مگره و آقای شارل

[ad_1]

مگره و آقای شارل

رمان مگره و آقای شارل نوشته ژرژ سیمنون با ترجمه عباس آگاهی و مکاری نشر جهان کتاب منتشر شد. منتشر شد.

مگره و آقای شارل از مجموعه رمان‌های سربازرس مگره ژرژ سیمنون است و ۸ فصل دارد.

داستان این رمان درباره سربازرس مگره است که به دنبال سر نخی از چرایی و چگونگی ناپدید شدنیک سر دفتر اسناد رسمی است.

 داستان «مگره و آقای شارل» به این ترتیب است که سربازرس مگره و همکارانش در پرونده‌ای که به آن‌ها محول می‌شود، در خصوص ناپدید شدن یک سردفتر اسناد رسمی بسیار سرشناس به تحقیقات گسترده دست می‌زنند و متوجه می‌شوند که سردفتر مورد نظر، زندگی دوگانه‌ای داشته و در کاباره‌های معروف شهر پاریس، به نام آقای شارل معروف بوده است. سوالی که در این میان پیش می‌آید این است که چه کسی می‌توانسته او را سر به نیست کند؟ و اگر جنایتی به وقوع پیوسته، با جنازه سردفتر چه کرده‌است؟

 بخشی از رمان مگره و آقای شارل

«او کیف را به مگره داد. البته خیس و لزج و شل و ول شده بود. سه اسکناس پانصد فرانکی و چند اسکناس صدفرانکی، یک کارت شناسایی و یک گواهینامه رانندگی در آن وجود داشت. مرکب حروف حل شده بود، ولی هنوز بعضی از کلمات خوانده می‌شد.

ـ هیچ چیز دیگه‌ای نبود؟

– چرا. یک دسته‌چک…

ـ اونم به اسم سابن ـ لِوِک؟

ـ آره.

مگره نگاه‌هایی پنهانی به طرف جسد خیسی که روی سنگفرش افتاده بود می‌انداخت. همان‌طور که همیشه در چنین مواردی پیش می‌آمد، ناچار شد برای نزدیک شدن، به خودش فشار بیاورد. شکم بادکرده جسد شبیه خیکی انباشته بود. سینه سرتاسر شکافته بود و امعاء و احشاء به‌رنگ سفید مشمئزکننده‌ای بیرون ریخته بود. بر روی چهره جسد هم دیگر تقریبا هیچ آثاری از یک صورت انسانی باقی نمانده بود.

ـ لاپوانت. برو به لوکورور تلفن کن بلافاصله بیاد این‌جا…


[ad_2]

لینک منبع

نشست نوبل خوانی

[ad_1]

نشست نوبل خوانی

نشست نوبل خوانی شهر کتاب، روز یک شنبه(۲۵ آبان ما) ساعت ۱۶:۳۰ برگزار می‌شود.

در نشست نوبل خوانی آبان ماه، رمان گور به گور اثر ویلیام فاکنر با حضور کاوه فولادی‌نسب و بلقیس سلیمانی، نقد و بررسی می‌شود.

رمان گور به گور از جمله رمان‌های برتر فاکنر است که اول بار سال ۱۹۳۰ به چاپ رسید و داستان درباره جنازه پیرزنی است که طبق وصیت او قرار است در شهر جفرسون دفن شود:

ادی باندرن، زن روستایی، می‌میرد. او وصیت کرده که جنازه‌اش را برای دفن به جفرسن ببرند. جفرسن شهر خانواده ادی بوده، و از محل زندگی فعلیش چند فرسنگی فاصله دارد، طوری که در شرایط عادی با قاطر و گاری و بار، یک تا دو روز راه است. شوهر ادی، انسی، به همراه پنج فرزندشان راه می‌افتند و جنازه را می‌برند تا به وصیت ادی عمل کنند. اما رودخانه طغیان کرده، پل خراب شده، قاطرها می‌میرند، پای یک از بچه‌ها می‌شکند، جنازه می‌گندد، سفر طول می‌کشد، و … این خلاصه ماجراهایی است که درنتیجه آن‌ها ادی «گور به گور» می‌شود.

نشست نوبل خوانی

علاقه مندان برای شرکت در جلسه نوبل خوانی شهر کتاب می‌توانند در زمان یاد شده به نشانی تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، مراجعه نمایند.


[ad_2]

لینک منبع

تربیت درخت کوچک

[ad_1]

تربیت درخت کوچک

رمان «تربیت درخت کوچک» اثر فارست کارتر آمریکایی با ترجمه ژاله مساعد و همکاری انتشارات پیام امروز منتشر شد.

کارتر عضو گروه کوکلاس‌کلان‌ها- افراطیون آمریکایی که در سال ۱۸۶۵ اعلام وجود کردند و اعمال خشونت‌آمیزی چون: به دار کشیدن و آتش زدن سیاه‌پوستان،را انجام می‌دادند – .

«تربیت درخت کوچک» برنده ۳ جایزه ادبی در آمریکا شده است و از روی آن یک فیلم سینمایی ساخته شده است. این رمان به عنوان یکی از منابع درسی تعلیم و تربیت در دانشگاه‌های ایالات متحده تدریس می‌شود.

نام رمان «تربیت درخت کوچک» ناظر بر نام یک کودک با همین نام است که داستان حول محور شخصیت او شکل می‌گیرد. علت این نامگذاری هم رویکرد مردمان سرخ‌پوست آمریکا در نامگذاری کودکان خود با عناوین عناصر طبیعت است.

رمان تربیت درخت کوچک


[ad_2]

لینک منبع

جشن امضای چهار رمان

[ad_1]

جشن امضای چهار رمان

مراسم جشن امضای چهار رمان و نگاهی به داستان نویسی امروز ایران، روز پنج شنبه(۲۲ آبان ماه) ساعت ۱۷ تا ۱۹ در کتاب فروشی ثالث برگزار می‌شود.

 مراسم جشن امضای چهار کتاب در دو بخش برگزار خواهد شد.

بخش اول:  چهار کتاب «زمستان تپه‌های سوما» اثر” اکرم پدرام‌نیا”، «خالی بزرگ»اثر” جمیله دارالشفایی”، «اقیانوس نهایی»اثر” دانیال حقیقی” و «سال درخت»اثر” ضحی کاظمی” رونمایی و برای علاقه‌مندان امضا می‌شود.

بخش دوم: فرشته احمدی، محمد حسینی، محمدحسن شهسواری و مهدی یزدانی خرم درباره «داستان ایرانی از دیروز تا فردا» صحبت می‌کنند. آن‌ها ضمن مرور آن‌چه طی سال‌های اخیر بر ادبیات داستانی ایران گذشته است، دیدگاه‌های خود را درباره روند ادبیات امروز و فردای ایران خواهند گفت.

 انتشارات نگاه که از دو سال پیش انتشار مجموعه‌ای از داستان‌های معاصر فارسی را در دستور کار قرار داده، چهار رمان تازه خود را رونمایی می‌کند و تعدادی از نویسندگان و منتقدان نیز درباره روند داستان‌نویسی معاصر کشور صحبت خواهند کرد.

علاقه مندان برای شرکت در جشن امضای چهار کتاب می‌توانند به نشانی تهران، خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان‌های ماهشهر و ایرانشهر ، مراجعه نمایند


[ad_2]

لینک منبع

انتشار رمان دود

[ad_1]

انتشار رمان دود

رمان دود نوشته حسین سناپور با همکاری نشر چشمه منتشر شد.

«شاید بشود گفت مثلا موضوعش اجتماعی است و زمان وقوع ماجراهاش معاصر است. گرچه ماجراهایش حدود ۱۰ یا دوازده سال پیش اتفاق می‌افتد. البته زمان دقیقش چندان مهم نیست، از این جهت که با وقایع تاریخی خاصی گره نخورده،‌ اما با فضا و مسائل این رمان طبعا گره خورده است، یا دست‌کم من امیدوارم که این اتفاق افتاده باشد.

حسین سناپور داستان نویس کشومان از سال ۱۳۶۳ در کنار نوشتن داستان‌ به نگارش نقد داستان و نقد فیلم وحتی فیلمنامه‌نویسی مشغول بوده و آنها را در نشریات مختلف به چاپ رسانده است. از حدود سال ۱۳۷۲ به مدت هفت سال به عنوان روزنامه‌نگار در بخش‌های ادب و هنر چهار روزنامه کار کرد. تدریس داستان‌نویسی وی از سال ۷۹ شروع شد و نخستین کتاب‌های چاپ شده او داستان‌های بلندی برای نوجوانان بود با نام‌های «پسران دهکده» از انتشارات سروش و «افسانه و شب طولانی» از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

انتشار رمان دود

دیگر اثار سنا پور

داستان

سران دهکده(۱۳۶۹)، افسانه و شب طولانی(۱۳۷۱)، نیمه غایب(۱۳۷۸)، ویران می‌آیی(۱۳۸۲)، شمایل تاریخ کاخ‌ها(۱۳۸۸)، لب‌بر تیغ(۱۳۸۹) و مجموعه داستان‌های گارد باز و سمت تاریک کلمات

کتاب‌های غیرداستانی

“ده جستار داستان‌نویسی”، “جادوهای داستان” و “یک شیوه برای رمان‌نویسی”

 مقالات

“هم‌خوانی کاتبان” در احوالانت هوشنگ گلشیری

مجموعه

“سیاهه من” و “خانه این تابستان و آداب خداحافظی”


[ad_2]

لینک منبع

ابن سینا(در راه اصفهان)

[ad_1]

ابن سینا(در راه اصفهان)

کتاب ابن سینا(در راه اصفهان)اثر ژیلبر سینوئه با ترجمه ندا فراهانی و  انتشارات کوشش منتشر شد.

