200 سال از مرگ «جین آستن» گذشت

[ad_1]

 

امروز سالمرگ شکسپیرنثر جهان است؛

 

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۳۰

 

 

امروز هجدهم جولای سالروز مرگ «جین آستن»، رمان‌نویس بنام انگلیسی است. نویسنده‌ای که پس از دو قرن همچنان در میان مخاطبان محبوب است و بسیاری از آثارش بارها و بارها به اقتباسی سینمایی تبدیل شده‌اند.

200 سال از مرگ «جین آستن» گذشت

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بسیاری از مردم دنیا «جین آستن» نویسنده انگلیسی قرن هجدهم را با کتاب «غرور و تعصب» می‌شناسند اما او شش رمان مختلف نوشت که هر کدام چندین بار و در سال‌های مختلف به اقتباسی سینمایی تبدیل و بارها تجدید چاپ شده‌اند.
 
«آستن» یکی از معدود نویسندگانی است که آثارش با عنوان «کلاسیک» در دنیا شناخته می‌شود و خوانندگان بسیاری دارد. او تنها رمان‌نویس پیش از «چارلز دیکنز» است که در عصر خود خوانندگان بسیاری داشت و حتی او را «شکسپیر نثر» می‌نامند.
 
نوسنده «غرور و تعصب» در یک خانواده ساده روستایی به دنیا آمد. پدرش کشیش روستایی در جنوب «همپشایر» و مادرش از خانواده اعیانی بود اما پس از ازدواج با کشیش خود را با زندگی روستایی وفق داد. خانواده وی عاشق ادبیات بود و داستان‌های مهم آن دوره را می‌خواند. 21 ساله بود که شروع به نوشتن داستان کرد و طی دو سال، سه رمان اول خود تحت عناوین «صومعه شمالی»، «حس و حساسیت»، و «غرور وتعصب»  را به نگارش درآورد اما هیچ‌کدام پس از اتمام منتشر نشدند.
 
«حس و حساسیت»، که در ایران با عنوان «عقل و احساس» نیز ترجمه شده است، در سال 1811 منتشر شد و داستان دو خواهر را روایت می‌کند که پس از مرگ پدر باید با اندک پولی به زندگی خود ادامه دهند، یکی تابع احساسات و دیگری تابع منطق است. البته همین موضوع کم و بیش در «غرور و تعصب» نیز پدیدار می‌شود. «غرور و تعصب» در سال 1813 منتشر شد. «آستن» در معروف‌ترین داستان خود درباره فقر ذهنی افراد سخن می‌گوید و نشان می‌دهد چگونه رفتار مغرورانه در برخورد اول موجب برداشت اشتباه از شخصیت دیگران و در نتیجه تعصبات بیجا می‌شود. شخصیت «الیزابت» در این داستان یکی از مهم‌ترین کاراکترهای زن دنیای ادبیات به حساب می‌آید و نویسندگان زیادی در آثار خود از شخصیت «الیزابت» الهام گرفتند زیرا اولین زن مستقلی است که در دنیای ادبیات شکل گرفت. زنی که تحت تأثیر مسائل مالی و ازدواج تن به هر نوع رفتاری نداد و تلاش کرد افکاری مستقل داشته باشد.
 
«آستن» در آغاز از اتفاقات و رفتارهای خویشاوندان خود برای نوشتن داستان بهره می‌گرفت. از دیدگاه او مفهوم «خانواده» برای طبقه متوسط جامعه در مرکز توجه قرار دارد و بی‌شک ازدواج راه رسیدن به ثبات خانوادگی، اقتصادی، و اجتماعی است. به همین دلیل در داستان‌هایش از موضوع ازدواج می‌نوشت. خود وی هیچ‌وقت ازدواج نکرد و بسیار خجالتی بود. تمرکز دقیق او بر افراد خانواده به او شناخت خوبی از زنان داده بود. البته ازدواج دغدغه خود او نبود اما دوست داشت آنچه در جامعه می‌بیند در آثار خود منعکس کند. شاید به همین دلیل است که او را در واقع اولین داستان‌نویس رئالیست می‌دانند. تعاریف و توصیفات واقعی او از جامعه موجب شد در دوره‌های بعد تصویر خوب و واقعی از فرهنگ آن دوره وجود داشته باشد.
 
سال 1800 بود که پدر جین بازنشسته شد و خانواده را به منطقه‌ای به نام باث برد. دور شدن از جایی که «آستن» در آن بزرگ شده بود برایش بسیار سخت بود و بر قریحه نویسندگی‌اش تأثیر گذاشت. او تا 9 سال پس از آن هیچ داستانی ننوشت. پدر «آستن» در همین سال‌ها از دنیا رفت و «جین» به همراه مادر و خواهرش به روستایی دیگر رفتند. «جین» دوباره کار خود را آغاز کرد و سه رمان دیگر با نام‌ها «منسفیلد پارک»، «اِما»، و «ترغیب» را نوشت.
 
«اِما» از دیدگاه بسیاری از منقدان «اولین رمان مدرن» به حساب می‌آید. کتاب در سال 1816 منتشر شد و داستان دخترک ثروتمند و باهوشی را روایت می‌کند که در تلاش است آدم‌های مختلف را به هم معرفی کند تا با هم ازدواج کنند. جالب اینجاست که نظر میانه‌ای درباره این داستان وجود ندارد و خوانندگان یا آن را بسیار دوست دارند یا از آن متنفر هستند. صاحب‌نظران اعتقاد دارند «اِما» پیچیده‌ترین شخصیتی است که «آستن» در آثارش خلق کرده است.
 
«آستن» در سن 42 سالگی از دنیا رفت. در هشت سال پایانی عمر خود در «چاوتون» زندگی کرد. رفت‌و‌آمد او به دوستان و خانواده نزدیک‌اش محدود بود. در سال‌های پایانی عمر خود در حال نگارش کتابی جدید بود اما ناگهان دچار بیماری شد، از دنیا رفت، کتاب ناتمام ماند و هیچ‌وقت منتشر نشد.
 
پس از مرگ و در دوره رمانتیک ادبیات انگلیس از «جین آستن» به عنوان نویسنده‌ای حرفه‌ای یاد می‌شد زیرا اعتقاد داشتند او در زمانه‌ای که زنان فقط دچار احساسات بودند جایگاه بزرگی برای عقل قائل شد. اواخر قرن نوزدهم شهرت «آستن» به اوج خود رسید. «ولادیمیر ناباکوف» از او به عنوان «بزرگ‌ترین نویسنده انگلیسی‌زبان» یاد کرد و «ویرجینیا وولف» او را داستان‌نویس قهاری می‌دانست.
 
«جین آستن» در ایران نیز از محبوبیت فراوانی برخوردار است و آثار او با ترجمه‌های مختلف به بازار عرضه شده است. داستان‌های او بیشتر سرگرم‌کننده هستند و بسیاری از خوانندگان به خصوص زنان برای لذت بردن از وقت خود رمان‌های او را می‎‌خوانند. بسیاری از خوانندگان نیز با خواندن داستان‌های او به کتابخوانی علاقه‌مند می‌شود زیرا سادگی نثر او سبب می‌شود خواننده خسته نشود و داستان را به راحتی دنبال کند.
 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *