نوشته‌هایی از فیلسوفان برجسته تحلیلی در کتاب «فلسفه ریاضیات»

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۰

 

 

بخش‌های جداگانه کتاب «فلسفه ریاضیات» را فیلسوفان برجسته تحلیلی در شاخه‌های تخصصی خود نوشته‌اند. سعی شده تا مطالب این مجموعه به گونه‌ای تنظیم شوند که بعنوان متن آموزشی به کار طالبان فلسفه بیاید.

نوشته‌هایی از فیلسوفان برجسته تحلیلی در کتاب «فلسفه ریاضیات»

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «فلسفه ریاضیات» نوشته مایکل دامت با ترجمه مرتضی قرایی گرکانی توسط انتشارات حکمت منتشر شده است.
 
بسیاری از رشته‌های نظری مسأله‌های خاصی را برای فیلسوف پیش می‌آورد: [بدینسان،] فلسفه زیست‌شناسی و فلسفه‌ی اقتصاد می‌تواند وجود داشته باشد. ولی از زمان افلاطون به بعد، ریاضیات تا حد زیادی، فیلسوفان را متحیر ساخته، به چالش گرفته است. این امر برخاسته ویژگی منحصر به‌فرد آن است. چنان می‌کند که ریاضیات، مانند فلسفه، پژوهش پیشینی است؛ ولی روش‌های آن، مانند خصلت‌ قطعی و بی‌چون و چرایی نتیجه‌های آن، از روش‌های فلسفه یکسره متفاوت است: ریاضیات پیوسته در حال پیشرفت است؛ در حالی که فلسفه در حیرت بی‌پایان نسبت به مسأله‌هایی که از آغاز با آنها رویاروی بود، لنگ‌لنگان گامی به پیش برمی‌دارد.

این تفاوت بین دو موضوع است که تفاوت بین راهنمای مطالعه‌ی شاخه‌ای از یک موضوع را با راهنمای مطالعه‌ی شاخه‌ای از موضوع دیگر نشان می‌دهد. راهنمای مطالعه‌ یک شاخه از ریاضیات در پی آن است که اطلاعاتی را درباره‌ی حوزه‌ای از ریاضیات به دست دهد.

نویسندگان گوناگون چه‌بسا حوزه‌های گوناگونی از ریاضیات را برگزینند، یا یک حوزه را به شیوه‌ دیگرگونی پیش نهند: با اینهمه، همگی همرأیند که هدفشان آموزش پاره‌ای حقیقت‌ها به خوانندگانشان است. راهنمای مطالعه‌ی یک شاخه از فلسفه در پی دست یازدیدن به چنین امری نیست: هدف فلسفه کمک به خواننده است تا به نتیجه‌های خود در باب حقیقت موضوع برسد. چه بسا فلسفه خواننده را از دیدگاه‌هایی که نگارنده‌گان کتاب‌ها در باب موضوع برگزیده‌اند، استدلال‌هایی که به دست داده‌اند، تمایزهایی که ترسیم کرده‌اند، و قضیه‌هایی (theorem) که اثبات کرده‌اند، آگاه سازد؛ ولی بنابر آن نیست که خواننده را نسبت به حق بودن هیچ پاسخی به یک پرسش فلسفی متقاعد سازد. به همین دلیل، نویسنده از چنین تلاشی پرهیز کرده است. این راهنمای مطالعه نه هیچ نتیجه‌ فلسفی را تصدیق خواهد کرد، و نه در باب اعتبار هیچ دلیل فسلفی داوری خواهد کرد.

 

در بخشی از کتاب درباره اینکه برای مطالعه‌ فلسفه ریاضیات به چه چیزی نیاز است؟ می‌خوانیم:‌ «فلسفه‌ی ریاضیات قلمروی تخصصی در فلسفه است، لیکن نه قلمرو تخصصی مستقل. بسیاری از پرسش‌هایی که در فلسفه‌ی ریاضیات پیش می‌آید، هرچند نه هرگز همه‌ی آنها، نمونه‌های خاصی از پرسش‌های فراگیرترند که در قلمروهای دیگر فلسفه پیش میآیند، و در فلسفه ریاضیات در قالبی کاملاً نظری، یا کاملا ساده شدة، رخ می‌نمایند. از جنبه‌ای مهمّ، این موضوع همانند فلسفه‌ی زمان است.

انسان نمی‌تواند بدون آشنایی کلی و مقدماتی با زیست‌شناسی به بررسی فلسفه‌ی زیست‌شناسی، یا بدون آشنایی کلی و مقدماتی با اقتصاد به بررسی فلسفه‌ی اقتصاد بپردازد. به همین ترتیب، پرداختن به فلسفه‌ی ریاضیات کاری است شتابزده، مگر از سوی کسی که پیشینه‌ی آشنایی با ریاضیات را داشته باشد، درست همان‌طور که نمی‌توان به هیچ مطالعه‌ی جامعی در فلسفه‌ی زمان دست زد، مگر کسی که دریابد فیزیکدانان در نظریه‌های [فیزیکی] چه برداشتی از زمان دارند. در مورد ریاضیات پیش شرط دیگری برجا است: باید آگاهی معقولی درباره‌ی منطق ریاضی نیز داشت، [البته] نه تا آن اندازه که در حکم بخشی از موضوع مطالعه باشد، بلکه در حکم ابزاری در خدمت پژوهش.

با این همه، پاره‌ای پرسش‌ها که در فلسفه‌ی ریاضیات پیش می‌آید، ممکن است به‌نحوی سودمند، موضوع تأمل و تحقیق انسانی قرار گیرد که اساساً، در باب ریاضیات، یا حتا منطق ریاضی، آگاهی اندکی دارد، چنانکه در مورد برخی مسأله‌های فلسفی درباره‌ی زمان نیز، این معنا حقیقت دارد برغم همه‌ی اینها، ورود به چنین پرسشی با آموخته‌هایی از معرفت به احتیاط نزدیکتر است، حتا اگر انسان فقط بتواند اطمینان دوباره‌ای به خود ببخشد که معرفت تخصصی (technical) چندان پیوند نزدیکی با این امر نداشته، و نتیجه‌هایی را که بدون توسل به آن معرفت تخصصی بدست آورده از اعتبار نمی‌اندازد.

اگر آگاهی چندانی از منطق ریاضی ندارید، به شما به طور جد سفارش می‌شود آگاهی [لازم] را در این باب فراگیرید، زیرا منطق ریاضی پیوند خیلی نزدیکتری با فلسفه‌ی ریاضیات دارد. لیکن، اگر آگاهی اندکی از ریاضیات دارید، نیازی نیست، پیش از پرداختن به فلسفه‌ی ریاضیات، این کمبود را جبران کنید. ممکن است پیش از به دست آوردن آگاهی فراوان درباره‌ی ریاضیات، انتشار مقاله‌هایی درباره‌ی موضوع [فلسفه‌ی ریاضیات] در نگاه شما گستاخی باشد؛ با این همه، شما می‌توانید مناقشه‌ها و نظریه‌های نوین فراوانی را در باب موضوع [فلسفه‌ی ریاضیات]، بدون آگاهی گسترده درباره‌ی آن، بخوبی بفهمید. نوعی آشنایی به فلسفه‌ی ریاضیات بخش گریزنا‌پذیر آموزش فلسفی است، در حالی که آشنایی به فلسفه‌ی اقتصاد اینگونه نیست. برای نمونه، اگر کسی نتواند درباره‌ی ضرورت حقیقت‌های ریاضی سخن بگوید، رأی او درباره‌ی ضرورت چه اعتباری خواهد داشت؟«

 
پرسش‌هایی بنیادین فلسفه‌ ریاضیات

در بخش دیگری از کتاب آمده است:‌ «نخستین پرسش در فلسفه‌ی ریاضیات پرسش از جایگاه موضوع است. این پرسش به چهار پرسش فرعی تقسیم می‌شود. چگونه علم داریم که نظریه‌های ریاضی صادقند؟ ریاضیات درباره چه چیزی است؟ به بیان دیگر، اگر یک گزاره‌ی ریاضی صادق است، چه چیزی آن را صادق میسازد؟ به یمن چه چیزی آن صادق است؟ آیا حقیقت‌های ریاضی به‌ضرورت صادقند، و اگر چنین است، خاستگاه این ضرورت‌ چیست؟ پاسخ ما به این پرسش‌ها تنها در صورتی می‌تواند رضایتبخش باشد که، همزمان، از عهده‌ی پاسخ به پرسش دیگر برآید: به کاربردن حقیقت‌های ریاضی در واقعیت خارجی چگونه ممکن است، و این کاربست بر چه امری استوار است؟ البته چنین نیست که فیلسوفان ریاضیات به طور تک‌تک، و یکی پس از دیگری به این پرسش‌ها پاسخ دهند. در بیشتر، بلکه همه‌ی موردها، نظریه‌های فراگیری درباره‌ی ماهیت ریاضیات پیش می‌نهند، که، در صورت درست بودن، پاسخ‌هایی برای همه‌ی آن پرسش‌ها فراهم می‌آورند.» 

کتاب «فلسفه ریاضیات» نوشته مایکل دامت به ترجمه مرتضی قرایی گرکانی با شمارگان هزار نسخه در 182 صفحه به بهای 14 هزار تومان توسط انتشارات حکمت در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

انتشار جلد شانزدهم یادداشت‌های استاد مرتضی مطهری

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۴۰

 

 

قائم مقام انتشارات صدرا ​از انتشار جلد شانزدهم یادداشت‌های استاد مرتضی مطهری خبر داد.

انتشار جلد شانزدهم یادداشت‌های استاد مرتضی مطهری

 

 
محمد کوکب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)درباره جدیدترین آثار در دست چاپ انتشارات صدرا عنوان کرد: اکنون جلد شانزدهم یادداشت‌های استاد مرتضی مطهری در دست چاپ است. مجلدات پیشین این کتاب به سه صورت الفبایی، موضوعی و دفتری منتشر شده است.

وی ادامه داد: اين مجموعه شامل يادداشت‌های ایشان در دو بخش حروف الفبايی و موضوعی و مشتمل بر مطالب گوناگونی است که از نظر اختصار و طولانی بودن مختلف هستند، به طوری که گاه در حد فيش‌برداری است و اجمالاً به مطلبی اشاره شده است و گاه به صورت يک مقاله است. اين يادداشت‌ها راهنمای مفيدي براي پژوهشگرانی است که درصدد پژوهش در حوزه‌های مختلف مطالعات اسلامی هستند.

به گفته کوکب، جلد نخست تا هفتم این مجموعه شامل مجلداتی است که بر اساس حروف الفبا منتشر شده که خود شهید مطهری آن را تنظیم کرده است. جلد دوم یادداشتهای استاد مطهری شامل یادداشت‌های وی در بخش حروف الفبایی ب، پ، ت و ج و همچون جلد اول مشتمل بر مطالب گوناگونی است که از نظر اختصار و طولانی بودن مختلفند، به طوری که گاه در حد فیش برداری است و اجمالًا به مطلبی اشاره شده و گاه به صورت یک مقاله است.

وی با اشاره به مجلد سوم توضیح داد: این جلد شامل یادداشت‌های استاد مطهری تحت حروف الفبایی ح و خ است. در این مجلّد مانند سایر مجلدات از موضوعات مهم و مورد نیاز جامعه بحث شده است که می‏تواند مورد استفاده محققین قرار گیرد و البته مانند سایر آثار استاد برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست. اهم این موضوعات عبارتند از حافظشناسی، حرکت‌ها و جنبش‌های جدید دینی، حقوق و حدود، حکومت اسلامی، خطابه و منبر، خوارج، خیر و شر. جلد چهارم‏ یادداشت‌های استاد مطهری شامل یادداشت‌های الفبایی حروف‏ «د، ذ، ر» است و به دعا، دنیا از نظر اسلام، آینده دین، ذکر خدا، ربا، روابط بین‏الملل اسلامی، مسئله روح، روحانیت شیعه، رهبری و مدیریت اسلامی می‌پردازد.  بخشی از مطالب مربوط به موضوع «ربا» تقریرات درس استاد در مدرسه مروی تهران بوده و به ملاحظه ایشان نیز رسیده  است، قبلًا در کتاب‏ مسئله ربا به چاپ رسیده است. اما نظر به این‌که این نوشته‏‌ها در این سلسله یادداشت‌ها و در حقیقت در جای خود به چاپ می‏‌رسد، از این پس در آن کتاب نخواهد آمد و آن کتاب، ویژه سخنرانی‌های استاد خواهد بود.

این مقام مسئول درباره جلد پنجم که شامل یادداشتهای الفبایی ایشان در بخش حرف ز و حرف س است گفت: این جلد همچون مجلدات قبلی از تنوع موضوعات و اجمال و تفصیل مطالب برخوردار است و خصوصاً برای اهل تحقیق یک سرمایه غنی به شمار می‏آید. برخی از موضوعات این مجلد شامل موضوعاتی چون مقتضیات زمان، زن در اسلام، حقوق زن، فلسفه زهد، سؤال در مسائل و موضوعات دینی، سخن و قلم، عوامل سعادت بشر، اخلاق و آداب سفر، سیاست است. جلد ششم یادداشتهای استاد مطهری از بخش الفبایی است که شامل حروف ش تا گ می‏شود و اهم موضوعات مطرح شده در این مجلد عبارتند از شعایر اسلامی، شفاعت، شک و یقین، شهید و شهادت، صبر، عاطفه اجتماعی، عبادت و دعا، عدالت، عقل و عشق، علم و ایمان، فرهنگ و تمدن، کرامت نفس.  جلد هفتم یادداشتهای استاد مطهری آخرین مجلد از یادداشت‌های الفبایی آن متفکر شهید است که شامل مطالب مربوط به حروف ل، م، ن، و، ه، ی است. اهم موضوعات مطرح شده در این مجلد عبارتند از لذات معنوی، مال و ثروت، مسئولیت‌های اجتماعی، شرایط مصلح، معاد، معجزه، مکتب و ایدئولوژی، نفاق و منافق، نفاق در عصر جدید، فلسفه نماز، وحدت اسلامی، ولایت، هجرت و جهاد.

قائم مقام انتشارات صدرا  با بیان اینکه جلد هشتم تا دوازدهم نیز شامل یادداشت موضوعی شهید مطهری است گفت: جلد هشتم از چهار بخش تشکیل شده است: مشخصات اسلام، توحید، قرآن و نبوت.بخش «توحید» به سبب طبیعت خود که اکثر مسائل آن عقلی و فلسفی است، علی رغم بیان شیوا و روان استاد، به ویژه در بخش قضا و قدر از غموض طبیعی خود برخوردار است و شاید به‏طور کلی یادداشت‌های موضوعی نسبت به یادداشت‌های الفبایی، به حسب طبیعت خود از عمق و انسجام بیشتری برخوردار باشد و البته همچنان حالت یادداشت بودن خود و نه مقاله یا کتاب را حفظ کرده است.

وی درباره انتشار جلد نهم‏ نیز توضیح‌ داد و افزود: سیره نبوی، امامت، امام علی علیه السلام، حضرت فاطمه علیهاالسلام، امام حسن علیه السلام، امام سجاد علیه السلام، امام صادق علیه السلام، امام موسی کاظم علیه السلام، امام رضا علیه السلام، و مهدی موعود علیه السلام از جمله موضوعات این مجلد است. یادداشتهای آن متفکر شهید درباره امام حسین علیه السلام قبلًا به صورت جلد دوم کتاب‏ حماسه حسینی‏ منتشر شده است.مطالب این کتاب، همچون سایر مجلدات این مجموعه، از نکات و تحلیل‌های بدیع فراوان برخوردار است و به ویژه برای اهل تحقیق سودمند و راهگشاست .

 به گفته کوکب، جلد دهم هم موضوعاتی چون فلسفه تاریخ، توجیه دینامیکی تاریخ، دخالت نداشتن نیروی خارج، فلسفه تاریخ از نظر قرآن و … را در برمی‌گیرد. همچنین جلد یازدهم مانند مجلدات قبلی از موضوعات متنوعی برخوردار است که استاد شهید در انها با بیانی روان و شیوا و محتوایی غنی قلمفرسایی کرده‏اند. اهمّ این موضوعات عبارتند از: انقلاب حقیقی (توبه)، فطرت، فلسفه اخلاق، عرفان، عشق، زن. در این مجلد نیز مانند مجلدات قبلی نکات بدیع و جالب توجه فراوان است که حاکی از ذهن حادّ و نکته پرداز آن متفکر شهید است.

وی با بیان اینکه جلد سیزدهم به بعد نیز مشتمل بر دفاتر استاد شهید مطهری است که از زمان نوجوانی تا زمان درگذشت وی ادامه داشته است بیان کرد: مجلدات سیزدهم تا پانزدهم نیز پیش از این به چاپ رسیده و اکنون نیز مجلد شانزدهم در دست انتشار است و پس از آن نیز جلد هفدهم روانه بازار نشر می‌شود. 

قائم مقام انتشارات صدرا در پایان با اشاره به جدیدترین کتاب‌های منتشر شده این مرکز در سال جاری گفت: جلد نخست «شناخت از نظر قرآن» در نمایشگاه کتاب سال جاری منتشر شد و جلد دوم نیز با عنوان «جامعه و تاریخ» در آینده نزدیک در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

تطور معنای اقتصاد در جهان اسطور‌ها تا روزگار ِ وال‌استریت

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۹

 

 

کتاب «اقتصاد خیر و شر؛ جست‌وجوی معنای اقتصاد از گیل‌گمش تا وال‌استریت» به روایت تطور اقتصاد در ادوار مختلف تاریخ می‌پردازد.

تطور معنای اقتصاد در جهان اسطور‌ها تا روزگار ِ وال‌استریت

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «اقتصاد خیر و شر؛ جست‌وجوی معنای اقتصاد از گیل‌گمش تا وال‌استریت» نوشته تُوماش زِدلاچک ترجمه احد علیقلیان  در نشر نو در 552 صفحه  به قیمت  پنجاه و پنج هزار تومان  منتشر شد.
 
 
پیش‌گفتار این اثر را  واتسلاف هاول نویسنده سرشناس چک و رئیس جمهور پیشین این کشور نوشته است.   این اثر در فصل‌های «داستان اقتصاد؛ از شعر تا علم»، « اقتصاد باستان و فراسوی آن»،« حماسه گیل‌گمش درباره کارایی، جاودانگی، و اقتصاد دوستی»، « عهد عتیق؛ زمینی بودن و خوبی»، « یونان باستان»، « مسیحیت؛معنویت در دنیای مادی»، « دکارت مکانیک »، « کندوی رزایل برنارد مندویل»، «آدم اسمیت، آهنگر اقتصاد»، «اندیشه‌های کفرآمیز»، «نیاز به آزمندی؛ تاریخ خواسته‌ها»، «پیشرفت، آدم جدید، و اقتصاد سبت»،«محور خیر و شرو کتاب‌های مقدس علم اقتصاد»، « تاریخ دست نامرئی بازار و انسان اقتصادی»،« تاریخ روح حیوانی ؛رویا هرگز نمی‌خوابد»، «فرا ریاضیات»،‌«اربابان حقیقت؛علم، افسانه، و ایمان»، «آن‌جا که چیزهای وحشی هستند» تدوین شده است.
 
واتسلاف هاول در ‌ پیش‌گفتاراین اثر آورده است:  من این فرصت را داشتم که کتاب توماش زدلاچک را پیش از انتشار آن در جمهوری چک، در سال 2009 با همین عنوان، بخوانم، و پیدا بود که درباره این رشته علمی که به اعتقاد همگان بی‌اندازه ملال‌آور است ددیگاهی نامتعارف دارد. البته مجذوب کتاب شدم و کنجکاو بودم بدانم چه نوع علاقه‌ای در دیگر خوانندگان برمی‌‌انگیزد. در کمال شگفتیِ نویسنده و ناشر، این کتاب به سرعت چنان علاقه‌ای در جمهوری چک برانگیخت که ظرف چند هفته جزو کتاب‌های پرفروش شد، و هم خبرگان از آن سخن می‌گفتند و هم مردم عادی. از قضا در آن موقع توماش زدلاچک عضو شورای اقتصاد ملی دولت چک نیز بود، که رفتار و دیدگاه‌هایش در زمینه هدف‌های درازمدت سخت مخالف محیط سیاسی ستیزه‌جویی بود، که معمولاً به چیز جز انتخابات بعدی نمی‌اندیشد.

نویسنده، به‌جای پاسخ‌های خودخواهانه و حاکی از اعتماد به‌نفس، فروتنانه پرسش‌های اساسی را مطرح می‌کند: اقتصاد چیست؟ معنای آن چیست؟ این دین تازه، نامی که گاه بر آن گذاشته می‌شود، از کجا می‌آید؛ امکانات و محدودیت‌ها و مرزهایش، اگر باشد، کدام است؟ چرا این‌قدر به رشد همیشگیِ رشد، و رشدِ رشدِ در حال رشد وابسته‌ایم؟ اندیشه پیشرفت از کجا آمده است و ما را به کجا می‌کشاند؟ چرا این همه جدل‌های اقتصاید با وسواس و تعصب همراه است؟ همه اینها لابد به ذهن یک اندیشمند خطور می‌کند، اما از جانب خود اقتصاددانان بسیار به‌ندرت پاسخی به آنها داده می‌شود.

 

این نویسنده در پیش‌گفتار همچنین توضیح می‌دهد: بیشتر احزاب سیاسی ما، هنگامی که در برنامه‌هایشان به اقتصاد و امور مالی اولویت می‌دهند، در اجرای آن برنامه‌ها بر مادی‌گرایی محدود تمرکز می‌کنند؛ و تازه آن‌وقت، جایی در پایان کار، می‌بینیم که فرهنگ ضمیمه بحث می‌شود یا همچون شرابی جامِ یکی دو دیوانه را پر می‌کند. اینان چه در جبهه راست باشند چه چپ، بیشترشان ـ آگاهانه یا ناخودآگاهانه ـ نظریه‌ مارکسیستی درباره زیربنای اقتصادی و روبنای معنوی را می‌پذیرند و اشاعه می‌دهند. چه‌بسا همه اینها به سبب این باشد که اقتصاد به‌,نوان رشته‌ای علمی در بیشتر مواقع با حسابداری صرف خلط می‌شود. اما هنگامی که محاسبه بیشتر چیزهایی که بر سر هم زندگی ما را شکل می‌دهد دشوار یا به‌کلی ناممکن است، فایده حسابداری چیست؟ نمی‌دانم چنین اقتصاددان ـ حسابی‌دانی اگر بنا بود کار یک ارکستر سمفونیک را بهینه‌سازی کند چه می‌کرد. به احتمال فراوان همه سکوت‌ها را از کنسرت‌های بتهوون حذف می‌کرد. به‌هر حال این سکوت‌ها هیچ به درد نمی‌خورد. فقط همه چیز را متوقف می‌کند، و به اعضای ارکستر بابت ننواختن پولی پرداخت نمی‌شود. پرسش‌های نویسنده تصورات قالبی را در هم می‌شکند. نویسنده می‌کوشد ار بند تخصص تنگ‌نظرانه رها شود و از مرزهای رشته‌های علمی بگذرد. سفر به آن سوی مرزهای اقتصاد و ارتباط آن با تاریخ و فلسفه و روان‌شناسی و افسانه‌های کهن نه فقط مفرح است، بلکه برای درک جهان قرن بیست و یکم ضروری‌ست. در عین حال، این کتابی خواندنی‌ست که در دسترس خوانندگان عادی نیز هست، کتابی که در آن اقتصادی راهی می‌شود برای ماجراجویی. ما برای جستجوی همیشگی هدف آن همیشه پاسخی دقیق نمی‌یابیم، بلکه فقط دلایل بیشتری می‌یابیم برای بررسی حتی ژرف‌تر جهان و نقش انسان در آن. در دوره ریاست جمهوری من، توماش زدلاچک به نسل همکاران جوانی تعلق داشت که نوید دیدگاهی تازه در مورد مشکلات جهان معاصر را می‌دادند، نسلی که بار چهار دهه رژیم کمونیستی تمام‌خواه بر دوشش سنگینی می‌کرد. احساس می‌کنم که انتظاراتم برآورده شده است و یقین دارم که شما نیز کتاب او را ارج خواهید نهاد.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

معرفت‌شناسی دینی از نگاه علامه محمدتقی جعفری

[ad_1]

معرفت‌شناسی دینی از نگاه علامه محمدتقی جعفری

 

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سید جواد میری، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: یکی از دغدغه‌هایی که در پنجاه سال اخیر در جهان اسلام به صورت عام و در ایران به صورت خاص درباره آن صحبت می‌شود این است که معرفت دینی اساساً چه نوع معرفتی است؟ منابع شناخت دین چه نوع منابعی هستند؟ در این میان برخی از کتاب، سنت، عترت، اجماع و عقل به عنوان این منابع نام می‌برند.
فلاسفه‌ای که در حوز‌ه‌های علمیه در جهان تشیع و تسنن وجود دارند به شکل‌های مختلف وقتی درباره عقل صحبت می‌کنند از عقلی یاد می‌کنند که در دایره شریعت تعریف می‌شود. حال سوال این است که علامه جعفری وقتی صحبت از معرفت دینی می‌کند معرفت دینی را چگونه می‌بیند؟ آیا او درباره معرفت دینی به صورت مستوفی سخن گفته است یا خیر؟

یکی از کتاب‌هایی که علامه جعفری در مجموعه آثار خود نوشته، کتاب «عرفان اسلامی» است. این کتاب از ظاهر و فحوای کلام به نظر می‌آید که درباره تصوف صحبت می‌کند و علامه سعی می‌کند تصوف رسمی را نقد کند و از این منظر بگوید عرفان و عرفان اسلامی چیست. اما به ناگاه در فصل ششم بخشی به اسم «اصول معرفت و گردیدن» مشاهده می‌شود. در این فصل علامه جعفری بحث عرفان را آنگونه که ما آن را به صورت مصطلح می‌فهمیم بیان نمی‌کند، بلکه نظریه‌ای در باب معرفت می‌دهد و این نظریه به گونه‌ای مربوط به دین است البته این بدین معنی نیست که نظریه‌اش درباره دین و شناخت دینی است.

علامه در این بخش درباره معرفت کما هو معرفت سخن می‌گوید و بیان می‌کند که وقتی ما از معرفت حرف می‌زنیم، از چه نوع معرفت دینی سخن می‌گوییم و این معرفت باید چه شاخصه‌هایی داشته باشد؟ البته این پرسش معرفت‌شناختی است.

علامه جعفری معتقد است که انسان دارای چهار بعد اساسی است که مبتنی بر آن چهار بعد در ارتباط با هستی قرار می‌گیرد. شناخت هستی، دریافت هستی، سیر و صیرورت در هستی، تاثیر در هستی این ابعاد است.

او در این کتاب معتقد است که هر یک از این چهار بعد اساسی با یک یا چند یا همه هفت بعد، به فعلیت می‌رسد. حال اقلیم هفتگانه‌ای که علامه از آن سخن می‌گوید چیست؟ او معتقد است این اقالیم عوامل به فعلیت رساندن وجود آدمی در پهنه زندگی است. البته بحث درون دینی و درون اسلامی نیست. بلکه اینجا بحث انسان به مثابه یک وجود است که اگر اقالیم به آن احاطه پیدا کند نتیجه آن معرفت دینی می‌شود.

اقلیم علمی، فلسفی، شهودی، اخلاقی، حکمی، عرفانی و مذهبی اقلیم هفت‌گانه از نظر علامه جعفری است و ما زمانی می‌توانیم از معرفت دینی سخن بگوییم که انسان در چهار ساحت خویش با تکیه بر این اقالیم هفتگانه به فعلیت برسد وگرنه یا فعلیت زیر سوال می‌رود یا کلیت هندسه معرفتی انسان در پهنه هستی.

با یک نگاه می‌توان به این اقالیم هفت‌گانه دریافت که این‌ها هر کدام نام یک حوزه در معرفت است که در تاریخ اندیشه بشری به گونه‌ای از هم مجزا شدند و به طرز شگفت‌انگیزی موجب مجزا شدن شاخه‌های معرفتی شده‌‌اند. به عبارت دیگر این تجزیه حوزه‌های معرفتی نباید با بحث تخصصی شدن شاخه‌های علمی یکی شود البته ارتباط وسیعی بین این بخش بخش شدن وجود دارد ولی یکی تابع دیگری است به عبارت دیگر تجزیه علمی تنها مربوط به اقلیم نخستی می‌شود که علامه در تقسیم بندی اقالیم هفتگانه خود به آن اشاره کرده است اما تجزیه معرفتی که علامه مورد نظرش است کل حوزه معرفت شناسی کما هو است.

حال چرا هندسه چهار وجهی معرفت از نگاه علامه در هفت اقلیم محصور شده است؟ علامه جعفری در صفحه 339 کتاب «عرفان اسلامی» می‌گوید هر شناختی که انسان بدست می‌آورد یا محصول فعالیت‌های حسی و آزمایشگاهی در معقولات اولیه است که مساوی با شناخت علمی است یا محصول فعالیت ذهن در معقولات عالیه است که به وسیله مفاهیم کلی تر برای تفسیر هستی صورت می‌گیرد که شناخت فلسفی نامیده می‌شود. اگر شناخت محصول دریافت مستقیم معلوم بدون واسطه تجارب و مشاهدات حسی و آزمایشگاهی و فعالیت های معمولی اندیشه باشد شناخت شهودی می‌شود مانند حدس‌های عالی و اکتشافات مربوط به ارزش‌ها و غیره. چون وجود یک حققیت مشکک است پس راه دریافت حقیقت وجود لاجرم هم مشکک است البته علامه به این وضوح در این باره سخن نمی‌گوید اما می توان از لابه لای سخنانش به وضوح به مراتب معرفت و هندسه معرفت‌شناسی به این نکته دست یافت.

یکی از اقالیمی که علامه از آن سخن می گوید اقلیم اخلاق است یعنی اخلاق فی نفسه برای او در هندسه معرفت جایگاهی دارد و این نیست که اخلاق تنها نظر او باشد. محوری فرض کردن بعد اخلاق در تئوری معرفت یعنی همگامی ارزش یا فاکت که در تفکر دیسپیلینر به بوته فراموشی سپرده شده است. علامه جعفری معتقد است تئوری معرفت تکمیل نمی‌شود مگر حوزه علم و عمل در وجدان آدمی به تعامل هارمونیک برسد.

وقتی این چهار اقلیم را به هم پیوند دادیم سخن از اقلیم یا بعد حکمی چه معنایی دارد؟ علامه جعفری خود به این پرسش پاسخ قابل تامل می‌دهد و در صفحه 340 کتاب می‌گوید اگر همه ابعاد چهارگانه به وسیله عقل سلیم و خرد رشد یافته به منزله راهنمای و نیروی حرکت انسانی در زندگی شد پس انسان به هماهنگی معقولی دست خواهد یافت که موجب تحرک اراده از من کمال جو برای حرکت در مسیر حیات معقول خواهد شد.

