​مدیا کاشیگر همچنان در آی سی یو بیمارستان امام

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۴

 

 

مدیا کاشیگر، نویسنده، شاعر و مترجم همچنان در بخش ICU بیمارستان امام خمینی (ره) بستری و ملاقات ممنوع است.

​مدیا کاشیگر همچنان در آی سی یو بیمارستان امام

 

سعید طباطبایی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اظهار کرد: مدیا کاشیگر نویسنده، شاعر و مترجم تاثیرگذار و مطرح به دلیل مشکل تنفسی در بخش ICU بیمارستان امام خیمنی (ره) بستری است و وضعیتش نسبت به چند روز گذشته تغییری نداشته است.

وی ادامه داد: در شرایط فعلی، مدیا کاشیگر به دلیل نگهداری در بخش مراقبت‌های ویژه، ملاقات ممنوع است اما طبق آخرین صحبتی که با همسرش داشتم، باید آزمایشی روی او انجام شود تا از طریق جواب آن آزمایش، پزشکان برای روند بهبود او تصمیم بگیرند که در شرایط فعلی و باتوجه به حضورش در ICU نمی‌توان آن آزمایش را انجام داد و باید صبر کرد تا وضعیت جسمانی او بهتر شود.

مدیا کاشیگر سال 1335 به دنیا آمده است. به قلم این شاعر و نویسنده و مترجم ده‌ها جلد کتاب و یکصد‌ مقاله در چهار دهه‌ اخیر منتشر شده است.  از آن جمله می‌توان اشاره کرد به کتاب‌های «خاطره‌هایی فراموش شده از فردا»،«آخرالزمان»،«مرگ موریانه»، «اتاق تاریک». 

این مترجم همچنین آثاری از آلبر کامو، سنت اگزوپری، اوژن یونسکو و پل ریکور و… منتشر کرده است. او همچنین جایزه‌های ادبی یلدا و روزی روزگاری را  راه‌اندازی کرده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

​انتشار جلد پنجم تصحیح انتقادی شاهنامه

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۴۵

 

 

جلد پنجم کتاب «شاهنامه فردوسی» که به تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات این اثر ماندگار می‌پردازد با کوشش مهری بهفر توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

​انتشار جلد پنجم تصحیح انتقادی شاهنامه

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این کتاب تصحیح تازه‌ای از شاهنامه فردوسی است که بر پایه مهم‌ترین دستنویس‌های موجود، مانند دستنویس موزه بریتانیا، فلورانس و … تالیف شده است. به علاوه دستنویس سن ژوزف که به تازگی در بیروت چاپ شده و همچنین تصحیح حمدلله مستوفی برای نخستین بار در این کتاب، تصحیح انتقادی شده‌اند.

شرح یکایک ابیات، تعابیر کنایی، مجازی، استعاری و … بخش دیگر مطالب این کتاب را تشکیل می‌دهد که با گزارش ریشه‌شناسی واژگان متن و بررسی دورنمایه‌ها، رویدادها، شخصیت‌ها و خویشکاری آن‌ها همراه شده است. این مفاهیم با متون مرتبط همزمان و ناهمزمان هم مقایسه شده‌اند.

مطالب کتاب از ابتدا تا انتها، ۱۶ فصل است که به ترتیب «سپاسگذاری»، «جدول نشانه‌های اختصاری نسخه بدل‌ها»، «جدول نشانه‌های آوانویسی و نشانه‌های راهنمای متن»، «داستان رستم و سهراب»، «برگردان عربی: فتح بن علی بنداری اصفهانی»، «برگردان انگلیسی: برادران وارنر»، «فهرست واژ ه‌های گزارش شده»، «فهرست واژه‌های ریشه شناسی شده (ایران باستان)»، «فهرست واژه‌های عربی»، «فهرست واژه‌های غیرایرانی و غیر عربی»، «فهرست نام کسان»، «فهرست نام مکان»، «بیت‌یاب»، «راهنمای کتابنامه»، «کتابنامه‌ی فارسی» و «کتابنامه لاتین» نام دارند.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: «‌داستان رستم و سهراب به لحاظ نوع ادبی حماسه‌ی تراژیک است، یعنی گونه‌ای تلفیقی از ترکیب مختصات حماسه و تراژدی است؛ به این ترتیب که از هریک از این دو نوع ادبی مختصات و ویژگی‌هایی را برگرفته است. این داستان نه در ساختار نمایشی (دراماتیک) که در ساختار روایی حماسه سروده شده است. ارسطو در بوطیقا شباهت حماسه و تراژدی را چنین دسته‌بندی می‌کند: «بین حماسه و تراژدی مشابهت و موافقت تا آنجاست که هر دو از موضوعات جدی تقلید می‌کنند و کلام سنگین و وزین به کار می‌برند. ولی تفاوت‌شان نخست از آن جهت است که حماسه سراسر در یک وزن است و صورت داستان دارد و تفاوت دوم از جهت طول مدت است. بدین معنی که برای حماسه زمان محدود نیست. اختلاف سوم از جهت اجزاء تشکیل دهنده‌ی آنهاست که در هر دو بعضی مشترک و بعضی مخصوص تراژدی است.» (برگردان مجتبایی ۱۳۳۷: ۶۵-۶۴). اما از میان اجزاء شش‌گانه‌ی تراژدی، به تعریف ارسطو – یعنی «داستان، اخلاق، گفتار، فکر، صحنه آرایی و آواز» – دو جزء آخر که اهمیت کم‌تری دارد در حماسه نیست. ولی از میان این شش جزء آنچه “اساس و روح” تراژدی را می‌سازد “داستان” ، یعنی ترکیب وقایع در روندی علی – که مهم‌ترین جزو تراژدی دانسته شده و “اساس و روحتراژدی” است – در داستان رستم و سهراب هست.»

 

جلد پنجم کتاب «شاهنامه فردوسی»  که به تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات این اثر ماندگار می‌پردازد با کوشش مهری بهفر در ۶۱۲ صفحه، شمارگان ۵۵۰ نسخه و قیمت ۶۴ هزار تومان منتشر شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

انتشار رمانی جدید از نویسنده «مرد زنجبیلی»

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۴۳

 

 

«تابستان غم‌انگيز ساموئل اس» نوشته جی. پی. دانیلوی با ترجمه رضا اسکندری‌زاده منتشر شد.

انتشار رمانی جدید از نویسنده «مرد زنجبیلی»

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «تابستان غم‌انگيز ساموئل اس» نوشته جی. پی. دانیلوی با ترجمه رضا اسکندری‌زاده از سوی نشر هیرمند منتشر شد. نشر هیرمند پیش‌ از این رمان موفق «مرد زنجبیلی» را از این نویسنده منتشر کرده بود.

«تابستان غم‌انگيز ساموئل اس» كوتاه‌ترين رمان جی. پی. دانليوی، حكايت طنز تلاطمات روانی يک بيمار روانی آمريكايی است كه برای درمان، به مهد روانكاوی آن دوران، يعنی ويَن دهه‌ی 60 می‌رود. اما روانكاو در تلاش مذبوحانه برای درمان كردن روح زخم‌خورده‌ی بيمار، خودش به جايی می‌رسد كه به‌اندازه‌ی تار مويی با جنون فاصله دارد.

رمان كوتاه فلسفيِ جی. پی. دانليوی، «تابستان غم‌انگيز ساموئل اس»، نشان می‌دهد چيزهايی كه انسان به آن‌ها اعتقاد ندارد هم می‌تواند به‌اندازه‌ی اعتقادات اشتباه، فلج‌كننده باشد. دانلیوی در ساموئل اس، مردی را به تصوير می‌كشد كه هيچ كاري از او ساخته نيست، الّا پذيرش مرگ. نام فاميل اس، آشكارا به واژه‌ی Singular يا مفرد اشاره می‌كند؛ و نابودی انسان در تنهايی و انزوا را نمایان می‌کند.

 

نيويورک تايمز  درباره این اثر نوشت، «ملغمه‌ای خوش‌فكر از لوده‌گی و طنز.»، همچنین شيكاگو امريكن، در این‌باره نوشت؛ «بینهايت خنده‌دار و درعين‌حال تلخ‌وشيرين. با چنان مهارتی پيكربندی شده كه حتی نفسانيت بیپرده‌اش مسحوركننده است.» و مجله‌ تايم‌در گزارشی درباره این کتاب گفته است: «دانليوی در اين اثر كوتاه، به شرح نبرد كوچكِ تنازع‌بقای روح در اتاق‌خواب و قلب‌های جهانيان می‌پردازد. «ساموئل اِس» اين قهرمان مقيّد به اصول تک‌روانه‌ی فردی، سرزنده‌ترينِ ماه‌زدگان است.»

 

نشر هیرمند «تابستان غم‌انگیز ساموئل اس» را در 89 صفحه، با شمارگان 1000 نسخه، به قیمت 8 هزار تومان روانه بازار کتاب کرده است.

 

جی. پی. دانليوی نويسنده‌ی ايرلندی – آمريكايی در ژانر اجتماعی – كمدی سياه، در اواخر دهه‌ی 50 ميلادی به‌واسطه‌ی انتشار رمان جاودانه‌ی «مرد زنجبيلی» به شهرت رسيد كه با شمار 45 ميليون نسخه و چاپ بلاانقطاع 60 ساله‌اش در فهرست 100 رمان برتر قرن بيستم، رتبه‌ي 99 را از آن خود كرد و به 25 زبان مختلف ترجمه شد. وی تحصيل در رشته‌ ميكروبيولوژی كالج ترينيتی دابلين را با رويای نويسندگی رها كرد و با انتشار «مرد زنجبيلی» نام خودش و كالج ترينيتی را در عرصه‌ ادبيات جاودانه كرد. دانليوی به سال 2016 جايزه‌ يک عمر دستاور هنری نويسندگان ايرلندی را از آن خود كرد و همچنين از سوي كالج ترينيتي به دريافت دكترای افتخاری نايل شد. وی امروزه (در سن 91 سالگی) به مدت 40 سال است كه در املاكش موسوم به لوينگتون‌پارک در حومه‌ دابلين سكونت دارد.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

مدیا کاشیگر نویسنده و شاعر در بیمارستان بستری شد

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۲۶

 

 

مدیا کاشیگر، در بیمارستان امام خمینی (ره) بستری شد.

مدیا کاشیگر نویسنده و شاعر در بیمارستان بستری شد

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مدیا کاشیگر نویسنده و شاعر و مترجم تاثیر گذار و مطرح  به دلیل مشکل تنفسی در بخش  اورژانس بیمارستان امام خیمنی (ره)بستری شده است.

این شاعر و نویسنده از پنج روز  پیش تحت درمان و مراقبت قرار گرفته است.

 

مدیا کاشیگر چندی پیش هم به دلیل مشکل حاد تنفسی  در  بیمارستان فیروزگر  برای مدت یک هفته  در بخش مراقبت های ویژه بستری شده بود.

 

مدیا کاشیگر سال 1335 به دنیا آمده است. به قلم این شاعر و نویسنده و مترجم ده‌ها جلد کتاب و یکصد‌ مقاله در چهار دهه‌ اخیر منتشر شده است.  از آن جمله می‌توان اشاره کرد به کتاب‌های «خاطره‌هایی فراموش شده از فردا»،«آخرالزمان»،«مرگ موریانه»، «اتاق تاریک». 

این مترجم همچنین آثاری از آلبر کامو، سنت اگزوپری، اوژن یونسکو و پل ریکور و… منتشر کرده است. او همچنین جایزه‌های ادبی یلدا و روزی روزگاری را  راه‌اندازی کرده است.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

رومانتیک‌سرایی، فلسفه­‌نمایی و تعارض­‌های انتقادی

[ad_1]

رومانتیک‌سرایی، فلسفه­‌نمایی و تعارض­‌های انتقادی

 

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سریا داودی حموله: این مجموعه سومین کتاب غزل جواد نعمتی است و او پیش از این دو کتاب «باران به سلیقه‌ی تو می‌بارد» و «پنجه بر دیوار» را منتشر کرده است.

«… شهر تهران کویر متروکی‌ست …

ـ ای مادیان سرکش صحرای ترکمان/ اسطوره‌ی همیشگی و بغض ‌توامان/مرداد بی بدیل و  پری واره‌ی غزل/ نقشینه‌ی نشسته به قانون شوکران/ آغاز می‌کنم شب خود را به نام تو/ پر می‌کشی پرنده شوی رو به آسمان.»

جواد نعمتی در مجموعه‌ی «مرد مرموز» ذهنیت خویش را در قالب کلاسیک می‌ریزد تا به واسطه­‌ی حس­‌های مفهومی مضمون­‌های عاشقانه و اجتماعی را توصیف کند.

رومانتیک‌سرایی، فلسفه­‌نمایی و تعارض­‌های انتقادی سه‌ ایده­‌ی غالب شعرها شمرده می‌­شود. در این راستا مضمون‌­های «عشق ـ مرگ» و «انسان ـ طبیعت » کاملا حسی ـ مفهومی هستند. آشنازدایی­‌های لفظی ـ معنایی در تشبیه و استعاره‌­ها نهفته است. شعرهایی با شکل ساختاری ساده که بر گرفته از ذهن خلاق شاعری است که به صدای همه­‌ی پدیده‌­ها گوش می­‌دهد:

ـ تو از ترانه نوشتی، من از قبیله‌ی سردم/ تو از غمی که نداری،من از خطای نکردم.

شاعر با سنت‌­های کلاسیک آشنا است، تابع احساسات فردی و اجتماعی است. با ریزه­‌کاری‌های کلامی مضامین بدیع در قالب ریخته است. سعی وافر بکار برده که کلامش مفهوم‌مند باشد. دنبال لحظه­‌های ناب سرودن است درتلاش است با کلمات تصویر بسازد و بدون ابهام و ایهام مخاطب را درگیر مضمون کند. به واسطه‌­ی لحن مدرن چگونگی شیوه­‌ی سرایش را حفظ کرده است.

معمولا وجوه عاطفی را به طبیعت گره می­‌زند، با لحن لطیف به سمت باورهای عینی می‌رود و معناهای ضمنی را جلوه می‌­دهد. گاهی‌ با زبان نیش­‌دار و کنایه­‌آمیز از خط قرمزها می­‌گذرد. برای مرعوب کردن خواننده ‌تقارن­‌ها را ‌در تغزل مدرن کاشته است. با رفتار ‌زبانی هنجارمند برخورد شهودی با جهان پیرامون دارد. با ارتباط ساختاری بین الفاظ سعی در باز نمود ساختار محتوایی دارد و به واسطه‌­ی کلام حسی- ‌مفهومی آرمان و رویاهای خود را ‌به رشته سخن در می­‌آورد.

گرچه به «من» شعری عینیت‌مندی داده است، اما در این هست‌مندی گرفتار طبیعت ناآگاه است. در این ‌لحظه وارگی تجربیات ذهنی را بازآفرینی کرده ‌و احساسات خود را بر انگیخته است. گرچه بیشتر درگیر مفاهیم ‌تعارضی است، اما ‌درکی که از ادبیات،تاریخ، طبیعت، اشیاء و رنگ‌ها دارد ستودنی است:

ـ چقدر از تو بگویم و بی تو جان بدهم/ همیشه سم خودم را به دیگران بدهم/ چقدر نقش تو را در خیال خود بکشم/به جای ماه و ستاره به آسمان بدهم/ تو ماه من شوی و دست من به تو نرسد/ فقط به دست اشاره  تورا نشان بدهم./

ساختار باورمندانه به علت معنا‌پذیری است. شعرها بیشتر وضعیت جوششی و ذاتی دارند، و تصویر‌سازی عمدتا مبتنی بر تشبیه و  استعاری است. تخیل، عاطفه و احساس به سطرها‌ گره خورده است.

این مکاشفه‌های تغزلی‌ـ‌غنایی تأثیری بس شگرف تقابل­‌های تعارضی دارند. آن چنان که جزییات به شکل ذهنی و زبانی بازتاب‌های تقابلی خواهند داشت. سویه­‌های فرمالیستی و تمهیدات اومانیسم‌گرایی برگرفته از پشتوانه‌­ی ادبی است. تک گویی­‌ها متاثر از شناخت شکل و ظرفیت­‌های ادبی است. این نوع شکل ادبی از ذهنیت تقابل‌های تعارضی نشات می­‌گیرد:

ـ  شهر تهران کویر متروکی­‌ست، در مسیری غریبه و مرموز/ جاده­‌هایی همیشه بن‌بست‌، و استوایی همیشه مرطوبم/ مرد مرموز این خیابانم، قصه‌هایم قصیده­‌ای تلخ است/ عقده­‌های همیشه­‌ی خود را بر سر این کلاغ می­‌کوبم./ زیر پایم همیشه می‌لرزد،انزوایی نگفتنی دارم/ خشک خشکم اگر چه می­‌بارم، بکر بکرم همیشه مرطوبم.

مضمون­‌های رمانتیک، اجتماعی و تاریخی اغراق و کنایه را در خود نهفته دارد. هدف اصلی تصویر سازی­‌ها، نوعی تقابل بین ساختار احساسی و محرک­‌های ‌دنیای عینی است. از نظر مضمونی شعرها استخوان‌بندی محکمی دارند. وزن عروضی ابیات هماهنگ ‌با ساختار معنایی است.

البته این ذهنیت‌گرایی و کل‌نگری به ساختار‌شکنی ختم نمی­‌شود. بلکه در این جولانگاه انبوهی از تشبیه، استعاره و تصاویر پشت سر هم ردیف می‌شوند. تاکید روی المان­‌های زبانی جزو اتفاق­‌های زبانی شعر است. به طوری که تصاویر و ایماژها عینیت‌مند هستند.

تصاویر روایی از زندگی پیرامون شاعر  نشات می­‌گیرند، و ‌نقطه قطعی به شکل جزییات بیان می­‌شود،به طوری که گویا زبان در این قالب جانی دوباره گرفته باشد. مطابق دستور و قواعد زبان معیار سطرهای تقابلی شگرفی دارد که بیشتر وابسته به طیف­‌های حسی است:

ـ برای از تو نوشتن دلیل لازم نیست/ و حس شاعر و از این قبیل لازم نیست/ شبیه دایره­‌ام مرکز جهانم باش/ که در تصور من مستطیل لازم نیست/ بیا که با تو بخوانم سرود باران را/سپاه خسته و طغیان فیل لازم نیست./

شعر در هر لباسی حرفی برای گفتن دارد و شاعر در تلاش ‌است تا به کمک واژه‌ها مفاهیم بدیع ‌را در طرحی تازه در افکند.

[ad_2]

لینک منبع

روایت نویسندگان مسافر بوسنی از پیاده‌روی صلح

[ad_1]

 

​در نشست «17 دقیقه حرف حساب» ارائه می‌شود

 

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۲

 

 

نویسندگان حاضر در مراسم امسال پیاده‌روی صلح (مارشِ میرا) در بوسنی با حضور در برنامه «17 دقیقه حرف حساب» با عنوان «روایت سربرنیتسا»، مشاهدات و تجربه‌های خود را از این سفر بیان می‌کنند.

روایت نویسندگان مسافر بوسنی از پیاده‌روی صلح

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، نویسندگانی که به تازگی از سفر بوسنی و برنامه «10 روز در بالکان» به کشور بازگشته‌اند در نشست روز یکشنبه با علاقه‌مندان و اهالی رسانه، روایت‌های خود را از این سفر و شرکت در مراسم سالگرد نسل‌کشی سربرنیتسا ارائه خواهند داد.

مجید قیصری، داستان‌نویس، مدرس قصه‌نویسی و برگزیده جایزه جلال آل‌احمد، مریم برادران، نویسنده کتاب «ر» و برنده جایزه جلال آل‌احمد، حامد عسکری، ترانه‌سرا و برگزیده جشنواره شعر فجر و همچنین محسن رضوانی، شاعر و نویسنده رمان «گچ‌پژ» در برنامه «17 دقیقه حرف حساب» با عنوان «روایت سربرنیتسا» سخنرانی و شعرخوانی خواهند داشت.

محمدرضا شهیدی‌فرد، افروز مهدیان، مرتضی قاضی، رادمان رسولی مهربانی، حسن حبیب‌الله‌زاده و مهدی قزلی نیز که در برنامه امسال پیاده‌روی صلح (مارش‌میرا) و مراسم سالگرد نسل‌کشی سربرنیتسا حضور داشتند در این برنامه حاضر خواهند بود.

نشست‌های «17 دقیقه حرف حساب» از سه سال پیش تاکنون در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار می‌شود و بر ارائه خلاقانه و مستقیم ایده سخنران در ۱۷ دقیقه مبتنی است.

این نشست با عنوان «روایت سربرنیتسا»، یکشنبه آینده یکم مرداد از ساعت 11 در تالار جلال آل‌احمد بنیاد شعر و ادبیات داستانی، واقع در خیابان کریمخان‌زند، خیابان سنایی، کوچه اعرابی 5، پلاک 6 برگزار می‌شود.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

​دومین مجموعه شعر الینا نریمان منتشر شد

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۱

 

 

دومین مجموعه شعر الینا نریمان با عنوان «کم‌کم چروک‌های صورتم را می‌شمارم» توسط انتشارات مروارید وارد بازار نشر شد.

​دومین مجموعه شعر الینا نریمان منتشر شد

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، الینا نریمان که نخستین کتابش با مقدمه احمدرضا احمدی در سال 94 منتشر شد و در جشنواره شاملو مورد تقدیر قرار گرفت، دومین اثرش با عنوان «کم‌کم چروک‌های صورتم را می‌شمارم» را توسط انتشارات مروارید منتشر کرد.

این کتاب از سه دفتر به نام‌های «حرفی افتاده بود از دهانم که نمی‌توانستم نقاشی‌اش کنم»، «چیزی برای از دست دادن نداشت مرگ» و «غروب جا مانده بود ما برای همین زود پیر شدیم» تشکیل شده است که در دفتر اول 29 شعر، دفتر دوم 24 شعر و در دفتر سوم 31 شعر وجود دارد.

الینا نریمان در توضیح این اثر گفت: از همان سال‌های نوجوانی که تنهایی عمیق کلمات، به مفهوم واقعی و جدی آن دچار شدم، همواره به این مطلب می‌اندیشیدم که مگر وظیفه‌ی شاعر، به غیر از شناساندن درست جهان پیرامون انسان و توصیف و تقسیم به هنگام آگاهی و عواطف او، چیز دیگری می‌تواند باشد؟!

وی ادامه داد: در نخستین مجموعه‌ام سعی کردم حد فاصل تصور و تصویر را از بین ببرم و در کنار وجوه عاطفی شعر، دغدغه‌ها و دچارزدگی‌های انسان امروز را روایت کنم. انسانی که –به خواسته- بخش بزرگی از جهان شعری من است. حالا که نوبت به «کم‌کم چروک‌های صورتم را می‌شمارم» رسیده است، باز  هم همان اندوه‌های انسانی گریبان کلماتم را گرفته‌اند. مگر انسان چیزی خارج از جهان پیرامونش می‌تواند باشد. جهانی که با مفاهیم عظیمی مثل رنج، تنهایی، تبعیض، خشونت و … آغشته گشته است.

در یکی از شعرهای این کتاب می‌خوانیم:‌

«روى نيمكت نشستيم

و با وسواسى زياد

تنهايي مان را قيچى كرديم

وقتى پاييز لبهاى درختان را بوسيد

شهر پر شده بود از تنهايى»

دومین مجموعه شعر الینا نریمان با عنوان «کم‌کم چروک‌های صورتم را می‌شمارم» در 118 صفحه، شمارگان 550 نسخه و به‌بهای 11 هزار تومان توسط انتشارات مروارید راهی بازار نشر شد.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

​انتشار رمانی عاشورایی

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۲۸

 

 

رمان عاشقانه – عاشورایی «فردا مسافرم»، اثر مریم راهی توسط انتشارات نیستان راهی بازار نشر شد.

​انتشار رمانی عاشورایی

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رمان«فردا مسافرم» نوشته مریم راهی یکی از تازه‌ترین آثاری است که با چنین رویکری و در پی چنین اتفاقی از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.
 
راهی که دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته زبان‌شناسی است پیش از این نیز دو اثر داستانی «برپا» و «یوما» را منتشر کرده بود که رمان «یوما» را شاید بتوان یکی از معدود آثار بلند داستانی دانست که در ستایش و شرح زندگی بزرگ بانوری اسلام، حضرت خدیجه کبری(س) نوشته شده است.

راهی در رمان تازه خود با عنوان «فردا مسافرم» داستانی عاشقانه را در دل روزهای پر مصیبت پس از واقعه عاشورا روایت می‌کند. دختری عاشق پیشه از اهالی کوفه که پدرش روزگاری نه چندان دور سفیر امام علی(ع) بوده و برای حرب با دشمنان حسین از کوفه خارج شده است. پدر اما چند روزی پس از عاشورا به خانه بازگشته و از شدت و حیرت از آنچه دیده قادر به صحبت نیست و در همین حین کاروان اسرای اهل بیت(ع) نیز به شهر وارد می‌شود و دختر به دیدار آنان می‌شتابند و از زبان آنها به روایت از آنچه رخ داده می‌پردازد.

داستان اما در این اندازه خلاصه نمی‌شود. بخش‌های قابل توجهی از متن داستان روایتی است از زندگی برخی از شخصیت‌های خاندان نبوی است. نویسنده در فصولی از رمانش با بازگشت به گذشته و روایت سرگذشت تاریخی برخی از چهره‌های خاندان نبوی سعی دارد تا برخی از خصوصیات آنها را که از ازل در درون‌شان نشسته را به قلم و کلمه بکشاند.

فردا مسافرم رمانی است عاشقانه که سه لایه از عشق را برای مخاطب خود معرفی می‌کند. عشق قهرمان داستان به پسری کوفی که از امضاکنندگان نامه دعوت حسین‌بن علی(ع) به کوفه است، عشقی که اسرا و خانواده شهدای عاشورا به خاندان خود ابراز می‌کنند که بسیار سوزنده و در عین حال شیرین است و عشقی که فرزندان و پدران خاندان اهل بیت(ع) نسبت به آنها ابراز می‌داشته‌اند.

مریم راهی در سومین تجربه داستان‌نویسی خود در این رمان، به فخامت و پختگی زبانی قابل توجهی دست پیدا کرده است، کلمات و عبارات و میزانسن داستانی را به خوبی شناخته و از پس مقتضیات خلق درام برآمده است. او رمانی چند لایه را نوشته است که هم می‌توان از تک تک جملاتش به صورت مجزا لذت برد و شیرینی و حس خواندن و شنیدن روضه را در جان زنده کرد و هم دل به ساختار داستانی آن بست. 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

برگزارى دوره‌هاى «آل‌جلال» در کشور موجب عدالت آموزشی می‌شود

[ad_1]

برگزارى دوره‌هاى «آل‌جلال» در کشور موجب عدالت آموزشی می‌شود

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، محمدرضا شرفى‌خبوشان، نويسنده و مدرس داستان‌نويسي درباره برگزارى دوره‌هاى داستان‌نويسي آل‌جلال در استان‌هاي مختلف كشور و کشف استعدادهای جوان در اقصی نقاط ایران گفت: هرچه تعداد دكان‌هاى نويسندگى و آموزش داستان‌نويسى بيشتر باشد، نه تنها سود بيشترى به حوزه نوشتن مى‌رسد؛ بلكه اين كار لازم است و يك كار اساسى و بنيادى محسوب مى‌شود.

وي افزود: پايه گسترش داستان در كشور، آموزش است و چه بهتر كه اين آموزش در تمام استان‌ها و براى تمام علاقه‌مندان برگزار شود. مانند آنچه بنياد شعر و ادبيات داستانى با دوره‌هاى آل‌جلال محقق كرده است. در اين دوره‌ها علاقه‌مندان به داستان‌نويسى در هر استانى، امكان حضور در اين دوره‌ها را پيدا مى‌كنند و چه به صورت فشرده و چه در شكل دوره‌هاى چند روزه از اساتيد اين عرصه و امكاناتى كه در تهران براى هنرجويان دوره‌هاى نويسندگى فراهم شده است، بهره مى‌برند.

نویسنده رمان «عاشقی به سبک ون‌گوک» ادامه داد: دوره‌هاى داستان‌نويسى بنياد شعر و ادبيات داستانى براى گسترش داستان و توليد داستان و به نوعى در خدمت قرار دادن امكانات براى همه علاقه‌مندان به داستان‌نويسى در كل كشور خيلى لازم است و به نوعى عدالت آموزشى محسوب مى‌شود.

وي تأكيد كرد: اينكه استادان مسلم داستان‌نويسى در ايران به همت بنياد شعر و ادبيات داستانی، دوره‌ها و كارگاه‌هاى آموزشى آل‌جلال را در استان‌هاى سراسر كشور برگزار مى‌كنند، كارى قابل اعتنا و البته ارزشمند است.

شرفي‌خبوشان در بخش ديگري از سخنانش درباره اينكه با برگزارى دوره‌هاي آل‌جلال بايد به دنبال چه نتايجى بود، گفت: يكى از اهداف اصلي اين دوره‌ها، شناخت استعدادهاست. پس يكى از نتايج خوب دوره‌هاى آل‌جلال، شناسايى استعدادهاى نابى است كه در استان‌هاى كشور پراكنده‌اند. افراد مستعد و صاحبان قلم كه با برنامه‌ريزى روى استعدادشان به نتايج سودمندى خواهيم رسيد.

وي افزود: هم‌اكنون بنياد براى شناسايى اين استعدادها برنامه دارد و در قالب كارگاه‌هاى تخصصى‌تر با اين نويسندگان جوان و توانمند كار مى‌كند كه نتيجه آن توليد يك مجموعه داستان و نگارش چند رمان است.

خالق رمان «بي‌کتابي» سپس در خصوص نتايج نهایی دوره‌هاي آل‌جلال اظهار داشت: خروجى نهايى اين دوره‌ها بايد همان شناسايى استعدادها باشد. همچنين اگر كارگاه‌ها به شكل تخصصى‌ترى در استان‌ها برگزار شود، كيفيت توليد آثار در تمام کشور بالا مى‌رود و اين، دیگر ثمره برگزارى كارگاه‌هاى داستان‌نويسى است. سومين نتيجه مورد انتظار، دستيابى به الگوي برگزارى دوره‌هايى مانند آل‌جلال در استان‌هاى مختلف است كه در آن داستان‌نويسى به همان شكلى كه در اين دروه‌ها ارائه مى‌شود، آموزش داده شود.

وي ادامه داد: در برگزارى دوره‌هاى داستان‌نويسى آل‌جلال، استعدادهاى بسياري شناسايي شده‌اند. در حقيقت، وقتى اين كارگاه‌ها به طور مرتب برگزار مى‌شوند، آثار نويسندگان جوان مطرح و شناخته مى‌شود و هر استانى براى خودش نويسندگانى را معرفى مى‌كند كه حتى امكان مطرح شدن در سطح كشور را دارند. به خصوص در كارگاه اخيري كه در استان گلستان و در شهر گرگان برگزار شد و تدريس آن به عهده من بود، استعدادهاى ناب را از نزديك مشاهده كردم. نويسندگان جوان از شهرهاى مختلف استان در اين كارگاه حضور داشتند و توانمندى قلمى خود را به رخ كشيدند.

شرفي‌خبوشان همچنين درباره امكانات منحصر به ‌فرد نويسندگان شهرستانى در قياس با نويسندگان پايتخت‌نشين گفت: در اين باره مى‌توان جغرافيا، بوم و فرهنگ اختصاصی هر شهر را نام برد. هر داستان‌نويسى در هر جايى با نگاه به فضاى داستانى‌اش مى‌تواند قصه خودش را خلق كند و فضاي متعلق به شهر خودش را موضوع داستانش قرار دهد.

وي افزود: محيط شهرى تهران در هر استانى وجود دارد؛ اما براى نمونه، فرهنگ، سنت و طبيعت استان گلستان، تنها مختص اين استان است. اين اختصاص، ظرفيت و فرصتى براي نويسنده گلستانى فراهم مى‌كند كه درباره آن بنويسد؛ كارى كه براى نويسندگان ديگر استان‌ها سخت است و شايد ممكن هم نيست.

شرفي‌خبوشان در پايان سخنانش گفت: در داستان‌نويسى، جهانى شدن از طريق بومى‌گرايى و وارد شدن به فضاى زندگى و شكل زندگى امكان دارد. مى‌توان با تأكيد بر اين مسأله، كارگاه‌هاى تخصصى‌ترى در استان‌ها برگزار كرد تا ظرفيت‌ها روايى، بومى، مردم‌شناختى، جغرافيايى و … استان را بيان كند كه بدون شك نتايج بسيار سودمندى به همراه خواهد داشت.

یادآور می‌شود، بنیاد شعر و ادبیات داستانی، دوره‌های آموزشی شعر و داستان را برای تابستان امسال در شهرها و استان‌های مختلف در دست برنامه‌ریزی و اجرا دارد. این بنیاد، اخیراً سه تن از نویسندگان و مدرسان داستان به نام‌های داوود امیریان، شهریار عباسی و محمدرضا شرفی خبوشان را برای آموزش داستان‌نویسی به شهرهای مشهد، گرگان و پارس‌آباد اعزام کرد که امیریان، تدریس دوره آل‌جلال بنیاد در پارس‌آباد را عهده‌دار بود.

[ad_2]

لینک منبع

سیمین بهبهانی همیشه شاعرانه زندگی کرد

[ad_1]

 

​گفت‌وگو با غزل تاجبخش در زادروز سیمین بهبهانی

 

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۳

 

 

غزل تاجبخش، شاعر پیشکسوت گفت:سیمین بهبهانی همیشه شاعرانه زندگی کرد و زندگی او چیزی جز شعر نبود. این زندگی شاعرانه او را از سایر شاعران متمایز کرده بود.

سیمین  بهبهانی همیشه شاعرانه زندگی کرد

 

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: بیست و هشتم تیرماه، زادروز بانوی غزل ایران، سیمین بهبهانی است. شاعری که چندین وزن عروضی را به شعر فارسی اضافه کرد. درباره این شاعر و شعر هایش با غزل تاجبخش شاعر پیشکسوت گفت‌وگو کردیم.
 
اهمیت شعر‌های سیمین بهبهانی در چیست؟
هر آمدنی رفتنی دارد و این وسط چرایی وجود ندارد. ما باید بپذیریم که برنامه خداوند است که انسان می‌آید، عمر می‌کند و می‌رود. در این بین چیزی که اهمیت دارد لحظه‌هاست. یعنی اینکه ما چه طور از عمر خود استفاده می‌کنیم و این عمر چقدر مفید بوده است. به نظر من سیمین از لحظه لحظه عمرش به درستی استفاده کرد و شاید به همین دلیل است که ما امروز و با گذشت چندسال از مرگ او درباره‌اش سخن می‌گوییم. برخی به اشتباه  تصور می‌کنند که سیمین بهبهانی ضددین بود؛ این قضاوت‌ها من را آزرده‌خاطر می‌کند؛ اگر کسی اشعار او را می‌خواند، متوجه می‌شد او بر اساس دریافت‌هایی‌ از آموزه‌های دینی شعرهایی سروده است که تا سال‌ها ماندگار خواهند شد و به نظر شاید کمتر کسی این‌طور دقیق به این نشانه‌ها دقت کرده باشد.
فروغ فرخ‌زاد و سیمین بهبهانی هم دوره بودند و هر دو به شجاعت در جامعه مطرح هستند، آیا جنس این شجاعت به یک شکل است؟
خیر. جنس شجاعت و شهامت این دو نفر به یک شکل نیست؛ چراکه فروغ فرخ‌زاد شهامت گفتاری در بیان احساسات داشت اما سیمین بهبهانی کوبنده و با شهامت در مورد مسایل اجتماعی حرف می‌زد.
به اعتقاد شما جدیدتی که سیمین بهبهانی در ادبیات داشت؛ آیا در شاعران جوان امروز نیز وجود دارد؟
خداوند استعدادهای مختلفی در  آدم‌ها قرار داده است اما استفاده کردن از این استعدادها کاری است که ما باید انجام دهیم؛ سیمین بهبهانی کاری جز استفاده  از استعدادهایش  در لحظه لحظه عمر  نکرد. این رفتار او باعث شد که بتواند پله‌های موفقیت را یکی پس از

من هم حسین منزوی و هم سیمین بهبهانی را دوست دارم. اما هیچ‌وقت به‌خاطر ندارم که این دو نفر باهم در جلسات انجمن غزل حضور داشته باشند.

دیگری طی کند. اگر کمی دقت کنیم متوجه می‌شویم زنان شاعر هرکدام ویژگی‌هایی داشتند. برای مثال، پروین آن‌قدر جدی و محکم شعر می‌نوشت که برخی‌ معتقد بودند، شعرها از او نیست و برای یک شاعر مرد است. فروغ فرخ‌زاد دقیقاً برعکس او بود و کاملاً زنانه می‌نوشت. رابعه به یک شکل دیگر و سیمین از زاویه‌ای نو به دنیا نگاه می‌کرد. برای درک بهتر، طاهره صفارزاده هم‌نسل سیمین بهبهانی بود و شاعری توانمند، اما سیمین به دلیل شهامتش از او و سایر شاعران جدا بود. به جرأت می‌توانم بگویم که سیمین حرف‌هایش را در شعرهایش بیان می‌کرد و حرف ناتمام بر جا نگذاشته است.
 
سیمین بهبهانی سال‌ها روی حوزه وزن کار کرد و سرانجام چندین وزن جدید را در شعر فارسی به وجود آورد. دلیل این کار چه بود؟
این کارها از نوآوری و خلاقیت او بود. این روزها برخی از شاعران جوان که در جلسات انجمن غزل شرکت می‌کنند کتاب‌های شعرشان را برای من می‌آورند که در آنها دست به خلاقیت زده‌اند اما متاسفانه اکثر آن‌ها موفق نبوده‌اند. اکثر انسان‌ها دوست دارند که دست به خلاقیت و ابداع بزنند اما در این میان تنها برخی از این افراد موفق می‌شوند. سیمین یکی از این افراد موفق بود و این موفقیت تنها مختص غزل‌هایش نبود و این خلاقیت را ما در ترانه‌هایش که این روزها با صدای همایون شجریان پخش می‌شود، نیز می‌شنویم.
 
بر اساس برخی حرف‌ها، اختلاف‌هایی میان حسین منزوی و سیمین بهبهانی طرح شده، آیا این دو شاعر بزرگ در جلسه‌ها شعر شما هم به مشکل برخورده بودند؟
من هم حسین منزوی و هم سیمین بهبهانی را دوست دارم. اما هیچ‌وقت به‌خاطر ندارم که این دو نفر باهم در جلسات انجمن غزل حضور داشته باشند. متاسفانه حرف‌هایی درباره اختلافات این دو نفر می‌زنند که به‌نظرم قشنگ نیست. به یاد دارم که در برخی از جلسات که حسین منزوی حاضر می‌شد عده‌ای برای او قیافه می‌گرفتند و در مقابل او هم چنین کاری می‌کرد، که از نظر من درست نبود. این روزها هم ژست‌گرفتن در جامعه ما بسیار مد شده است. بازیگر قیافه می‌گیرد، خواننده قیافه می‌گیرد، شاعر قیافه می‌گیرد و انگار این قیافه گرفتن عادت ما شده است و فراموش کرده‌ایم که اگر به جایگاهی رسیده‌ایم، به دلیل لطف و سرمایه‌ای بوده که خداوند به ما داده است. برخی‌ها هنوز هم در نوشته‌هایشان برای دیگران شاخ و شانه می‌کشند این رفتار در زمان سیمین هم زیاد اتفاق افتاد و خیلی‌ها چشم نداشتند موفقیت سیمین بهبهانی را

برخی‌ها هنوز هم در نوشته‌هایشان برای دیگران شاخ و شونه می‌کشند این رفتار در زمان سیمین هم زیاد اتفاق افتاد و خیلی‌ها چشم نداشتند موفقیت سیمین بهبهانی را ببینند

ببینند. بعضی وقت‌ها این دعواها آنقدر بالا می‌گیرد که کار به رسانه‌ها می‌کشد و واقعا وقتی من شاهد این رفتارهای ناپسند از شاعران‌مان هستم، خجالت‌زده می‌شوم.
خاطره‌ای جذاب از سیمین بهبهانی دارید که جایی تعریف نکرده‌ باشید؟
به‌یاد دارم که همسر دوم سیمین بهبهانی تازه فوت کرده بود و من در مراسم شعری دعوت بودم. وقتی به مراسم رسیدم در کمال تعجب دیدم که او در مراسم حضور دارد. باورم نمی‌شد که در چنین شرایطی (چند روز بعد از فوت همسیری که عاشقانه دوستش داشت) در مراسم شعرخوانی حاضر شود. وقتی با او دست دادم به قدری داغ بود که انگار داشت از داخل آتش می‌گرفت اما به روی خودش نمی‌آورد و با قامت بلند و استوار ایستاده بود؛ مانند درختی که از دور سرپاست اما از داخل در حال نابودی است. او با این رفتارش می‌خواست نشان دهد که داغش برای خودش است و دوست‌ دارد در هر شرایطی با مردم باشد؛ چراکه به معنی واقعی کلمه، او شاعری مردمی بود. او شاعر بود و می‌دانست که داغ و دردهایش را باید در شعرهایش منعکس کند و این کار را به بهترین شکل ممکن انجام می‌داد.
 شاعران زن توانسته‌اند خوب بدرخشند اما آنها تا سیمین بهبهانی و فروغ فرخ‌زاد فاصله بسیار زیادی دارند. پیشنهاد شما چیست؟
من در کتاب «زن شعر و اندیشه» گفته‌ام که زن باید بالنده باشد نه نالنده. بین بالیدن و نالیدن تنها یک نقطه تفاوت است، اما باور کنید که دنیای این دو کلمه به ‌شکل خیلی وسیعی با هم متفاوتند. زن‌های امروز ما تنها نالیدن را یاد گرفته‌اند و تلاشی برای بالیدن نمی‌کنند. من نیز مانند خیلی از زنان سرزمینم درد دارم اما نالیدن بلد نیستم و تلاش کرده‌ام تا به بالیدن برسم، درست کاری که سیمین بهبهانی انجام می‌داد. طی روزهای گذشته خبر درگذشت مریم میرزاخانی، نابغه ریاضیات جهان من را به هم ریخت. دختری که در مملکت خودمان بزرگ شد، در دانشگاه شریف درس خواند، بالید و پرافتخارترین مدال‌های جهانی را کسب کرد. این زن تنها 40 سال زندگی کرد اما تا همین چند روز پیش هم کسی نمی‌دانست که او به بیماری سرطان دچار است. دلیل این موضوع این است که او تنها به بالیدن فکر می‌کرد و باختن و نالیدن را بلد نبود. انسان‌هایی که به بالیدن فکر می‌کنند مرگ تنها راه منحرف کردن آنها از مسیرشان است و به همین دلیل است که ما تازه بعد از درگذشت این نابغه جهانی با او آشنا می‌شویم. سرزمین ما، سرزمین زنان نابغه است اما نالیدن نگذاشته که از حداکثر پتانسیل‌مان استفاده کنیم و به شکوفایی برسیم.به اعتقاد من سیمین نمرده و هرگز نمی‌میرد. امیدوارم شاعران جوان ما نیز تنها علاقه‌مند به لقب شاعر نباشد و برای شاعر شدن، تلاش کنند.
 

 

 

[ad_2]

لینک منبع