدرتمندان و … جهانیان را خسته و دلزده کرده است.

تولید و تکثیر سلاح‌های جنگی، نسل بشر را تهدید به نابودی می‌کند و خودسری و طغیان غارت‌گران بین‌المللی، ملل عقب نگه داشته شده را از تمام شئون زندگی ساقط کرده است. محرومیت روزافزون طبقه ضعیف، استمداد گرسنگان جهان و گسترش فقر و بیکاری، وجدان‌های زنده و دل‌های حساس را پریشان نموده است. تنزل اخلاق انسان‌ها، بی‌رغبتی نسبت به امور دینی، روی‌گردانی از قوانین الهی، افراط در مادی‌گری و رونق یافتن مظاهر فساد و شهوت‌پرستی، روشن‌بینان و آگاهان جهان را مضطرب کرده است. این اوضاع، اندیشمندان، عاقبت‌اندیشان و مصلحان را سرگردان نموده و زنگ سقوط انسانیت در گوش آنان طنین انداخته است و آنان را نسبت به اوضاع آینده جهان بدبین کرده است.»

 

همچنین در صفحه 286 درباره عقیده کلی ادیان نسبت به موضوع رجعت و معاد می‌خوانیم: «اسلام و سایر ادیان الهی دارای آموزه‌ها و گزاره‌هایی هستند که با آینده بشریت ارتباط تنگاتنگی دارد؛ در نتیجه با نگاه به طول تاریخ زندگی بشری، می‌توان انگیزه‌های اندیشیدن انسان درباره آینده را به دو عامل مهم نسبت داد: یکی عقل به‌عنوان عامل درونی (حجت باطنی) و دیگری تعالیم انبیای الهی، به‌ویژه تعالیم قرآن و اهل بیت عصمت (ع) به‌عنوان عامل بیرونی (حجت ظاهری). این تقسیم، به معنای تباین و تعارض بین عقل و دین یا علم‌محوری و خدامحوری نیست؛ بلکه باید تاکید کرد درمکتب قرآن و اهل بیت (ع) این‌دو برای تصاحب آینده مطمئن و پایدار، لازم و ملزوم یکدیگرند.»

 

کتاب «آینده‌پژوهی دینی و آینده جهان از دیدگاه اسلام» در 336 صفحه با شمارگان 500 نسخه به بهای 22 هزار تومان از سوی انتشارات علم‌آفرین با همکاری انتشارات پارس ضیا منتشر شده است. 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

بررسی عشق از دیدگاه تفسیرگرایی

[ad_1]

نشست بررسی عشق از دیدگاه تفسیرگرایی برگزار می شود.

به گزارش باشگاه اندیشه، به نقل از روابط عمومی انجمن جامعه شناسی ایران، گروه جامعه شناسی تفسیری این انجمن نشست «بررسی عشق از دیدگاه تفسیرگرایی» را برگزار می کند.

در این نشست، ح. ا. تنهایی سخنرانی خواهد کرد.

زمان: یکشنبه 10 اردیبهشت 1396، ساعت 17 تا 19

مکان: تهران، بزرگراه جلال آل احمد، زیر پل گیشا، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن کنفرانس انجمن جامعه شناسی ایران

با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

[ad_2]

لینک منبع

نقد و بررسی نگارش های علوم قرآنی در ایران معاصر

[ad_1]

نشست نقد و بررسی نگارش های علوم قرآنی در ایران معاصر برگزار می شود.

به گزارش باشگاه اندیشه، به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، این پژوهشگاه با همکاری مرکز هماهنگی و توسعه پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور نخستین نشست از سلسله نشست های «نقد و بررسی نگارش های علوم قرآنی در ایران معاصر» را برگزار می کند.

در این نشست محمد کاظم شاکر سخنرانی خواهد کرد.

زمان: دوشنبه 11 اردیبهشت 1396، ساعت 10 تا 12

مکان: تهران، بزرگراه کردستان، نبش ساختمان آ.اس.پ، خیابان دکتر صادق آئینه‌وند (64 غربی)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سالن اندیشه

با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

[ad_2]

لینک منبع