به عبارت دیگر در زبان علامه جعفری اقلیم حکمی تعامل میان چهار اقلیم علمی، فلسفی، شهودی و اخلاقی است که در یک نظام بهم پیوسته به منصه ظهور می‌رسد. البته معرفت در این حوزه کامل نیست مگر اینکه انسان مسلط به این پنج بعد، پا در وادی نورانیت بگذارد.

در برخی از بخش‌ها علامه جعفری وقتی صحبت از معرفت می‌کند واژه‌هایی استفاده می‌کند که مشکل ساز است و جذابیت لازم را ندارد؛ نورانیت روحی از این جمله واژه‌هاست. هنگامی که معرفت انسان دارای این 6 ضلع شد از دل آن معرفت دینی یا اقلیم هفتم متولد می‌شود.

به نظر می‌آید علامه هم نگاه‌های معرفت‌شناسانه اروپامحور را نقد می‌کند و هم نگاه‌های رایج به معرفت در ایران را که معرفت انسانی را به دینی یا غیر دینی، اسلام یا غیر اسلامی و غربی و شرقی تقسیم می‌کند. او معتقد است که هر یک از ابعاد هفتگانه دارای هویت خاص است که با دیگری سازگار نیست؛ یک پندار اروپامحور است که مشکلاتی عظیم را برای انسان به وجود آورده است.

او در کتاب نقد معرفت‌های رایج دینی سخن از سه مذهب واقعی، حرفه‌ای و ساختگی می‌کند. سخن او صراحتا در باب ماهیت معرفت مذهبی و دینی است که به نظر او در یک منظومه هفت اقلیمی تشکیل یک هندسه معرفتی منسجم را می‌دهد. علامه معرفت دینی را معرفتی می‌داند که هر 6 ساحت مذکور را در بطن خود داشته باشد در غیر این صورت آن بینش دینی نیست و رویکرد ناقص به واقعیت است که علامه از آن به عنوان نگاه کارمندی در علوم انسانی یاد می‌کند.

حال سوال این است که بر اساس چه استدلالی می‌توان پذیرفت که این ابعاد هفت‌گانه مکمل یکدیگر هستند؟ آیا علامه برای این پرسش پاسخ درخور دارد یا خیر؟

مفهوم شخصیت در منظومه علامه نقش اساسی دارد. ابعاد هفتگانه علامه ساحات مختلف وجود انسان است که هر انسان مبتنی با هر یک از این ساحات می‌تواند با گوشه‌ای از واقعیت ارتباط برقرار کند. یکی از مشکلات عمده در نظام‌های معرفت‌شناسانه اروپامحور این است که انسان با محدود کردن ساحات به ساحت علم خود را از ساحات دیگر هستی محروم کرده و آن را به غلط تنها بعد واقعیت می‌داند.

علامه جعفری در کتاب «عرفان اسلامی» به این نکته اشاره می‌کند که شخصیت ما با بدست آوردن یکی از ابعاد 6 گانه در صورت آگاهی از بعد دیگر و ضرورت اشباع آن نقصی در خود احساس می‌کند که برطرف نمی شود مگر با اشباع آن بعد.

ما امروز زیاد از فلسفه اسلامی سخن می‌گوییم و همواره ناراحتیم که چرا به فلسفه اسلامی اقبالی نشان داده نمی‌شود و نمی‌تواند در مقابل فلسفه غرب حرفی داشته باشد به دلیل این نیست که آموزش‌های ما در دانشگاه غربی شده بلکه به این علت است که فلسفه غربی مانند کانت، هیوم، راسل و …. بعد علمی جدید پسانیوتونی و پسا بطلمیوسی را در خودشان هضم کردند. به همین دلیل چون سوژه انسان معاصر با جهان بطلمیوسی هیچ ارتباطی ندارد فلسفه‌ای که از درون این تغییرات به وجود آمده بسط جهانی می‌یابد اما فلسفه اسلامی طبیعیاتش یا بطلمیوسی است یا پیشانیوتونی و این نکته‌ای است که علامه جعفری به زیبایی آن را بیان می‌کند.

علامه جعفری در کتاب خود می‌گوید تنها یک خطای بسیار رایج و متدوال وجود دارد که نمی‌گذارد نقص ها توجه متفکر را جلب کند و آن عدم تفکیک میان بازیگری مغزی و تماشاگری سالم به واقعیت است این گونه متفکران محدودنگر با بهره‌برداری از قدرت تجسم دانسته‌های خود را به قدری مطلق می‌کنند که شخصیت خود را به شخصیت معلوم و کوچک محدود می‌سازند.

اگر تفکیک ساحات معرفتی یک تاکتیک روش‌شناسی باشد شاید بتوان از آن دفاع کرد اما اگر این تفکیک به عنوان یک اصل انتولوژیک باشد در این صورت علامه جعفری آن را مردود می‌شمارد چون رویکرد دسپلینر ما را از واقعیت دور می‌کند و تولد انسان تک ساحتی و حتی تمدن تک ساحتی را موجب می‌شود.

برای رد این نگاه در حوزه معرفت‌شناسی علامه به دو غول بزرگ دورکیم و فروید اشاره می‌کند و می‌گوید این دو انسان را به سوی تجزیه شخصیت انسانی می‌برند. با این تجزیه نیروی معرفت همه جانبه در درون عالم خشکانده می‌شود.

وحدت شخصیت کلید فهم تئوری معرفت علامه جعفری است او معتقد است در این کتاب که تفکیک ساحت معرفتی از قرن نوزدهم به بعد باعث وحدت حیات آدمی دچار تجزیه علاج ناپذیری شود و در علوم انسانی هر موضوعی که مورد تحقیق و شناسایی علمی قرار می‌گیرد بدون در نظر گرفتن دو ساحت عمده انسان آنچنان که هست و انسان آنچنان که باید قابل شناسایی نیست و هر کسی این ادعا را بکند ادعای خوشبینانه سطحی چیز بیشتری نیست.

برای برون‌رفت از نگاه معرفت‌شناسانه دسپلینری علامه جعفری مدل معرفتی جایگزینی مطرح می‌کند که در دل آن وحدت شخصیت محور اصلی و مبتنی بر هفت اقلیم است. شناخت با بعد مذهبی همه ابعاد ششگانه را در خود دارد و در نگاه معرفتی آلترناتیو شناخت رخ نمی‌دهد مگر در یک حالت مکمل.

در نظام‌های معرفت‌شناسانه دسپلینری به نظر می‌آید جایی برای عشق و عاطفه در هندسه معرفتی نیست زیرا حوزه معرفت مجالی نیست که در آن عشق وجود داشته باشد. علامه معتقد است تقلیل‌گرایی علمی موجب شده انسان از معرفت همه جانبه دور شود. او در جایی از کتاب می‌گوید این ناتوانی پرده تاریک روی همه معلومات انسان خواهد کشید و نصیب انسان از علم چیزی چون لمس کورکورانه نیست.

ناگفته پیداست که معرفت در دیدگاه علامه جعفری بر پایه مفهوم کلی وجود مبتنی است و دریافت این کلی با نگاه‌های تقلیلگرایانه امکان پذیر نیست. برای ساماندهی هندسه معرفت باید نسبت به سطوح وجود و مدالیته مستدرج آن آگاه بود چراکه نادیده انگاشتن این پیچیدگی من را از شکوفا شدن باز می‌دارد و معرفت انسان را از هستی به یک جزء ناقص تقلیل می‌دهد.

یکی از نقدهای رایج بر علوم انسانی اروپامدارانه مساله بخش بخش شدن علم است. علامه جعفری در این باره می‌گوید معرفت انسان دارای هفت اقلیم است که اگر به درستی تفهیم گردد موجب رشدجامعه انسانی می‌شود. در اینجا رابطه علوم انسانی با جامعه مطرح می‌شود.

یکی از مسایلی که موجب افتراق بین فرهنگ‌های مختلف شده نگاه اندیشمندان به معرفت است یعنی علم یا ناعلم چیست؟ به عبارت دیگر مرز بین دانش و نادانش چیست؟ یکی ممکن است نگاه فلسفی را اصل، و دیگر نگاه‌ها را غیر ضروری بداند. البته هستند کسانی که دیگر نگاه‌ها را محور قرار می‌دهند اما به نظر می‌آید که نگاه دسپلینر که ذیل نگاه علمی رشد و نمو یافته مورد قبول علامه جعفری نیست. برای برون رفت از این هیمنه ایشان نگاه اینتگرال دارد که نگاه دسپلینرانه را مردود می‌شمارد و از سوی دیگر نگاه دینی ظاهر بین را هم نقد می‌کند.

به اعتقاد علامه بسیار اشتباه است که دانش دینی را تنها مبتنی بر منابع روایی بدانیم چون دانش دینی بسی وسیعتر از منابع سنتی است از سوی دیگر بسیار اشتباه است که معرفت بشری به علم تقلیل دهیم و دیگر ابعاد را تخطئه کنیم.البته این بدین معناست که بیرون از نگاه دسپلینر هیچ نگاه و نظم و سیاقی نیست بلکه این هم خودش خبط معرفتی است چراکه هر کدام از اقالیم معرفتی ابزار و منطقی دارد که هر محقق می‌تواند روی آن یک سنتز جامعی انجام دهد که علامه از آن با عنوان معرفت دینی سخن می‌گوید. به اعتقاد علامه جعفری این نگاه ما را به فرهنگ مشترک بشری خواهد رساند.

[ad_2]

لینک منبع

آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان در «معنا در تاریخ»

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۵

 

 

«معنا در تاریخ» اثر کارل لوویت با ترجمه مشترک سعید حاجی‌ناصری و زانیار ابراهیمی کتابی است متفاوت و بسیار پراهمیت که تفاسیر فلسفی با تکیه بر آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان ارائه می‌کند.

آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان در «معنا در تاریخ»

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «معنا در تاریخ» اثر کارل لوویت با ترجمه مشترک سعید حاجی‌ناصری و زانیار ابراهیمی به تحلیل آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان می‌پردازد.