ابن سینا(در راه اصفهان)روایتی است داستان گونه از زندگی ابن سینا، دارای ۳۱ مجلس(تشکل جمعی) ایت و از زبان جوزجانی روایت شده است.

«این اثر براساس یک نسخه خطی موثق و معتبر تهیه شده است. این نسخه خطی به عربی توسط یکی از شاگردان ابن سینا به نام ابوعبید جوزجانی به تحریر امده است. جوزجانی به مدت ۲۵ سال، افتخار شاگردی ابن سینا را داشته است.»

ایران که روزی به عنوان یک امپراتوری بزرگ در دنیا شناخته می‌شد در زمان بوعلی توسط سلسله‌های محلی، کوچک و کوچک‌تر می‌شد. در میان این سلسله‌ها، دو سلسله به خاطر قدرت زیادی که داشتند مشهورتر بودند: سلسه سامانیان و آل بویه. اما غزنویان نیز سلسله سومی بود که از تفرقه میان آل بویه و سامانیان برای افزایش قدرت خود بهره می‌برد. ابن سینا در چنین روزگار آشفته‌ای چشم به جهان گشود و آثاری جاودان به یادگار گذاشت.

داستان ابن سینا(در راه اصفهان)


[ad_2]

لینک منبع

پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند

[ad_1]

پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند

رمان پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند، اثر جیمز ام. کین با ترجمه بهرنگ رجبی و همکاری نشر چشمه منتشر شد.

پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند دارای ۱۶ فصل است و از مشخصات نوشته‌های کین می‌توان به:ضرباهنگ تند، راوی اول شخص، تعلیق و همچنین زبان محاوره و عامیانه، اشاره داشت.

خلاصه داستان این رمان به این ترتیب است که فرانک شخصیت اصلی که راوی داستان هم هست، ظهر یک‌ روز تابستانی در کالیفرنیای جنوبی از پشت کامیون یونجه‌ بیرون می‌پرد. او که فردی پرسه‌گرد و بیکار است، روبروی غذاخوری «توئین اگز» از کامیون بیرون پریده است. پاپادایاس صاحب غذاخوری با یک پیشنهاد کار، فرانک را در آن‌جا ماندگار می‌کند. اما فرانک خیلی‌زود با زن کافه‌چی هم‌دست شده و نقشه‌های پشت سر هم قتل این و آن را می‌کشند در نهایت سرنوشت فرانک، پاپادایاس و همسرش تلخ و ناراحت‌کننده است…

بخشی از رمان پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند

«یه سواری گیر آوردم که می‌رفت سن‌برنادینو. از شهره قطار رد می‌شد و می‌خواستم یواشکی بپرم تو یه قطار باری که بره سمت شرق. ولی این‌ کارو نکردم. تو یه تالار بیلیاردی به یه یارویی برخوردم و شروع کردم باهاش توپ تو سِر ِدی بازی کردن. یاروئه بهترین شغل ممکن بود برا پول درآوردن که خدا تا حالا سر راه آدم گذاشته، چون یه دوستی داشت که واقعا بازی بلد بود. تنها مشکل این بود که خودش اون‌قدرها خوب بازی بلد نبود. چند هفته‌ای دم‌پر جفت‌شون پلکیدم و دویست و پنجاه دلار ازشون کندم، کل پولی که داشتن، و بعد دیگه باید سریع می‌زدم از شهر بیرون.

یه کامیونی گیر آوردم که می‌رفت طرف مکزیکالی و بعد افتادم به فکر دویست و پنجاه دلارم و این‌که با اون‌همه پول می‌تونستیم دم ساحل هات‌داگی چیزی بفروشیم تا این‌که پول‌مون اون‌قدری بشه که بتونیم خیز برداریم برا یه کار گنده‌تر. این شد که پیاده شدم و یه سواری گیر آوردم و برگشتم گلندل. شروع کردم ول چرخیدن دور و بر فروشگاهی که اون‌ها ازش خرید می‌کردن، به این امید که بربخورم به کورا. حتا چندبار بهش زنگ زدم ولی یونانیه جواب داد و مجبور شدم ادای اینو بیام که شماره رو اشتباه گرفته‌ام…»


[ad_2]

لینک منبع