پشت جلد کتاب آمده است: «انسان مدرن یک چشم با ایمان می‌بیند و یک چشم با عقل. از این‌روست که دیدگاهش در باب تاریخ، دیدگاهی مغشوش و آشفته است. تاریخ جهان غربی قرن‌ها از منظر مسیحی یا کلاسیک نگریسته می‌شد؛ از منظر ایمانی ژرف به پادشاهی خداوند یا باور به چرخه‌های ابدی و تکراری زندگی. با این همه، ذهن نه مسیحی است و نه پاگانی و تفاسیر مدرن از تاریخ ریشه‌ای مسیحی و پیامدی غیرمسیحی دارند.

کارل لوویت(1987- 1973) استاد فلسفه در دانشگاه هایدلبرگ، در شرح این نظریه، با فیلسوفان قرن هجدهم و نوزدهم شروع می‌کند، فیلسوفانی که به لحاظ تاریخی به ما نزدیک‌ترند و شرحش را تا کتاب مقدس پی می‌گیرد و از این طریق آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان را تحلیل می‌کند. «معنا در تاریخ» کتابی است متفاوت و بسیار پراهمیت… لوویت استاد تفاسیر فلسفی است و هر یک از فصل‌های کوتاه و پرمغزش همچون اثری هنری موزون و هماهنگ‌اند.»    

 کتاب «معنا در تاریخ» اثر کارل لوویت با ترجمه مشترک سعید حاجی‌ناصری و زانیار ابراهیمی در 397 صفحه از سوی انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

سلاطین عثمانی رعیت را به رمه گوسفندان تشبیه می‌کردند!

[ad_1]

 

«امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک»اثر اینالجیق منتشر شد

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۰۰

 

 

کتاب «امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک 1600م ـ 1300م» تالیف خلیل اینالجیق با ترجمه عبدالعلی اسپهبدی به شرحی از علل زوال امپراتوری عثمانی پرداخته است. در قسمتی از کتاب درباره نوع نگاه سلاطین عثمانی به مردم آمده است: «سلاطین عثمانی، مانند سایر زمامداران و فرمانروایان اسلامی، اتباع خود را اعم از مسلمان و غیرمسلمان، به رعیت یعنی رمه گوسفندان تشبیه کرده و در فرمان‌هایشان فراوان به این نکته اشاره کرده‌اند.»

سلاطین عثمانی رعیت را به رمه گوسفندان تشبیه می‌کردند!

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک 1600م ـ 1300م» تالیف
خلیل اینالجیق با ترجمه عبدالعلی اسپهبدی به تحلیل تاریخ سه قرن نخست امپراتوری عثمانی اختصاص دارد؛ دورانی که اوج دوران امپراتوری عثمانی به شمار می‌رود.

مولف کتاب، خلیل اینالجیق، محقق نامدار، استاد افتخاری در دانشگاه شیکاگو و استاد تاریخ عثمانی در دانشگاه بیلکنت آنکارا بود. وی بر پایه اسناد و منابع فراوانی، تاریخ دولت عثمانی، زندگی اقتصادی، اجتماعی مذهب و فرهنگ این امپراتوری را در عصر کلاسیک بررسی کرده است.

 
بی‌اعتنایی طبقات حاکم امپراتوری به پیشرفت‌ها

مترجم در یادداشت خود با اشاره به غفلت ترکان از پیشرفت‌های اروپا می‌نویسد: «موضوع انحطاط و زوال امپراتوری عثمانی، با همه اهمیت و جذابیت آن، به نظر عثمانی‌شناسان تُرک و اروپایی هنوز مورد بررسی کامل قرار نگرفته است. بسیاری از بایگانی‌ها، تاکنون در دسترس پژوهشگران قرار نگرفته است. با این حال تمام آن‌ها از خودی و بیگانه درخصوص پاره‌ای از علل سقوط امپراتوری اتفاق‌نظر دارند. به نظر آن‌ها بی‌اعتنایی طبقات حاکم امپراتوری به پیشرفت‌ها و مهارت‌های مختلف اروپاییان که اخبار آن از طریق مسیحیان تازه مسلمان و پناهندگان به گوش ایشان می‌رسید، می‌توانست درس عبرتی باشد، اما آمادگی یادگرفتن این درس‌ها در بزرگان امپراتوری وجود نداشت.»(ص15)

 

در قسمتی از کتاب با عنوان «ریشه‌های کشور عثمانی» آمده است: «آرمان غزا، یا جنگ مقدس، انگیزه اصلی پیدایش و علت توسعه مملکت عثمان بود. جامعه امیرنشین‌های مرزی، شرایط فرهنگی و روحی ویژه‌ای داشت. تاروپود آن از آرمان شهادت‌طلبی و جهاد مستمر تنیده شده بود، هدف آن، گسترش بی‌وقفه «دارالاسلام» تا غلبه کامل بر تمام جهان بود. در این جامعه، جهاد یک فرضیه دینی محسوب می‌شد که هرگونه ایثار و فدارکاری در راه آن قابل توجیه و الزام‌آور بود. در جامعه مرزی، جهاد معیار و مقیاس کلیه فضایل و ارزش‌های اجتماعی به شمار می‌رفت.»(ص26)

 

درباره در پیش گرفتن سیاست تسامح مذهبی ترکان می‌خوانیم: «با این احوال، عثمانی‌ها، هرگز خود را نماینده مرام و عقیده اجتماعی خاص نمی‌دانستند. آن‌ها به درستی به این نکته واقف بودند که با سیاست مدارا و مسالمت نسبت به مسیحیان، بهتر می‌توانستند متصرفاتشان را گسترش داده و بر میزان درآمدهایشان بیفزایند. گذشت و اغماض در مقابل نظامیان و بزرگان محلی در سرزمین‌های اشغالی نیز بخشی از برنامه‌ توسعه‌طلبی آنان بود. آن‌ها، به جز نظامیانی را که در مناطق مفتوحه به مخالفت آشکار با ایشان برخاسته بودند، سایر نظامیان را جذب کرده و از آنان در کارها و خدمات نظامی استفاده می‌کردند.»(ص40)

 
مغازه‌دارانی که سلطان را وادار به تغییر صدراعظم کردند

نوع نگاهی که سلاطین عثمانی به مردم داشتند، در اسنادی که به مانده حکایت از نگاه بالا به پایین دارد: «سلاطین عثمانی، مانند سایر زمامداران و فرمانروایان اسلامی، اتباع خود را اعم از مسلمان و غیرمسلمان، به رعیت یعنی رمه گوسفندان تشبیه کرده و در فرمان‌هایشان فراوان به این نکته اشاره کرده‌اند که، خداوند رعایا را به رسم امانت، به آنان سپرده است. وظیفه سلطان به عنوان رئیس جامعه اسلامی این بود که رعیت را به راه شریعت هدایت فرماید. تئوری خلافت آن‌گونه که فقهای مسلمان مطرح می‌کردند، از جهات عدیده‌، شبیه تئوری قدیمی خاور ـ نزدیکی دولت است؛ تنها تفاوت اصلی آن‌ها، در موضوع شریعت است که در تئوری خلافت، اجرای احکام شریعت را وظیفه اصلی پادشاه قرار داده است.»(131ص)

گاه مردم در برابر رفتارهای ستمگرانه مقامات دربار واکنش نشان می‌دادند، از جمله «موثرترین ابزاری که پیشه‌وران، به وسیله آن می‌توانسند در مقابل حکومت ایستادگی نشان دهند، تعطیلی مغازه‌ها و تعلیق تولید بود. اقدامی که از نظر اثرگذاری بر مالیه عمومی معادل با فرار روستائیان و ترک اراضی کشاورزی به شمار می‌آمد. شورش سال 1651 افزارمندان/ پیشه‌وران استانبول نمونه این‌گونه مقاومت‌ها بود. زمانی که دولت تصمیم داشت آنان را وادار به خرید بعضی از اجناس توقیفی، با قیمت‌های بسیار بالا کند، یا طلا را با یک سوم قیمت‌های جاری از آنان خریداری کند، انبوه جمعیت در اعتراض به وزیراعظم، به طرف شواری شاهی راه افتادند. اگرچه در آن روز، معترضین را متفرق ساختند، اما روز بعد، مردم مغازه‌ها را تعطیل و گروه گروه در زیر علائم و پرچم‌های ویژه خود اجتماع کردند. به گفته یکی از شاهدان عینی، حدود 150000 تن که بسیاری از آنان را افراد مسلح تشکیل می‌دادند، در آن محل گرد آمده و در نهایت سلطان را به عزل وزیر اعظم وادار کردند.»(ص313)

مولویان در صف مقدم شاعران عثمانی

در سرزمین عثمانی گروه‌ها و فرقه‌های فکری و مذهبی متنوعی وجود داشت که از جمله می‌توان به مولویه اشاره کرد: «به این ترتیب مولویه، در جامعه روشنفکران عثمانی و به ویژه در بین طبقه اداری که با ادبیات و سنت‌های فرهنگی فارسی آشنا و مانوس بودند، تثبیت و نهادینه شد. مولویه عامل اصلی شکل‌گیری و پیدایش ادبیات کلاسیک عثمانی بود که در اصل و عمدتا از ادبیات فارسی الهام گرفته بود. در سده هجدهم، مولویان در صف مقدم موسیقی‌دانان و شاعران عثمانی قرار داشتند. آنان به موازات تاثیر عمیقی که بر هنر کلاسیک عثمانی برجای گذاشتند، مانند بکتاشیه، موسیقی و ادبیات خاص خود را که یکسره از سنت مولوی سرچشمه گرفته بود، پدید آوردند.»(ص380)

کتاب «امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک 1600م ـ 1300م» تالیف خلیل اینالجیق با ترجمه عبدالعلی اسپهبدی در 416 صفحه، شمارگان یکهزار نسخه و به بهای 28 هزارتومان از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

فرصتی دوباره برای وضعیت مالی و زندگی در یک کتاب

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۰۴

 

 

کتاب «فرصتی دوباره برای وضعیت مالی و زندگی و دنیای من و شما» برای کسانی نوشته شده که متوجه شده‌اند باید کارها را به طریقی متفاوت انجام داد. برای کسانی که متوجه شده‌اند پس‌انداز کردن پول، در شرایطی که بانک‌ها تریلیون‌ها دلار پول چاپ می‌کنند دیوانگی است.

فرصتی دوباره برای وضعیت مالی و زندگی در یک کتاب

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «فرصتی دوباره برای وضعیت مالی و زندگی و دنیای من و شما» نوشته رابرت کیوساکی به ترجمه مریم تقدسی منتشر شده است.
 
در بخشی از مقدمه این اثر، نویسنده درباره چگونگی روند تالیف کتاب می‌نویسد: «چند روز پیش در استارباکس به یکی از دوستانم برخوردم که سال‌ها بود او را ندیده بودم. از سویی از دیدن او خوشحال شدم و از سوی دیگر دیدن او پشت پیش‌خوان مغازه، باعث تعجبم شد.

پرسیدم: «چند وقت است این‌جا کار می‌کنی؟»

در حالی که سفارشم را می‌گرفت گفت: «حدود پنجاه ماه است.»

پرسش کردم: «چه اتفاقی افتاده که این‌جا مشغول کار شده‌ای؟»

«خب، بعد از سقوط سهام در سال 2007 کارم را از دست دادم. کار دیگری پیدا کردم، ولی کمی بعد آن را هم از دست دادم. دیگر بازنشستگی و پس‌اندازی در کار نبود و بعد خانه را هم از دست دادیم. دیگر از عهده‌ی خرج برنمی‌آمدیم». بعد ادامه داد: «نگران نباش، هر دو کار می‌کنیم، بی کار نیستیم. هر دو شغلی داریم، ولی پول زیادی در نمی‌آوریم، به همین علت برای اینکه پول بیشتری دربیاوریم، در استارباکس هم کار می‌کنم.»

در حالی که کنار می‌رفتم تا مشتری‌های پشت سرم بتوانند سفارششان را بدهند پرسش کردم: «برای آینده‌ات چه می‌کنی؟»

«دوباره به دانشگاه برگشته‌ام و می‌خواهم فوق لیسانس دیگری بگیرم. برایم جالب است، حتی چند کلاس با پسرم برداشته‌ام؛ او هم دارد اولین فوق‌لیسانسش را می‌گیرد».

پرسیدم: «برای پرداخت شهریه از وام دانشجویی استفاده می‌کنی؟»

«بله، کار دیگری نمی‌توانم بکنم. می‌دانم وام‌های وحشتناکی هستند. می‌دانم تا آخر عمر باید کار کنم تا این وام‌ها را بپردازم. پسرم برای پرداخت وام‌هایش وقت بیشتری دارد، ولی ما برای به دست آوردن کارهایی با درآمد بالاتر، باید بیشتر تحصیل کنیم، باید امرار معاش کنیم و به همین علت هم دوباره وارد دانشگاه شده‌ایم.»

پول قهوه را دادم و لیوان قهوه‌ام را از آن بخار بلند می‌شد گرفتم. وقتی خواستم به او انعام بدهم، دست را رد کرد… می‌دانم چرا این کار را کرد؛ برایش آرزوی موفقیت کردم و رفتم.

بخش اول این کتاب درباره گذشته است و به طور خاص به علل ورود دنیا به این بحران مالی پرداخته است. همان‌طور که جورج اَُروِل در سال 1984 در کتابش نوشت: در روزگاری که دروغ و فریب جهان را فرا گرفته، گفتن حقیقت علمی انقلابی است.»

در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «اگر ما می‌دانیم دنیا در بحرانی مالی به سر می‌برد. متأسفانه رهبران ما کاری را که از قدیم انجام می‌داند، همچنان تکرار می‌کنند و برای حل مشکلات عصر اطلاعات از راه‌حل‌های عصر صنعت استفاده می‌کنند. در نمودارها و جدول‌های ساده‌ی این کتاب به مفهوم واقعی دیوانگی پی خواهید برد.»

 

این کتاب برای کسانی نوشته شده که متوجه شده‌اند باید کارها را به طریقی متفاوت انجام داد. برای کسانی که متوجه شده‌اند پس‌انداز کردن پول، در شرایطی که بانک‌ها تریلیون‌ها دلار پول چاپ می‌کنند دیوانگی است، برای کسانی که می‌دانند سرمایه‌گذاری بلندمدت در بازارهای در حال سقوط دیوانگی است. برای کسانی که می‌دانند ریشه‌ این دیوانگی به مدارسی باز می‌گردد که چیزی درباره‌ پول به شاگردان خود نمی‌آموزند. در این کتاب یاد می‌گیرید چطور در زمینه‌ی پول و زندگی‌تان تصمیماتی هوشمندانه‌تر بگیرید. تصمیماتی که می‌توانند در دنیای ما تفاوت ایجاد کنند. تصمیم شما همان فرصت دوباره است. 

کتاب «فرصتی دوباره برای وضعیت مالی و زندگی و دنیای من و شما» نوشته رابرت کیوساکی به ترجمه مریم تقدسی با شمارگان هزار و 100 نسخه در 364 صفحه به بهای 31 هزار تومان از سوی نشر پندارتابان روانه بازار نشر شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

روایت شکل گرفتن خاورمیانه پس از تجزیه امپراطوری عثمانی

[ad_1]

 

کتاب «صلح کردند که جنگ بماند» منتشر شد

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۵

 

 

کتاب «صلح کردند که جنگ بماند» اثر دیوید فرامیکن با ترجمه مشترک داود حیدری و مفید علیزاده در دو جلد روایت شکل گرفتن خاورمیانه پس از تجزیه امپراطوری عثمانی را شرح می‌دهد.

روایت شکل گرفتن خاورمیانه پس از تجزیه امپراطوری عثمانی

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «صلح کردند که جنگ بماند» چگونگی یورش به خاورمیانه و دائمی شدن جنگ اثر دیوید فرامیکن با ترجمه مشترک داود حیدری و مفید علیزاده در دو تدوین شده که به چگونگی شکل‌گیری خاورمیانه پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی می‌پردازد.
 
این کتاب پیش از این با ترجمه حسن افشار و با عنوان «صلحی که همه صلح‌ها را برد» نیز از سوی نشر ماهی منتشر شده بود.
 
پشت جلد کتاب آمده است: «خاورمیانه آنگونه که امروزه از سرخط خبرها آن را می‌شناسیم حاصل تصمیم‌هایی است که متفقین در خلال جنگ جهانی اول و دوران پس از آن اتخاذ کردند. مولف این کتاب، داستان مفصل چگونگی و چرایی تصمیم‌ها، بیم و امیدها، عشق‌ها یا نفرت، اشتباه‌ها یا سوء‌تفاهم‌هایی را که در این تصمیم‌گیری‌ها دخیل بوده‌اند، بازگو می‌کند.
 
بازخوانی تاریخ فروپاشی امپراتوری و پیامدهای آن، که مهم‌ترین آنها یورش به خاورمیانه و دائمی شدن جنگ بود، برآمده از گزارش‌هایی مغرضانه است که فرانسوی‌ها، روس‌ها و انگلیسی‌ها ارائه کرده‌اند.»

در سطوری از کتاب درباره چگونگی شکل‌گیری خاورمیانه می‌خوانیم: «خاورمیانه آن چیزی شد که امروزه وجود دارد هم به آن علت که قدرت‌های اروپایی متعهد به بازتولید آن شدند و هم به آن علت که بریتانیا و فرانسه نتوانستند تضمین کنند حکومت‌ها، کشورها و نظام سیاسی که به وجود آوردند برای همیشه پایدار باقی بمانند. در خلال و بعد از جنگ جهانی اول، بریتانیا و متحدانش نظم کهن در منطقه را به طور جبران‌ناپذیری نابود کردند.

آنها حاکمیت ترکیه بر خاورمیانه عرب زبان را به طور کامل از بین بردند. در نتیجه، وقایع سال‌های 1914 تا 1922 اگرچه باعث پایان دادن به مشکل اروپا در رابطه با خاورمیانه شد، اما با پدید آمدن «مساله خاورمیانه» در خود خاورمیانه انجامید تا آنجا که به کشورهای اروپایی مربوط می‌شد، تسویه 1922 این مساله که چه چیزی و چه کسی باید جایگزین امپراتوری عثمانی بشود، حل کرد. اما حتی امروزه نیروهای قدرتمند در خاورمیانه هستند که هنوز هم با آن تدابیر اتخاذ شده سرناسازگاری دارند.»(ص405)

کتاب «صلح کردند که جنگ بماند» چگونگی یورش به خاورمیانه و دائمی شدن جنگ اثر دیوید فرامیکن ترجمه مشترک داود حیدری و مفید علیزاده در دو جلد از سوی انتشارات دنیای اقتصاد به چاپ رسیده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

عصر مجازی و تأملی بر کارکردها و رویکردهای جامعه مجازی

[ad_1]

عصر مجازی و تأملی بر کارکردها و رویکردهای جامعه مجازی

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «عصر مجازی: تأملی بر کارکردها و رویکردهای جامعه مجازی» نوشته سیدرضا هاشمی‌زاده و بنیامین انصاری نصب توسط انتشارات تیسا منتشر شده است.
 
روزگار ما در زمانه‌ای جاری است که توسن تیزتک فناوری، جاده لحظه‌ها را به شتاب در می‌نوردد. پس از عصر کشاورزی، صنعتی و اطلاعاتی، آسمان عصر مجازی بالای سر ما چتر گسترده تا جغرافیای انسانی را در هر گوشه زمین بی‌مرز و حد به زیر پوشش درآورد. عصر مجازی تاکنون اندکی پرده از رخ تحول‌بخش خود کنار زده و با اجرای پروژه‌های بلندپروازانه «اینترنت برای همه» و «اینترنت اشیاء» انسان امروز در حال با‌گشودن به پهنه کران ناپیدایی است که بعد مسافت، حرکت جسمانی و تغییر مکانی و … را به فراموشکده تاریخ می‌سپارد و هرکس می‌تواند در خانه خود، مرکزنشین همه دنیای زمینی شود، از دورترین فروشگاه‌ها خرید کند، به گم‌جاترین مکان‌ها قدم نهاد، به کلاس‌های استادان بزرگ در دانشگاه‌های مختلف دنیا برود و از وابستگی‌های سنتی خود با پیوستن به جامعه مجازی جهانی بکاهد.

در پناه سپهر مجازی و پیشرفت‌های روزاروز حوزه فناوری‌های آن، انسان امروز در ابعاد متفاوت فردی و اجتماعی با خصلت‌ها و مختصات نورسته‌ای روبه‌رو شده که زندگی‌اش را زیرورو کرده و مفاهیم و مصادیق گذشته (دوست، معاشرت، شغل و …) را برایش معنایی دیگر بخشیده است. عصر مجازی آغاز شده و با لشکری از اقسام فناوری‌های متجلی در اشیا و ابزارها و … در حال فتح خانه‌های ماست.

در طلیعه چنین دوران تازه‌ای از حیات بشری و پیدایی پیش‌قراولان عصر مجازی، هرچه از آن بخوانیم و بدانیم کم است و به یقین دایره دانسته‌ها و داشته‌های ما از چنین توفان سترگی کم‌شعاع خواهد بود، اما به‌عنوان کاربران دنیای مجازی جدید و زیندگان عصری که بر روی ما دروازه گشوده می‌بایست هیچ فرصتی را از دست ندهیم تا سهمی از دانستن قدر و قیمت و ویژگی‌های این زمانه را نصیب خویش کنیم.

ادعای این کتاب سهیم‌کردن مخاطبان در رویکردها و کاربردهای دوران از راه رسیده است. با این هدف، مطالب کتاب در شش بخش مبانی نظری، هویت، هنر، گردشگری، کاربران و خانواده تقسیم‌بندی شده است. انتخاب این بخش‌ها با محتوای فصل‌های علمی براساس تأثیر عصر مجازی بر بخش‌هایی از جامعه که در معرض بیشتر تغییر نسبت به سایر بخش‌های اجتماع هستند در نظر گرفته شده است.

کوشش نویسندگان بر این امر استوار بوده تا از رهگذر هر یک از بخش‌ها، پنجره‌ای هرچند کوچک بگشایند بر عصری که طلیعه دگرگون کننده‌اش چندی است از پس مشرق جامعه انسانی سربرآورده است و از زوایای متفاوت و متنوع به دوران نوین مجازی بنگرند. چینش و انتخاب موضوعات تابع روندی ویژه نبوده اما کوشیده شده مسائل جاری فراگردی انسان امروز را دربرگیرد.

بخش اول، جامعه مجازی و مبانی نظری، به تعریف‌های فضای مجازی، تاریخچه‌ فضای مجازی، فضای مجازی در ایران، مولفه‌ها، ویژگی‌ها و کاربردهای فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی و ویژگی‌های آن و جامعه مجازی می‌پردازد و در ادامه مبانی نظری با توجه به نظریه‌های موجود در این حوزه آورده شده است.

بخش دوم، جامعه مجازی و هویت، دو فصل دارد؛ یکی با عنوان تلفن همراه هوشمند و ایدئولوژی روزمره زندگی مدرن که به رسانه‌های نوین و جوانان و با استفاده از نظریه‌ ایدئولوژی مصرف بودریار به تلفن همراه و هویت اجتماعی پرداخته است و فصل دیگر بازتولید هویت زنان در شبکه‌های اجتماعی را هدف بررسی خود قرار داده است.

بخش سوم، جامعه مجازی و هنر نام دارد که در دو فصل بررسی شکل‌گیری هنر در فضای مجازی و عقلانیت مدرن و فضای مجازی را دربرمی‌گیرد.

بخش چهارم، جامعه مجازی و گردشگری، دارای دو فصل است یکی با عنوان بررسی جایگاه رسانه‌های نوین در معرفی هنرها و آیین‌های دریایی هرمزگان و جذب گردشگر و دیگری بررسی نقش استفاده از هنر مجازی در تبلیغات و جذب گردشگران.

بخش پنجم، جامعه مجازی و کاربران، دو فصل دارد؛ یکی با عنوان بررسی نقش فضای مجازی بر روند جامعه‌پذیری کاربران فضای مجازی در شهر بندرعباس و فصل دیگر بر بررسی تبیین جایگاه و نقش فضای مجازی در تولید کارآفرینی و توانمندسازی توان‌یابان تمرکز کرده است.

بخش ششم جامعه مجازی و خانواده نیز فصل‌های بررسی ساخته اعتیاد به پیام‌ رسانه‌ای همراه و تأثیر آن بر روابط درون خانواده و بررسی اثرات شبکه‌های اجتماعی مجازی در تغییرات ارزشی نهاد خانواده در شهر بندرعباس را در خود جای داده است. 

کتاب «عصر مجازی: تأملی بر کارکردها و رویکردهای جامعه مجازی» نوشته سیدرضا هاشمی زاده و بنیامین انصاری نصب با شمارگان 550 نسخه در 276 صفحه به بهای 199 هزار ریال توسط انتشارات تیسا روانه بازار نشر شده است.

[ad_2]

لینک منبع

روایت رابطه شیخ بهایی و شاه عباس در داستان حسین کرد شبستری

[ad_1]

 

نگاهی به کتاب «شیخ‌بهایی و توپ مروارید»

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۶

 

 

آمال و آروزی ایرانیان آنها را به سمتی برد که پیرامون برخی اشخاص و اشیاء به افسانه‌سرایی پرداختند، در این افسانه‌پردازی آنچه که درباره شخصیت شیخ‌بهایی، شیخ‌الاسلام عصر صفوی بسیار قابل تامل است.

روایت رابطه شیخ بهایی و شاه عباس در داستان حسین کرد شبستری

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره برخی شخصیت‌ها مطالب جالبی وجود دارد که گاه مرز میان واقعیت یا داستان در رابطه با آنها مشخص نیست. شخصیت‌هایی که در میان مردم از وجه خوبی برخوردار بودند و به نوعی با زندگی مردم زمان خود گره خوردند. این آمیختگی با مردم باعث شده که داستان‌هایی از آنها ساخته و پرداخته شود. در این میان درباره شخصیت شیخ‌بهایی، روحانی عصر صفویه مطالبی وجود دارد که مرز میان واقعیت یا داستان مشخص نیست. سیدمحمد بهشتی در کتاب «شیخ بهایی و توپ مروارید» صفحاتی را به بررسی روایت‌های موجود درباره این شخصیت تاریخی اختصاص داده است.

اخبار متنوع و شگفت از زندگی شیخ‌بهایی

در نگاه نخست مولف تلاش کرده در سطوری از صفحات آغازین کتاب نگاهی کلی به شخصیت شیخ بهایی داشته باشد تا خواننده با این شخصیت آشنا شود: «شیخ بهایی عالمِ پرآوازه‌ دوره صفوی بود. درباره زندگی او اخبار متنوع و شگفتی هست که برخی از آنها رنگ و نشانی از واقعیت دارد و برخی دیگر به افسانه می‌ماند. درباره مقام و جایگاه او همین بس که در دوره سلطنت شاه عباس بزرگ، شیخ بهایی مدت طولانی شیخ‌الاسلام شهر اصفهان بود. لیکن شیخ بهایی نزد عامه مردم و خصوصا اهالی اصفهان، بیش از اینکه در مقام عالم دینی و در کسوت شیخ‌الاسلامی به جا آورده شود، عالمی ذوفنون و گشاینده معماهای بسیار و از همه مهم‌تر اعجوبه‌ای در عالم مهندسی و معماری است که آثار بی‌شماری علی‌الخصوص در دارالسلطنه اصفهان از خود به یادگار گذاشته است.

حمامی که با شمع گرم می‌شده، منارجنبان که با تکان دادن یک مناره دیگری نیز به جنبش درمی‌آید، گنبد مسجد جامع عباسی اصفهان که صدا را هفت مرتبه منعکس می‌کند و از همه مهم‌تر تنظیم شبکه آبیاری شهر اصفهان به کمک مادی‌ها که کاری است بس بزرگ و اینها همه به شیخ بهایی منتسب است. حتی در عالم هنر و نگارگری، کشف رمز و راز ساخت سفیداب مرغوب که یکی رنگدانه‌های مهم در تاریخ نگارگری ایران است، موسوم به «سفیدآب شیخ» را از ابتکارات شیخ دانسته‌اند.»(ص13)

مهندس بهشتی پس از ردیف کردن تمام آنچه که به شیخ بهایی منتسب است، با جملاتی مُردد و با نگاهی پرتامل درباره واقعیت داشتن اعمالی که به شیخ نسبت داده شده است، می‌نویسد: «با همه این احوال تاکنون شواهد و قرائن تاریخی مبنی بر اینکه او در سراسر عمرش دست به کار معماری برده باشد، یافت نشده و این خود موضوعی است درخور تأمل. کم نیستند پژوهشگرانی که به این موضوع پرداخته‌اند و کم یا بیش در اعتبار تاریخی آنچه به شیخ بهایی نسبت داده شده، تردید کرده و این اقوال را ناروا و در زمره خرافات و دروغ شمرده‌اند و اساسا منکر شیخ بهایی معمار و شهرساز شده‌اند.»(ص14)

 

برای یافتن واقعیت در رابطه با شخصیت شیخ‌بهایی پس از نگاه تردیدآمیز باید سراغ تطبیق تاریخ با داستان‌هایی رفت که پیرامون این شخصیت ساخته و پرداخته شده است: «قصه‌هایی که حول شخصیت شیخ بهایی شکل گرفته است با آنچه در تواریخ آمده است از بسیاری جهات متفاوت است. به عبارت دیگر غالب آنچه در تواریخ درباره شیخ بهایی آمده است چیزی نیست که مردم درباره شیخ بگویند و یا حتی بدانند و به‌عکس از آن‌چیزی که در افواه شایع است به زحمت می‌توان ردپایی در تواریخ پیدا کرد. ای بسا در قصه‌های مربوط به او، قرب و بعد مکانی و تقدم و تأخر زمانی بسیاری رویدادها و شخصیت‌ها و … چنان معوج می‌شود که آشکارا غیرواقعی به نظر می‌آید. تا جاییکه این سوال را پیش می‌آورد که با این همه قلب واقعیت چه چیزی مردم را وا می‌دارد که باز هم این داستان‌ها را دریاه او بگویند و بیمی از غیرواقعی بودن آن نداشته باشند. آیا این فقط دلالت بر جهالت آنان و بی‌خبری‌شان از تاریخ دارد.»(ص25)

 
شیخ‌ همنشین و قرین شاه‌عباس در داستان‌های عامیانه

شخصیت شیخ بهایی در نزد مردم آن عصر با سه کلید واژه قابل دسترسی است: «نام شیخ بهایی نزد مردم با موضوعاتی چون «اصفهان»، «عصر صفوی» و «شاه عباس کبیر» پیوند ناگسستنی دارد. پیش از اینکه شیخ‌بهایی را به اعتبار همنشینی با شاه عباس در قصه‌ها معرفی کنیم خوب است کلیاتی درباره شخصیت عامه‌پسند شاه‌عباس و قصه‌هایی که درباره خود او رایج است بدانیم.»(ص26)

 

اما وقتی برخی داستان‌ها را درباره شیخ‌الاسلام عصر صفوی دنبال می‌کنیم به مطالبی از این دست می‌رسیم: «در داستان‌های عامیانه شیخ‌بهایی همنشین و قرین و محرم شاه‌عباس است و شاه در امور مختلف با او شور می‌کند؛ مثلا در داستان حسین کرد شبستری که یکی از داستان‌های مهم عامیانه است و در قهوه‌خانه‌ها نقالان آن را می‌خواندند، این نوع مناسبات شیخ بهایی و شاه عباس به خوبی منعکس است.»(ص27)

 

در مطالب دیگر، به جزئیات بیشتری درباره روابط شاه‌عباس و شیخ‌بهایی دست پیدا می‌کنیم: «علاقه شاه‌عباس به شیخ بهایی به حدی بوده که شاه سرای عمه‌اش، مریم سلطان‌خانم را پس از وفات وی برای سکونت به شیخ بخشید و از شیخ به جای پرداخت بهاء خانه که از حد توانش خارج بوده خواست که روزی پنج بار برای شادی روان مریم سلطان نماز بگزارد و هنگام قران خواندن از او یادکند.»(ص28)

 
ردی از معمار بودن شیخ بهایی در منابع نیست!

حال وقتی برخی جملات را درباره شیخ‌بهایی کنارهم می‌گذاریم، نوع مراودات شیخ و شاه‌عباس برخی پرسش‌ها را پیش روی مخاطب می‌گذارد: «اگر بنا را بر صحت ادعای شیخ بهایی برای اکراه او از تقرب به پادشاهان بدانیم این سوال پیش می‌آید که پس چرا نزد مردم شیخ این اندازه به شاه عباس نزدیک بوده است. آیا نزدیک این دو واقعیت دارد و یا آن هم ساخته و پرداخته مردم است.»(ص30)

 

به راستی شیخ‌بهایی معمار بوده و بناهای مهمی را در اصفهان طراحی و پی‌ریزی کرده است؟ برای یافتن واقعیت باید سراغ منابع تاریخ رفت. منابع تاریخی از احوالات شیخ چه می‌گویند: «ایرانیان حتی تا به امروز شیخ‌بهایی را بیشتر در مقام مهندس و معمار به جای می‌آورند و آثار مهمی را به وی نسبت می‌دهند. از جمله معماری مسجد جامع عباسی اصفهان و مهندسی حصار شهر نجف و منارجنبان اصفهان و از آن مهم‌تر حمامی معروف به حمام شیخ که با شمعی گرم می‌شد و به جز اینها محاسبه و طراحی نظامی برای تقسیم‌ آب زاینده‌رود در شهر اصفهان نیز به وی منسوب است.

هیچ‌یک از تواریخ و تذکره‌های آن عصر مهندس و معمار بودن شیخ بهایی را تأیید نکرده است. مثلا عالم‌آرای عباسی که تقریبا در زمان حیات وی نوشته شده و گزارشی از کارهای عمرانی زمان شاه‌عباس به دست داده است از ذکر نام مهندسین نیز غفلت نکرده اما در شرح حال شیخ‌بهایی و آثارش به مهندس بودن شیخ‌بهایی و آثار مهندسی او حتی اشاره‌ای نیز نشده است. نه تنها عالم‌آرا که هیچ‌یک از کتاب‌ها و اسنادی که در مدت یکی دو سده پس از وفات وی نوشته شده و مقام مهندسی وی یادی نشده است. مثلا تذکره‌ نصرآبادی که به نام شاه‌سلیمان صفوی تالیف شده، مشتمل است بر شرح حال و آثار قریب هزار نفر از شعرای عصر صفوی که در زمره این شعرا از خوشنویسان شاعری چون علیرضا عباسی و از معماران شاعری چون استاد علی‌اکبر اصفهانی نیز یاد شده است با این حال ذیل تشریح احوال شیخ بهایی از مهندس یا معماربودن او نیاورده است.»(ص33)

 

درباره اینکه شیخ‌بهایی معمار بوده، معماری برخی مکان‌ها از جمله یکی از حمام‌های خاص اصفهان را به وی نسبت می‌دهند؛ حمامی که کم عجیب نیست و در شرحش آمده است:«کمتر کسی هست که ماجرای حمام شیخ بهای در اصفهان و شگفتی‌اش را که با یک شمع گرم می‌شده است نشنیده باشد. این حمام نزدیک بقعه معروف به درب امام واقع است و به «حمام شیخ» مشهور است. میرزا حسن‌خان تحویلدار در کتاب جغرافیای اصفهان حدود سال 1300 ق درباره این حمام چنین آورده است: و مذکور و معروف است که آن حمام تا زمان غلبه افغان درب گلخن آن بسته و گل گرفته بوده و هیچ آتش در آن نمی‌شده هر روزه آب تازه روی خزانه می‌کردند آبش به یک میزان گرم بوده است تا آن زمان سرش را باز کردند که سرش را بیابند، چراغی را دیده بودند روشن در زیر فاطیل گذاشته به مجرد بازشدن گلخن فورا چراغ خاموش شده غالب اهل اصفهان هم اعتقاد بر وقوع این مطلب دارند…»(ص40)
                                                   

بپرسیم کدام شیخ بهایی واقعی‌تر است؟  

کارهای عجیب و غریب شیخ‌بهایی تنها به معماری منارجنبان و حمام شگرف منحصر نمی‌شود، بلکه برخی مدعی بودند که وی در شیوه تنظیم آب زاینده‌رود نیز دستی داشته است: «طومار شیخ بهایی» عنوان سندی است که مشهورست برای تعیین شیوه تقسیم آب زاینده‌رود اصفهان در دوره صفوی و به دست شیخ بهایی تظیم شد و از ان به بعد مبنای عمل بوده است. اصل سند را کسی ندیده است ولیکن در اداره مالیه اصفهان سواد غیرمصداقی از آن وجود دارد که به فرمان شاه طهماسب است و به تاریخ رجب 923 ق نوشته شده است. اینکه چرا تنظیم این سند و تعیین حق‌آبه‌ها به شیخ‌بهایی نسبت داده شده است هنوز روشن نیست.»(ص42)

 

مولف کتاب در ادامه وقتی به تناقض تاریخ و داستان‌های عامیانه مواجه می‌شود، تلاش می‌کند تا به تبیین شیخ‌بهایی تاریخی و شیخ‌بهایی داستان‌های عامیانه بپردازد: «طبیعتا اگر تاریخ را واقعیت بدانیم و آنچه تاریخ تأیید نکرده است را غیرواقعی بپنداریم آنگاه شیخ‌بهایی، روایی افسانه و یا حتی خرافه‌ای بیش نخواهد بود. اما آیا صحیح است که شیخ‌بهایی روایی را که مردم با آن زندگی کرده‌اند، غیرواقعی بدانیم و شیخ‌بهایی تاریخی که مردم از آن اطلاعی ندارند را واقعی بخوانیم.

پس خوب است بپرسیم کدام شیخ‌بهایی واقعی‌تر است؟ این مثل این است که بپرسیم آیا رستم شاهنامه واقعی‌تر است یا رستمی که در سیستان می‌زیسته است و شعرای ما از جمله فردوسی او را دست‌مایه شخصیت‌پردازی قرارش داده‌اند. بستگی دارد مرادمان از «واقعی‌تر» چه باشد؛ آن چیزی که در ذهن و زبان مردم به روزگاران اثر کرده و باورها و تمناهایشان را شکل داده و قالب‌هایی آرمانی و اخلاقی برایشن ساخته و حتی مسیر حرکتشان را روشن کرده است و یا آن چیزی که در مکان و زمان خاصی رویداده و تمام شده است.»(ص49)

 
دست یازیدن به افسانه‌ها به جبران عقب ماندن از قافله علم

حال باید دید چه چیزی باعث شده که مردم با شیخ‌بهایی چنین ارتباطی برقرار کنند، چرا مردم با این شخصیت چنین آمیختند: «چه وجهی از شخصیت شیخ‌بهایی سبب شده بود بدنه جامعه با او احساس خویش کند و او را از عالی‌ترین مقام شرعی به شخصیتی مبدل کند که در ذهن و زبان مردم وجود دارد. اگر مقام شیخ‌الاسلامی اصفهان به او این جایگاه را بخشیده بود پس چرا یادی از محقق کرکی در میان عموم مردم باقی نماند. شخصیت شیخ‌بهایی طوری در قصه‌ها منعکس است که گویا مردم فراموش کرده‌اند که او از تباری غیرایرانی و متولی فقهی شاه صفوی بوده است.»(ص71)

 

انعکاس قصه‌ها از شخصیت شیخ‌الاسلام عصر شاه عباس حاکی از برخی واقعیت‌های موجود در جامعه است: «شیخ بهایی جزء آخرین نمونه‌هایی است که ایرانیان به اتکای آثار او می‌توانستند در جهان علوم عقلی حرفی برای گفتن داشته باشند. از این روست که گمان می‌رود که توجه به شیخ بهایی و افسانه‌پردازی ایرانیان حول شخصیت او به خصوص در نیمه دوم قاجار که جامعه ایرانی به صرافت عقب‌ماندگی‌اش از قافله علم افتاده بوده بیشتر شد. اگر شاردن در بازدید از ایران دوره صفویه شیخ‌بهایی را تحت عنوان مولف کتاب جامع عباسی معرفی کرد، به این خاطر بود که هنوز هاله روایی حول شخصیت شیخ‌بهایی از شخصیت تاریخی او شخصیتی روایی نساخته بود، در حالی که اگر اوژن اوبن سفیر فرانسه در ایران دوره مشروطه چند بار شیخ بهایی را در نقشِ معمار بناهای سلطنتی صفوی معرفی کرده، به اتکای قوام یافتن شخصیت روایی و مردمی شیخ‌بهایی در آن دوره بوده است.»(ص80)

 

کتاب «شیخ بهایی و توپ مروارید» تالیف سیدمحمد بهشتی و الناز نجار‌نجفی و بهنام ابوترابیان در 408 صفحه، شمارگان و به بهای 26 هزار و 500 تومان از سوی انتشارات روزنه روانه بازار کتاب شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع