تحلیل‌های آکادمیک ادبیات کودک و نوجوان

[ad_1]

 

با انتشار کتابی از سوی خانه کتاب بررسی شد؛

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۳

 

 

کتاب «کتابشناسی توصیفی پایان‌نامه‌های ادبیات کودکان و نوجوانان با هدف شناخت تحلیل‌های آکادمیک این حوزه از سوی خانه کتاب منتشر شد.

تحلیل‌های آکادمیک ادبیات کودک و نوجوان

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «کتابشناسی توصیفی پایان‌نامه‌های ادبیات کودکان و نوجوانان» تعداد 477 پایان نامه دفاع‌شده در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان را در 20 رده موضوعی به ترتیب تاریخی معرفی کرده است.
 
 انتشار این‌گونه کتابشناسی‌ها علاوه بر معرفی و دسترس‌پذیری پایان‌نامه‌ها، نقش تحلیل موضوعی و محتوایی آن‌ها را نیز عهده‌دار است. به‌طوری که محققان با مراجعه به این‌گونه آثار علاوه بر امتناع از کارهای تکراری، به خلأ‌های موجود پی برده و پژوهش خود را در آن راستا تنظیم می‌کنند.
 
در این اثر سعی شده اطلاعات کتابشناختی و چکیده تمام پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد و رساله‌های دکتری حوزه‌های مرتبط با ادبیات کودکان و نوجوانان در رشته‌های مختلف از دانشگاه‌های سراسر کشور جمع‌آوری شود.
 
مجید غلامی‌جلیسه، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب در بخش «پیشگفتار» درباره اهمیت انتشار این اثر چنین بیان کرده است: «عرصه کتاب کودک در ایران اقیانوسی است بکر، ژرف و غنی که هر علاقه‌مند به کتابی می‌تواند خود را در این ورطه انداخته و ضمن لذت بردن، از آن بهره‌مند شود. ادبیات کودک ما به معنای واقعی حدود یک قرن است که به‌صورت جدی مورد توجه قرار گرفته و از نویسنده و ناشر و تصویرگر گرفته تا کودکان و پدران و مادران و در کل جامعه بدان اقبال پیدا کرده‌اند و صد البته طی سالیان اخیر بحث ادبیات کودک و در کل انتشار کتاب کودک جدی‌تر از گذشته دنبال می‌شود.
 
«کتابشناسی توصیفی پایان‌نامه‌های ادبیات کودکان و نوجوانان» نگاشته استاد ارجمند جناب آقای دکترمهدی محمدی که عمر پُربار خود را صرف این مهم کرده و آثار و خدمات متعددی در این حوزه دارند از جمله آثاری است که می‌تواند نقش پُررنگی در شناخت تحلیل‌های آکادمیک این حوزه داشته باشد.»
 
در بخش مقدمه نویسندگان این اثر می‌خوانیم: «برای تهیه این اثر، پس از بررسی کتابشناسی‌های تخصصی و مجلات تخصصی از جمله پژوهشنامه‌ ادبیات کودک و نوجوان، قلمرو، پویش، روشنان و … و بررسی فهرست کتابخانه‌های مراکز تخصصی همچون شورای کتاب کودک، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و وب‌سایت پایگاه‌های اطلاعاتی از جمله پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، کتابخانه مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری شیراز، مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز و پایان‌نامه‌های دانشگاه آزاد اسلامی و … اطلاعات کتابشناختی 477 عنوان پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد و رساله دکتری جمع‌آوری شد. برای اطمینان از تهیه یک کتابشناسی جامع، وب‌سایت کتابخانه‌های اکثر دانشگاه‌های کشور نیز بررسی شدند. در معرفی پایان‌نامه‌ها علاوه بر اطلاعات کتابشناختی، چکیده اثر نیز آورده شده است. در این میان با برخی از پایان‌نامه‌هایی رو به رو شدیم که به دست آوردن چکیده آن برای محققان مقدور نشد و برای آن‌‌که پژوهشگران این حوزه از وجود این‌گونه پایان‌نامه‌ها آگاهی یابند، صرفاً به آوردن اطلاعات کتابشناختی آن‌ها بسنده شد.»
 
برای تنظیم این اثر از سیستم موضوعی استفاده شده است. پایان‌نامه‌های معرفی شده در هر حوزه با نظم تاریخی تنظیم شده‌اند. به گفته مؤلفان اثر، «استفاده از ترتیب تاریخی چندین حسن را به همراه دارد؛ نخست، پژوهشگران و علاقه‌مندان هر حوزه با پیشکسوتان آن حوزه آشنا شده و در صورت علاقه‌مندی می‌توانند از آن‌ها به عنوان استاد راهنما و مشاور استفاده کنند. دوم این‌که، دانشجویان تحصیلات تکمیلی علاوه بر آشنایی با کارهای صورت گرفته، با مباحث روز و جاری آن حوزه نیز آشنا می‌شوند. سوم این‌که، به‌کارگیری نظم تاریخی علاوه بر آَشنایی مراجعه‌کننده با سیر تحولات و فراز و نشیب‌ موجود در هر کدام از حوزه‌ها، نشان می‌دهد که در کدامین حوزه بیشترین و در کدامین حوزه کمترین آثار نوشته شده است. همچنین نشان می‌دهد که در سال‌های دور این حوزه چه مباحثی مدنظر بوده و امروزه چه مباحثی مدنظر است.»
 
نخستین چاپ کتاب کتاب «کتابشناسی توصیفی پایان‌نامه‌های ادبیات کودکان و نوجوانان» اثر مشترک مهدی محمدی و امیر متقی‌دادگر، با شمارگان 500 نسخه، در 304 صفحه، به بهای 150 هزار ریال از سوی انتشارات خانه کتاب منتشر شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

زندگی فرمانده پایگاه هوانیروز مسجد سلیمان روایت شد

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۰

 

 

روایت زندگی فرمانده پایگاه هوانیروز مسجد سلیمان، شهید سرلشکر خلبان سید نصرالله آسیایی در کتاب «آسمانی‌تر از عشق» توسط انتشارات سوره سبز منتشر شد.

زندگی فرمانده پایگاه هوانیروز مسجد سلیمان روایت شد

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «آسمانی‌تر از عشق» به قلم محمد عبدی و بر اساس زندگی شهید سرلشکر خلبان سید نصرالله آسیایی، فرمانده پایگاه هوانیروز مسجد سلیمان به نگارش در آمده و از سوی موسسه فرهنگی هنری و انتشارات سوره سبز چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
 
شهید سرلشکر نصرالله آسیابی از شهدای شاخص ارتش است که در سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه به دنیا آمد وی که خلبانی جوانمرد و فرماندهی لایق بود در سال 1339 حضورش را در ارتش ثبت کرد. با تحصیلات ششم ابتدایی استخدام و با درجه گروهبان سومی به انجام وظیفه مشغول شد. در طول 27 سال خدمت نظامی در سایه ایمان و تلاش به عالی ترین مدارج تحصیلی و بالا ترین درجه نظامی رسید.
 
وی فرمانده پایگاه هوانیروز مسجد سلیمان بود او را در کنار دیگر تیزپروازان هوانیروز در عملیات شکست حصر آبادان، فتح خرمشهر، بیت‌المقدس و فتح‌المبین و بخصوص والفجر 8 که منجر به آزادسازی شهر «فاو» شد، حضور و پروازهای شجاعانه‌ای داشت. وی در هشت سال دفاع مقدس حضور مداوم داشت و پروازهای او تا لحظه شهادت ثبت شده است. سرانجام در ۱۱ دی ماه ۱۳۶۵ به درجه شهادت نائل شد.
 
کتاب روایت داستانی و ادبی زندگی شهید آسیایی است که از زبان دخترش روایت می‌شود و در شش فصل با عناوین «شبیه سایه‌های مرد…»، «مرصاد و یادمان پرندگان»، «خاطرات عمو»، «ازدواج»، «صبح آزادی» و «دوستی کی سر آمد، شهریاران را چه شد» نوشته شده است. نویسنده در قالب یک داستان از زبان دختر شهید که حالا یک پزشک است و همراه با یک گروه راهیان نور دانشجویی عازم جبهه‌های غرب و کرمانشاه شده، به روایت زندگی شهید می‌پردازد.
 
داستان نقل سفر دختری است که در هر منطقه یا موقعیت که قرار می‌گیرد به یک برهه از زندگی پدر دست می‌یابد، کودکی، نوجوانی و جوانی پدر را از زبان عمو می‌شنود. قصه مراحل و چگونگی ازدواج پدر را می‌شنود. به سراغ دوستان و هم‌رزمان پدر شهیدش می‌رود و از شرح عملیات‌ها و رشادت‌های پدر که تا به حال کمتر شنیده، با خبر می‌شود و در انتها با لحظه شهادت پدر در کلام دوستانش روبه‌رو می‌شود.
 
در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «پدر، پرنده‌ی آشنای من، برای دفاع از همه‌ی سحرها، سعیدها و فرزین‌ها و پیام‌های هر جای این دیار که کودکی چشم به آسمان‌اش داشته است و برای پرنده‌اش دست تکان می‌داده است و هلهله می‌کشیده است بارها از فراز این کوه‌ها و دشت‌ها عبور کرده است و با شوق و شور سینه سپر کرده است. حالا من دارم این خیال را با سر بر شیشه تکیه داده در امتداد شب ستاره به ستاره مرور می‌کنم. شانه‌ی راست خاکی را خیره خیره نگاه می‌کنم. هیچ وقت تا این حد مشتاق رسیدن به شلوغی‌های تهران نبوده‌ام. دلم می‌خواهد زود زود زود، شب را دور بزنم و بگذارم شب تیره سحر شود.
 
تا بی مقدمه سر اصل مطلب بروم. همه پروازهای پدرم حتما حرف‌های نگفته‌ی زیادی دارند. این فکر خوش، لحظه‌ای رهایم نمی‌کند. خیال در خیال در این اقیانوس آرام مثل عروس دریایی می‌رقصم و پیش می‌روم و نمیدانم کی عروس ماهی خیال من راضی به رضای تور سیاه شب دست از تقلا برمی‌دارد و من صید، نه، تور تنهایی تو و خیال و خواب شب می‌مانم. عروس ماهی‌های آرزومند نیامده. مهمان ستاره‌ی دریایی چشمان تو می‌شوم. و بست به دامن طلوع، سحر در انتظار سپیده، عبور ستاره‌ها را شکر می‌کند و من شنیدن صدای هم پرنده‌ی پدر را خواب می‌بینم.»
 
کتاب «آسمانی تر از عشق» در 216 صفحه با شمارگان 2000 نسخه و بهای 12800 تومان، توسط انتشارات سوره سبز چاپ و منتشر شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

معرفت‌شناسی دینی از نگاه علامه محمدتقی جعفری

[ad_1]

معرفت‌شناسی دینی از نگاه علامه محمدتقی جعفری

 

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سید جواد میری، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: یکی از دغدغه‌هایی که در پنجاه سال اخیر در جهان اسلام به صورت عام و در ایران به صورت خاص درباره آن صحبت می‌شود این است که معرفت دینی اساساً چه نوع معرفتی است؟ منابع شناخت دین چه نوع منابعی هستند؟ در این میان برخی از کتاب، سنت، عترت، اجماع و عقل به عنوان این منابع نام می‌برند.
فلاسفه‌ای که در حوز‌ه‌های علمیه در جهان تشیع و تسنن وجود دارند به شکل‌های مختلف وقتی درباره عقل صحبت می‌کنند از عقلی یاد می‌کنند که در دایره شریعت تعریف می‌شود. حال سوال این است که علامه جعفری وقتی صحبت از معرفت دینی می‌کند معرفت دینی را چگونه می‌بیند؟ آیا او درباره معرفت دینی به صورت مستوفی سخن گفته است یا خیر؟

یکی از کتاب‌هایی که علامه جعفری در مجموعه آثار خود نوشته، کتاب «عرفان اسلامی» است. این کتاب از ظاهر و فحوای کلام به نظر می‌آید که درباره تصوف صحبت می‌کند و علامه سعی می‌کند تصوف رسمی را نقد کند و از این منظر بگوید عرفان و عرفان اسلامی چیست. اما به ناگاه در فصل ششم بخشی به اسم «اصول معرفت و گردیدن» مشاهده می‌شود. در این فصل علامه جعفری بحث عرفان را آنگونه که ما آن را به صورت مصطلح می‌فهمیم بیان نمی‌کند، بلکه نظریه‌ای در باب معرفت می‌دهد و این نظریه به گونه‌ای مربوط به دین است البته این بدین معنی نیست که نظریه‌اش درباره دین و شناخت دینی است.

علامه در این بخش درباره معرفت کما هو معرفت سخن می‌گوید و بیان می‌کند که وقتی ما از معرفت حرف می‌زنیم، از چه نوع معرفت دینی سخن می‌گوییم و این معرفت باید چه شاخصه‌هایی داشته باشد؟ البته این پرسش معرفت‌شناختی است.

علامه جعفری معتقد است که انسان دارای چهار بعد اساسی است که مبتنی بر آن چهار بعد در ارتباط با هستی قرار می‌گیرد. شناخت هستی، دریافت هستی، سیر و صیرورت در هستی، تاثیر در هستی این ابعاد است.

او در این کتاب معتقد است که هر یک از این چهار بعد اساسی با یک یا چند یا همه هفت بعد، به فعلیت می‌رسد. حال اقلیم هفتگانه‌ای که علامه از آن سخن می‌گوید چیست؟ او معتقد است این اقالیم عوامل به فعلیت رساندن وجود آدمی در پهنه زندگی است. البته بحث درون دینی و درون اسلامی نیست. بلکه اینجا بحث انسان به مثابه یک وجود است که اگر اقالیم به آن احاطه پیدا کند نتیجه آن معرفت دینی می‌شود.

اقلیم علمی، فلسفی، شهودی، اخلاقی، حکمی، عرفانی و مذهبی اقلیم هفت‌گانه از نظر علامه جعفری است و ما زمانی می‌توانیم از معرفت دینی سخن بگوییم که انسان در چهار ساحت خویش با تکیه بر این اقالیم هفتگانه به فعلیت برسد وگرنه یا فعلیت زیر سوال می‌رود یا کلیت هندسه معرفتی انسان در پهنه هستی.

با یک نگاه می‌توان به این اقالیم هفت‌گانه دریافت که این‌ها هر کدام نام یک حوزه در معرفت است که در تاریخ اندیشه بشری به گونه‌ای از هم مجزا شدند و به طرز شگفت‌انگیزی موجب مجزا شدن شاخه‌های معرفتی شده‌‌اند. به عبارت دیگر این تجزیه حوزه‌های معرفتی نباید با بحث تخصصی شدن شاخه‌های علمی یکی شود البته ارتباط وسیعی بین این بخش بخش شدن وجود دارد ولی یکی تابع دیگری است به عبارت دیگر تجزیه علمی تنها مربوط به اقلیم نخستی می‌شود که علامه در تقسیم بندی اقالیم هفتگانه خود به آن اشاره کرده است اما تجزیه معرفتی که علامه مورد نظرش است کل حوزه معرفت شناسی کما هو است.

حال چرا هندسه چهار وجهی معرفت از نگاه علامه در هفت اقلیم محصور شده است؟ علامه جعفری در صفحه 339 کتاب «عرفان اسلامی» می‌گوید هر شناختی که انسان بدست می‌آورد یا محصول فعالیت‌های حسی و آزمایشگاهی در معقولات اولیه است که مساوی با شناخت علمی است یا محصول فعالیت ذهن در معقولات عالیه است که به وسیله مفاهیم کلی تر برای تفسیر هستی صورت می‌گیرد که شناخت فلسفی نامیده می‌شود. اگر شناخت محصول دریافت مستقیم معلوم بدون واسطه تجارب و مشاهدات حسی و آزمایشگاهی و فعالیت های معمولی اندیشه باشد شناخت شهودی می‌شود مانند حدس‌های عالی و اکتشافات مربوط به ارزش‌ها و غیره. چون وجود یک حققیت مشکک است پس راه دریافت حقیقت وجود لاجرم هم مشکک است البته علامه به این وضوح در این باره سخن نمی‌گوید اما می توان از لابه لای سخنانش به وضوح به مراتب معرفت و هندسه معرفت‌شناسی به این نکته دست یافت.

یکی از اقالیمی که علامه از آن سخن می گوید اقلیم اخلاق است یعنی اخلاق فی نفسه برای او در هندسه معرفت جایگاهی دارد و این نیست که اخلاق تنها نظر او باشد. محوری فرض کردن بعد اخلاق در تئوری معرفت یعنی همگامی ارزش یا فاکت که در تفکر دیسپیلینر به بوته فراموشی سپرده شده است. علامه جعفری معتقد است تئوری معرفت تکمیل نمی‌شود مگر حوزه علم و عمل در وجدان آدمی به تعامل هارمونیک برسد.

وقتی این چهار اقلیم را به هم پیوند دادیم سخن از اقلیم یا بعد حکمی چه معنایی دارد؟ علامه جعفری خود به این پرسش پاسخ قابل تامل می‌دهد و در صفحه 340 کتاب می‌گوید اگر همه ابعاد چهارگانه به وسیله عقل سلیم و خرد رشد یافته به منزله راهنمای و نیروی حرکت انسانی در زندگی شد پس انسان به هماهنگی معقولی دست خواهد یافت که موجب تحرک اراده از من کمال جو برای حرکت در مسیر حیات معقول خواهد شد.

به عبارت دیگر در زبان علامه جعفری اقلیم حکمی تعامل میان چهار اقلیم علمی، فلسفی، شهودی و اخلاقی است که در یک نظام بهم پیوسته به منصه ظهور می‌رسد. البته معرفت در این حوزه کامل نیست مگر اینکه انسان مسلط به این پنج بعد، پا در وادی نورانیت بگذارد.

در برخی از بخش‌ها علامه جعفری وقتی صحبت از معرفت می‌کند واژه‌هایی استفاده می‌کند که مشکل ساز است و جذابیت لازم را ندارد؛ نورانیت روحی از این جمله واژه‌هاست. هنگامی که معرفت انسان دارای این 6 ضلع شد از دل آن معرفت دینی یا اقلیم هفتم متولد می‌شود.

به نظر می‌آید علامه هم نگاه‌های معرفت‌شناسانه اروپامحور را نقد می‌کند و هم نگاه‌های رایج به معرفت در ایران را که معرفت انسانی را به دینی یا غیر دینی، اسلام یا غیر اسلامی و غربی و شرقی تقسیم می‌کند. او معتقد است که هر یک از ابعاد هفتگانه دارای هویت خاص است که با دیگری سازگار نیست؛ یک پندار اروپامحور است که مشکلاتی عظیم را برای انسان به وجود آورده است.

او در کتاب نقد معرفت‌های رایج دینی سخن از سه مذهب واقعی، حرفه‌ای و ساختگی می‌کند. سخن او صراحتا در باب ماهیت معرفت مذهبی و دینی است که به نظر او در یک منظومه هفت اقلیمی تشکیل یک هندسه معرفتی منسجم را می‌دهد. علامه معرفت دینی را معرفتی می‌داند که هر 6 ساحت مذکور را در بطن خود داشته باشد در غیر این صورت آن بینش دینی نیست و رویکرد ناقص به واقعیت است که علامه از آن به عنوان نگاه کارمندی در علوم انسانی یاد می‌کند.

حال سوال این است که بر اساس چه استدلالی می‌توان پذیرفت که این ابعاد هفت‌گانه مکمل یکدیگر هستند؟ آیا علامه برای این پرسش پاسخ درخور دارد یا خیر؟

مفهوم شخصیت در منظومه علامه نقش اساسی دارد. ابعاد هفتگانه علامه ساحات مختلف وجود انسان است که هر انسان مبتنی با هر یک از این ساحات می‌تواند با گوشه‌ای از واقعیت ارتباط برقرار کند. یکی از مشکلات عمده در نظام‌های معرفت‌شناسانه اروپامحور این است که انسان با محدود کردن ساحات به ساحت علم خود را از ساحات دیگر هستی محروم کرده و آن را به غلط تنها بعد واقعیت می‌داند.

علامه جعفری در کتاب «عرفان اسلامی» به این نکته اشاره می‌کند که شخصیت ما با بدست آوردن یکی از ابعاد 6 گانه در صورت آگاهی از بعد دیگر و ضرورت اشباع آن نقصی در خود احساس می‌کند که برطرف نمی شود مگر با اشباع آن بعد.

ما امروز زیاد از فلسفه اسلامی سخن می‌گوییم و همواره ناراحتیم که چرا به فلسفه اسلامی اقبالی نشان داده نمی‌شود و نمی‌تواند در مقابل فلسفه غرب حرفی داشته باشد به دلیل این نیست که آموزش‌های ما در دانشگاه غربی شده بلکه به این علت است که فلسفه غربی مانند کانت، هیوم، راسل و …. بعد علمی جدید پسانیوتونی و پسا بطلمیوسی را در خودشان هضم کردند. به همین دلیل چون سوژه انسان معاصر با جهان بطلمیوسی هیچ ارتباطی ندارد فلسفه‌ای که از درون این تغییرات به وجود آمده بسط جهانی می‌یابد اما فلسفه اسلامی طبیعیاتش یا بطلمیوسی است یا پیشانیوتونی و این نکته‌ای است که علامه جعفری به زیبایی آن را بیان می‌کند.

علامه جعفری در کتاب خود می‌گوید تنها یک خطای بسیار رایج و متدوال وجود دارد که نمی‌گذارد نقص ها توجه متفکر را جلب کند و آن عدم تفکیک میان بازیگری مغزی و تماشاگری سالم به واقعیت است این گونه متفکران محدودنگر با بهره‌برداری از قدرت تجسم دانسته‌های خود را به قدری مطلق می‌کنند که شخصیت خود را به شخصیت معلوم و کوچک محدود می‌سازند.

اگر تفکیک ساحات معرفتی یک تاکتیک روش‌شناسی باشد شاید بتوان از آن دفاع کرد اما اگر این تفکیک به عنوان یک اصل انتولوژیک باشد در این صورت علامه جعفری آن را مردود می‌شمارد چون رویکرد دسپلینر ما را از واقعیت دور می‌کند و تولد انسان تک ساحتی و حتی تمدن تک ساحتی را موجب می‌شود.

برای رد این نگاه در حوزه معرفت‌شناسی علامه به دو غول بزرگ دورکیم و فروید اشاره می‌کند و می‌گوید این دو انسان را به سوی تجزیه شخصیت انسانی می‌برند. با این تجزیه نیروی معرفت همه جانبه در درون عالم خشکانده می‌شود.

وحدت شخصیت کلید فهم تئوری معرفت علامه جعفری است او معتقد است در این کتاب که تفکیک ساحت معرفتی از قرن نوزدهم به بعد باعث وحدت حیات آدمی دچار تجزیه علاج ناپذیری شود و در علوم انسانی هر موضوعی که مورد تحقیق و شناسایی علمی قرار می‌گیرد بدون در نظر گرفتن دو ساحت عمده انسان آنچنان که هست و انسان آنچنان که باید قابل شناسایی نیست و هر کسی این ادعا را بکند ادعای خوشبینانه سطحی چیز بیشتری نیست.

برای برون‌رفت از نگاه معرفت‌شناسانه دسپلینری علامه جعفری مدل معرفتی جایگزینی مطرح می‌کند که در دل آن وحدت شخصیت محور اصلی و مبتنی بر هفت اقلیم است. شناخت با بعد مذهبی همه ابعاد ششگانه را در خود دارد و در نگاه معرفتی آلترناتیو شناخت رخ نمی‌دهد مگر در یک حالت مکمل.

در نظام‌های معرفت‌شناسانه دسپلینری به نظر می‌آید جایی برای عشق و عاطفه در هندسه معرفتی نیست زیرا حوزه معرفت مجالی نیست که در آن عشق وجود داشته باشد. علامه معتقد است تقلیل‌گرایی علمی موجب شده انسان از معرفت همه جانبه دور شود. او در جایی از کتاب می‌گوید این ناتوانی پرده تاریک روی همه معلومات انسان خواهد کشید و نصیب انسان از علم چیزی چون لمس کورکورانه نیست.

ناگفته پیداست که معرفت در دیدگاه علامه جعفری بر پایه مفهوم کلی وجود مبتنی است و دریافت این کلی با نگاه‌های تقلیلگرایانه امکان پذیر نیست. برای ساماندهی هندسه معرفت باید نسبت به سطوح وجود و مدالیته مستدرج آن آگاه بود چراکه نادیده انگاشتن این پیچیدگی من را از شکوفا شدن باز می‌دارد و معرفت انسان را از هستی به یک جزء ناقص تقلیل می‌دهد.

یکی از نقدهای رایج بر علوم انسانی اروپامدارانه مساله بخش بخش شدن علم است. علامه جعفری در این باره می‌گوید معرفت انسان دارای هفت اقلیم است که اگر به درستی تفهیم گردد موجب رشدجامعه انسانی می‌شود. در اینجا رابطه علوم انسانی با جامعه مطرح می‌شود.

یکی از مسایلی که موجب افتراق بین فرهنگ‌های مختلف شده نگاه اندیشمندان به معرفت است یعنی علم یا ناعلم چیست؟ به عبارت دیگر مرز بین دانش و نادانش چیست؟ یکی ممکن است نگاه فلسفی را اصل، و دیگر نگاه‌ها را غیر ضروری بداند. البته هستند کسانی که دیگر نگاه‌ها را محور قرار می‌دهند اما به نظر می‌آید که نگاه دسپلینر که ذیل نگاه علمی رشد و نمو یافته مورد قبول علامه جعفری نیست. برای برون رفت از این هیمنه ایشان نگاه اینتگرال دارد که نگاه دسپلینرانه را مردود می‌شمارد و از سوی دیگر نگاه دینی ظاهر بین را هم نقد می‌کند.

به اعتقاد علامه بسیار اشتباه است که دانش دینی را تنها مبتنی بر منابع روایی بدانیم چون دانش دینی بسی وسیعتر از منابع سنتی است از سوی دیگر بسیار اشتباه است که معرفت بشری به علم تقلیل دهیم و دیگر ابعاد را تخطئه کنیم.البته این بدین معناست که بیرون از نگاه دسپلینر هیچ نگاه و نظم و سیاقی نیست بلکه این هم خودش خبط معرفتی است چراکه هر کدام از اقالیم معرفتی ابزار و منطقی دارد که هر محقق می‌تواند روی آن یک سنتز جامعی انجام دهد که علامه از آن با عنوان معرفت دینی سخن می‌گوید. به اعتقاد علامه جعفری این نگاه ما را به فرهنگ مشترک بشری خواهد رساند.

[ad_2]

لینک منبع

آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان در «معنا در تاریخ»

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۵

 

 

«معنا در تاریخ» اثر کارل لوویت با ترجمه مشترک سعید حاجی‌ناصری و زانیار ابراهیمی کتابی است متفاوت و بسیار پراهمیت که تفاسیر فلسفی با تکیه بر آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان ارائه می‌کند.

آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان در «معنا در تاریخ»

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «معنا در تاریخ» اثر کارل لوویت با ترجمه مشترک سعید حاجی‌ناصری و زانیار ابراهیمی به تحلیل آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان می‌پردازد.

پشت جلد کتاب آمده است: «انسان مدرن یک چشم با ایمان می‌بیند و یک چشم با عقل. از این‌روست که دیدگاهش در باب تاریخ، دیدگاهی مغشوش و آشفته است. تاریخ جهان غربی قرن‌ها از منظر مسیحی یا کلاسیک نگریسته می‌شد؛ از منظر ایمانی ژرف به پادشاهی خداوند یا باور به چرخه‌های ابدی و تکراری زندگی. با این همه، ذهن نه مسیحی است و نه پاگانی و تفاسیر مدرن از تاریخ ریشه‌ای مسیحی و پیامدی غیرمسیحی دارند.

کارل لوویت(1987- 1973) استاد فلسفه در دانشگاه هایدلبرگ، در شرح این نظریه، با فیلسوفان قرن هجدهم و نوزدهم شروع می‌کند، فیلسوفانی که به لحاظ تاریخی به ما نزدیک‌ترند و شرحش را تا کتاب مقدس پی می‌گیرد و از این طریق آثار مورخان برجسته مسیحی و باستان را تحلیل می‌کند. «معنا در تاریخ» کتابی است متفاوت و بسیار پراهمیت… لوویت استاد تفاسیر فلسفی است و هر یک از فصل‌های کوتاه و پرمغزش همچون اثری هنری موزون و هماهنگ‌اند.»    

 کتاب «معنا در تاریخ» اثر کارل لوویت با ترجمه مشترک سعید حاجی‌ناصری و زانیار ابراهیمی در 397 صفحه از سوی انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

سلاطین عثمانی رعیت را به رمه گوسفندان تشبیه می‌کردند!

[ad_1]

 

«امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک»اثر اینالجیق منتشر شد

 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۰۰

 

 

کتاب «امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک 1600م ـ 1300م» تالیف خلیل اینالجیق با ترجمه عبدالعلی اسپهبدی به شرحی از علل زوال امپراتوری عثمانی پرداخته است. در قسمتی از کتاب درباره نوع نگاه سلاطین عثمانی به مردم آمده است: «سلاطین عثمانی، مانند سایر زمامداران و فرمانروایان اسلامی، اتباع خود را اعم از مسلمان و غیرمسلمان، به رعیت یعنی رمه گوسفندان تشبیه کرده و در فرمان‌هایشان فراوان به این نکته اشاره کرده‌اند.»

سلاطین عثمانی رعیت را به رمه گوسفندان تشبیه می‌کردند!

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک 1600م ـ 1300م» تالیف
خلیل اینالجیق با ترجمه عبدالعلی اسپهبدی به تحلیل تاریخ سه قرن نخست امپراتوری عثمانی اختصاص دارد؛ دورانی که اوج دوران امپراتوری عثمانی به شمار می‌رود.

مولف کتاب، خلیل اینالجیق، محقق نامدار، استاد افتخاری در دانشگاه شیکاگو و استاد تاریخ عثمانی در دانشگاه بیلکنت آنکارا بود. وی بر پایه اسناد و منابع فراوانی، تاریخ دولت عثمانی، زندگی اقتصادی، اجتماعی مذهب و فرهنگ این امپراتوری را در عصر کلاسیک بررسی کرده است.

 
بی‌اعتنایی طبقات حاکم امپراتوری به پیشرفت‌ها

مترجم در یادداشت خود با اشاره به غفلت ترکان از پیشرفت‌های اروپا می‌نویسد: «موضوع انحطاط و زوال امپراتوری عثمانی، با همه اهمیت و جذابیت آن، به نظر عثمانی‌شناسان تُرک و اروپایی هنوز مورد بررسی کامل قرار نگرفته است. بسیاری از بایگانی‌ها، تاکنون در دسترس پژوهشگران قرار نگرفته است. با این حال تمام آن‌ها از خودی و بیگانه درخصوص پاره‌ای از علل سقوط امپراتوری اتفاق‌نظر دارند. به نظر آن‌ها بی‌اعتنایی طبقات حاکم امپراتوری به پیشرفت‌ها و مهارت‌های مختلف اروپاییان که اخبار آن از طریق مسیحیان تازه مسلمان و پناهندگان به گوش ایشان می‌رسید، می‌توانست درس عبرتی باشد، اما آمادگی یادگرفتن این درس‌ها در بزرگان امپراتوری وجود نداشت.»(ص15)

 

در قسمتی از کتاب با عنوان «ریشه‌های کشور عثمانی» آمده است: «آرمان غزا، یا جنگ مقدس، انگیزه اصلی پیدایش و علت توسعه مملکت عثمان بود. جامعه امیرنشین‌های مرزی، شرایط فرهنگی و روحی ویژه‌ای داشت. تاروپود آن از آرمان شهادت‌طلبی و جهاد مستمر تنیده شده بود، هدف آن، گسترش بی‌وقفه «دارالاسلام» تا غلبه کامل بر تمام جهان بود. در این جامعه، جهاد یک فرضیه دینی محسوب می‌شد که هرگونه ایثار و فدارکاری در راه آن قابل توجیه و الزام‌آور بود. در جامعه مرزی، جهاد معیار و مقیاس کلیه فضایل و ارزش‌های اجتماعی به شمار می‌رفت.»(ص26)

 

درباره در پیش گرفتن سیاست تسامح مذهبی ترکان می‌خوانیم: «با این احوال، عثمانی‌ها، هرگز خود را نماینده مرام و عقیده اجتماعی خاص نمی‌دانستند. آن‌ها به درستی به این نکته واقف بودند که با سیاست مدارا و مسالمت نسبت به مسیحیان، بهتر می‌توانستند متصرفاتشان را گسترش داده و بر میزان درآمدهایشان بیفزایند. گذشت و اغماض در مقابل نظامیان و بزرگان محلی در سرزمین‌های اشغالی نیز بخشی از برنامه‌ توسعه‌طلبی آنان بود. آن‌ها، به جز نظامیانی را که در مناطق مفتوحه به مخالفت آشکار با ایشان برخاسته بودند، سایر نظامیان را جذب کرده و از آنان در کارها و خدمات نظامی استفاده می‌کردند.»(ص40)

 
مغازه‌دارانی که سلطان را وادار به تغییر صدراعظم کردند

نوع نگاهی که سلاطین عثمانی به مردم داشتند، در اسنادی که به مانده حکایت از نگاه بالا به پایین دارد: «سلاطین عثمانی، مانند سایر زمامداران و فرمانروایان اسلامی، اتباع خود را اعم از مسلمان و غیرمسلمان، به رعیت یعنی رمه گوسفندان تشبیه کرده و در فرمان‌هایشان فراوان به این نکته اشاره کرده‌اند که، خداوند رعایا را به رسم امانت، به آنان سپرده است. وظیفه سلطان به عنوان رئیس جامعه اسلامی این بود که رعیت را به راه شریعت هدایت فرماید. تئوری خلافت آن‌گونه که فقهای مسلمان مطرح می‌کردند، از جهات عدیده‌، شبیه تئوری قدیمی خاور ـ نزدیکی دولت است؛ تنها تفاوت اصلی آن‌ها، در موضوع شریعت است که در تئوری خلافت، اجرای احکام شریعت را وظیفه اصلی پادشاه قرار داده است.»(131ص)

گاه مردم در برابر رفتارهای ستمگرانه مقامات دربار واکنش نشان می‌دادند، از جمله «موثرترین ابزاری که پیشه‌وران، به وسیله آن می‌توانسند در مقابل حکومت ایستادگی نشان دهند، تعطیلی مغازه‌ها و تعلیق تولید بود. اقدامی که از نظر اثرگذاری بر مالیه عمومی معادل با فرار روستائیان و ترک اراضی کشاورزی به شمار می‌آمد. شورش سال 1651 افزارمندان/ پیشه‌وران استانبول نمونه این‌گونه مقاومت‌ها بود. زمانی که دولت تصمیم داشت آنان را وادار به خرید بعضی از اجناس توقیفی، با قیمت‌های بسیار بالا کند، یا طلا را با یک سوم قیمت‌های جاری از آنان خریداری کند، انبوه جمعیت در اعتراض به وزیراعظم، به طرف شواری شاهی راه افتادند. اگرچه در آن روز، معترضین را متفرق ساختند، اما روز بعد، مردم مغازه‌ها را تعطیل و گروه گروه در زیر علائم و پرچم‌های ویژه خود اجتماع کردند. به گفته یکی از شاهدان عینی، حدود 150000 تن که بسیاری از آنان را افراد مسلح تشکیل می‌دادند، در آن محل گرد آمده و در نهایت سلطان را به عزل وزیر اعظم وادار کردند.»(ص313)

مولویان در صف مقدم شاعران عثمانی

در سرزمین عثمانی گروه‌ها و فرقه‌های فکری و مذهبی متنوعی وجود داشت که از جمله می‌توان به مولویه اشاره کرد: «به این ترتیب مولویه، در جامعه روشنفکران عثمانی و به ویژه در بین طبقه اداری که با ادبیات و سنت‌های فرهنگی فارسی آشنا و مانوس بودند، تثبیت و نهادینه شد. مولویه عامل اصلی شکل‌گیری و پیدایش ادبیات کلاسیک عثمانی بود که در اصل و عمدتا از ادبیات فارسی الهام گرفته بود. در سده هجدهم، مولویان در صف مقدم موسیقی‌دانان و شاعران عثمانی قرار داشتند. آنان به موازات تاثیر عمیقی که بر هنر کلاسیک عثمانی برجای گذاشتند، مانند بکتاشیه، موسیقی و ادبیات خاص خود را که یکسره از سنت مولوی سرچشمه گرفته بود، پدید آوردند.»(ص380)

کتاب «امپراتوری عثمانی، عصر کلاسیک 1600م ـ 1300م» تالیف خلیل اینالجیق با ترجمه عبدالعلی اسپهبدی در 416 صفحه، شمارگان یکهزار نسخه و به بهای 28 هزارتومان از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

گشایش نمایشگاه کتاب‌های تاریخی مربوط به امام رضا (ع) در موسسه ملک

[ad_1]

 

در برنامه‌های نهمین جشنواره ماه هشتم انجام می‌شود

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۰۳

 

 

نهمین جشنواره ماه هشتم در 80 سالگی نخستین موزه وقفی- خصوصی ایران همراه با برنامه‌هایی همچون گشایش دو تالار جدید موزه‌ای و نمایشگاه آثار تاریخی و کتاب‌های مربوط به امام رضا (ع)، سوم مرداد 1396 در کتابخانه و موزه ملی ملک آغاز می‌شود.

گشایش نمایشگاه کتاب‌های تاریخی مربوط به امام رضا (ع) در موسسه ملک

 

به گزارش خبرگزای کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی کتابخانه و موزه ملی ملک، نهمین جشنواره فرهنگی- هنری ماه هشتم، همزمان با هشتاد سالگی وقف کتابخانه و موزه ملی ملک، به مناسبت آغاز دهه کرامت، از سوم تا سیزدهم مرداد 1396 خورشیدی، با برنامه‌های متنوع تخصصی و عمومی در گستره فرهنگ و هنر ایرانی-اسلامی، در نخستین موزه وقفی- خصوصی ایران برگزار می‌شود.
 
کتابخانه و موزه ملی ملک به‌عنوان بزرگ‌ترین موقوفه فرهنگی ایران، هر ساله دهه کرامت را در قالب جشنواره‌ای فرهنگی- هنری با عنوان «ماه هشتم» با برنامه‌هایی گوناگون در دو حوزه تخصصی موزه‌داری و کتا‌داری و آموزش‌های تخصصی در گستره فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی گرامی داشته، خدمات گوناگون فرهنگی و هنری به دوستداران فرهنگ و تمدن ایران و اسلام عرضه می‌کند.
 
گشایش دو تالار جدید موزه‌ای، نمایشگاه آثار تاریخی و کتاب‌های مربوط به حضرت امام رضا (ع)، نشست‌های تخصصی در حوزه‌های علوم اسلامی، وقف، تاریخ و فرهنگ، کارگاه‌های آموزشی در گستره فرهنگ و هنر ایرانی-اسلامی، تورهای ویژه وقف‌گردی و صحنه و پشت صحنه موزه، رونمایی کتاب، نمایشگاه‌های سیار در منطقه‌های محروم ایران و مرکز همگانی و آموزشی تهران، کارگاه‌های تخصصی کودکان و نوجوانان ویژه کودکان محروم، مهم‌ترین برنامه‌های این جشنواره در سال 1396 خورشیدی به‌شمار می‌آید.
 
گشایش تالارهای جدید موزه‌ای در کتابخانه و موزه ملی ملک، فرصتی مناسب برای به نمایش‌گذاشتن آثار جدید موزه‌ای براساس استانداردهای روزآمد موزه‌داری خواهد بود. آیین گرامی‌داشت میلاد امام رضا (ع) نیز به‌عنوان یکی از جشن‌های وقف‌نامه‌ای کتابخانه و موزه ملی ملک، پایان‌بخشی بر برنامه‌های نهمین جشنواره فرهنگی- هنری ماه هشتم در نخستین موزه وقفی- خصوصی ایران خواهد بود.
 
کتابخانه و موزه ملی ملک از همه دوستداران فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی دعوت می‌کند، در دهه کرامت 1396 خورشیدی با حضور در این گنجینه وقفی به نشانی تهران، میدان امام خمینی، سردر باغ ملی، خیابان ملل متحد، از برنامه‌های گوناگون فرهنگی به‌ویژه نمایشگاه‌ها، نشست‌های تخصصی و کارگاه‌های آموزشی بهره گیرند.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

زندان واژگان بی سرانجام

[ad_1]

با ظهور مدرنیته، مصرف موسیقی به حجم بالایی رسیده و البته دم‌دستی شده‌است. این ناهنجاری‌ها موسیقی سنتی و اصیل را به کجا می‌برد؟

حضور مدرنیته در ایران جز ضروریات تاریخی بود که همراه خود یک سلسله ویژگی‌هایی را آورد، اگر به این ویژگی‌ها توجه نکنیم، دچار دگم‌اندیشی می‌شویم. البته نباید دگماتیسم را سیاسی دید یا آن را به عنوان یک مفهوم ژورنالیستی فهمید، ‌بلکه باید به عنوان یک بحث در حوزه پدیدار‌شناسی تصور شود. دگم‌اندیشی یعنی قطع ارتباط ما با جامعه، طبیعت و خودمان و همین طور در امور دیگر و نه تنها قطع ارتباط ما با هنر و موسیقی بلکه قطع ارتباط هنر و موسیقی با پیشینه خود. برای اینکه نسبت به درک مدرنیته دچار پراکندگی نشویم، ابتدا باید این مساله را بپذیریم که مدرنیته یک ضرورت تاریخی بود و با صفات و ویژگی‌هایی که داشت، وارد هستی و تمدن ما شد. البته سنت نیز در طول تاریخ تاثیر خود را بر مدرنیته گذاشته و مکتب پست‌مدرنیسم یکی از همین تاثیراتی است که سنت‌گرایی بر نحوه تلقی مدرنیسم و مدرنیته داشته‌است.

در حوزه موسیقی نیز مدرنیته ابزار و تکنولوژی‌ای را در اختیار ما قرار داد که حتی با داشتن دانش اندک و استعداد کم، بتوان موسیقی تولید کرد. در گذشته تعداد موسیقی‌دانان بسیار اندک بودند، اما همین تعداد کم نیازهای موسیقایی جامعه را برآورده می‌کردند. امروزه همان‌طور که جمعیت بالا رفته، نیازهای شنیداری موسیقی نیز بیشتر شده و وسایل و ابزاری که بتوان با آن‌ها موسیقی تولید کرد،‌ سهل‌تر است. همان‌طور که می‌بینید، مصرف موسیقی در حجم بسیار بالایی قرار دارد و این دم‌دستی بودن جزء ذات مدرنیته است. باید به مدرنیته نزدیک شویم و آن را لمس کنیم. پیش‌داوری را کنار گذاشته و با آن برخورد دگم و استبدادی نکنیم.

کانت چند واژه را پیش روی ما قرار داده‌است. او یکی از کسانی است که سبب تحول مدرنیته در فلسفه شد. کانت به واژه‌هایی همچون «استعلا» و «اخلاق» اشاره می‌کند و به وسیله‌ این واژگان وضعیت ما را نسبت به قانون می‌سنجد. قاون یکی از دستاوردهای عقلی در تباین با عشق و معرفت است. در حقیقت زمانی که برای انسان مشکلی پیش بیاید، به قانون احتیاج پیدا می‌کند و بعد از آن متر و میزانی قرارداده می‌شود، برای حل آن معضل. حال ما چرا قانون را می‌پذیریم؟ کانت معتقد است به دلیل اخلاق، وجدان و گرایش به استعلا، قانون‌پذیر می‌شویم. در مقابل این میل، ترسی هم وجود دارد؛ ترس از به دام افتادن و در حصار قرار گرفتن.

اینکه، مدرنیته قادر است به جای شما تصمیم بگیرد و زمینه‌های این تصمیم را پله به پله در شما ایجاد می‌کند، این همان میل کانتی است. پس کنار دست قرار دادن امور، اشیا‌ء و نیازهای بی‌شمار ما ، کاری است که مدرنیته انجام می‌دهد. یک بهشت مجازی فراهم می‌کند و شما را به سمت مسیری که خودش به وسیله تکنولوژی که در اختیار شما قرار داده، می‌برد. مدرنیته میلی در شما به‌ وجود آورد که طبق میل شماست و نه تحمیل. بشر در دام سنت بود و مدرنیته کمک کرد از این دام بیرون بیاید. حال سوال اساسی این است که اگر مدرنیته میل من را با خواسته خود همراه کرده و با هم یکی شدیم، این میل حقیقی و خواسته اصلی چیست؟ از نظر من میل حقیقی دیر زمانی است که در جوامع رو به اضمحلال رفته‌است.

الزاماً‌ این میل توسط خود ما انتخاب نشده، بلکه تکنولوژی به ما آموزش داده است. مدرنیته دیوارهای تدوین قواعد را که در دوره‌های مختلف شکل گرفته، خرد می‌کند و فرو می‌ریزد؛ به شما اجازه داده رها شوید و این رهایی را آموزش می‌دهد. جامعه امروز ما اساساً گرفتار این مساله شده که اندازه خواسته‌ها و نیازهایش تنزل پیدا کرده و دم دستی شده‌است. این معضل در انتخاب نوع موسیقی‌ای که به آن گوش می‌دهد، بسیار بارزتر است. کثرت نیازمان بسیار گسترده شده، اما عمق آن کم شده است. اینکه می‌گویند آنچه در قدیم بوده و عمق و آنچه که اکنون است سطحی است،‌ یک پیش‌داوری سنت‌مدار و شریعت‌مدار است که از تمام امکانات مدرنیته استفاده، اما آن را تقبیح می‌کند. روشنفکران برجسته عالم در نسبت با مدرنیته هشدار داده‌اند که انسان ابزار دست تکنولوژی نشود، یعنی نباید جای انسان با ابزار عوض شود. آیت‌الله، پاپ، کشیش، راهب، مرتاض و … دور از جامعه مدرنیته و دستاوردهای آن نیستند. همه در جامعه‌ای هستیم که به آن «جامعه مدرن» می‌گویند. البته ما به عنوان انسان به مدرنیته میل داریم و از مواهب آن استفاده می‌کنیم، به سنت هم نگاه داریم و آن را انکار نمی‌کنیم.

من و دیگر افراد که موضوع اندیشه آنان حفظ اصالت‌ها بود، درگذشته بسیار اندوهگین می‌شدیم وقتی می‌دیدیم انواع موسیقی‌های سطحی، مورد قبول جامعه است و از طرفی استادان بزرگ موسیقی مقامی هم از دنیا رفته‌اند و متاسفانه فرزندان و یا شاگردانشان هم جانشینان خوبی نیستند و نمی‌توانند روش آن بزرگان را به درستی انتقال دهند، اما من در حال حاضر این نگرانی را ندارم و معتقدم هر چه که پیش می‌آید، باید پیش‌آید و هر چیزی که در گذشته پیش آمده، می‌بایست پیش می‌آمده و هر چه در آینده پیش می‌آید هم باید پیش آید، باید پیش آید. این دو نیروی متضاد در هستی است که اگر این دو نیرو به صلح و صفا برسند، حرکت و جنبش از هستی رخت برمی‌بندد و انگیزه هستی به عنوان امر جنبنده، دچار مشکل خواهد شد. این جنبش در حال رفتن به مسیر خودش است واصالت هم دارد.

موسیقی معاصر به دلیل سادگی‌ای که داشت،‌ باعث یک نوع زودفهمی در مخاطب شد. حرف‌های فلسفی از میان رفت و جای خود را به بحث‌های عامیانه داد. این که چرا جامعه به موسیقی عامیانه روی خوش نشان داد، می‌تواند علت‌های متفاوتی داشته باشد. شاید یکی از علت‌های توجه به این نوع موسیقی، تنبیهی رادیکال بر سختگیری‌های سنت‌گرایان است و دیگر تذکر صاحبان این موسیقی به معناگرایی سیاسی بی‌سرانجام است. ما در حصار زبان بی‌سرانجام گیر افتاده‌ایم. بشر در زندان زبان و واژگان بی‌سرانجام است. باید راهی پیدا شود تا از زندان زبان رها شویم. بی‌معنایی در هنر، ادبیات و سیاست معاصر سبب این سطحی‌نگری است. شریعت و سنت مدام قانون گذاشته که چه بخورید چه نخورید، چه بپوشید چه نپوشید، به صدای چه کسی گوش کنید و نکنید، وقت تولد و مرگ چه کارهایی انجام دهید. حال وقتی تمام اجزای زندگی شما قانون پیدا می‌کند، مدرنیته می‌آید و شرایط گریز از قانون را که میل پنهان شما هم هست، ‌در اختیارتان قرار می‌دهد و شما به سمت فرآورده‌های مدرنیته روی می‌آورید. از آن طرف سنت همچنان مانع شماست. چون پیرو این حصارهاست و در چنین وضعیتی هرج و مرج به وجود می‌آید. ناهنجار جامعه ما همین تقابل سنت و مدرنیته است. جامعه به مثابه یک فنری عمل کرده که مدام باز و بسته شده، اما اینک رها شده و هم سنت را زخمی کرده و هم شریعت را.

توصیه من این است که نگران این وضعیت نباشید و نخواهید که آن را تغییر دهید. حقیقت این دوره تاریخی ما همین چیزی است که وقوع پیدا کرده و تنها کاری که می‌شود انجام داد این است که بین موسیقی مبتذل، سطحی، بد و موسیقی عمیق پراکندگی ایجاد نکنیم، چون این‌ها در یک کالبد و متاثر از جنبه‌های تمدنی دوره معاصر هستند. می‌توانیم در یک «قیاس ایجابی»، نه در «قیاس سلبی» درباره این موضوع بحث و بررسی و تأویل کنیم. وظیفه‌ای در کار نیست؛ سخن گفتن از وظیفه، بحث ما را تبدیل به فضای سنتی می‌کند. اکنون سنت و مدرنیته در یک فضای مشترک کنار هم قرار دارند.

وظیفه و بی‌وظیفگی ما هم کار خودش را انجام می‌دهد. نمی‌توان یک نسخه نوشت و به همه دیکته کرد. من مطمئن نیستم آسیبی وجود داشته باشد. تمام بحث من این است که علت غایی مطرح کردن، سبب می‌شود قوانین ظهور کنند و این قانون وضع کردن همین سنتی می‌شود که به آن فنری که مثالش را زدم فشار وارد می‌کند و بعد از مدتی که فنر رها شد، ‌ناهنجاری به وجود می‌آید. پس با این اوصاف، ریشه این ناهنجاری در خود سنت است و با رویکرد سنتی هم نمی‌توان ناهنجاری‌های موجود را مداوا و ترمیم کرد.

موسیقی سنتی ایران زمان، فضا و مکان خود را از دست داده و نسبت‌هایی که موسیقی سنتی را می‌ساخت، تغییر کرده است. قبلاً در خیابان‌ها بلبل چهچه می‌زد، از همین‌رو تحریر بلبلی در موسیقی سنتی رواج پیدا کرد؛‌ اکنون که صدای دزدگیر ماشین‌ها، موبایل و … است، موسیقی سنتی هم لاجرم باید خودش را با شرایط امروز هماهنگ کند. قدیم استاد موسیقی دستگاهی ایران، در کوچه باغ‌های کاه‌گلی و آجری قدم می‌زد، اکنون تمام آن کوچه‌ها اتوبان شده‌است. وقتی به خانه برمی‌گشت شربت بیدمشک می‌نوشید،‌ حالا کوکاکولا می‌خورد. در خانه که می‌نشست همه در خدمتش بودند و او را به حقیقت استاد مورد خطاب قرار می‌دادند، اما در دوره جدید هیچ کدام از این نسبت‌ها حضور ندارد. بنابراین موسیقی سنتی باید خود را بازخوانی کند.

با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.

[ad_2]

لینک منبع

کتاب‌هایی که رهبر معظم انقلاب به مسجد ابوذر اهدا کردند

[ad_1]

 

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۶

 

 

هم‌زمان با ایام سی و ششمین سالگرد سوء قصد به جان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران در ششم تیرماه ۱۳۶۰، رهبر انقلاب اسلامی ۱۱۵ جلد کتاب شامل ۴۳ عنوان را به کتابخانه‌ی این مسجد اهدا کردند که از این میان پنج عنوان به حوزه دفاع مقدس اختصاص دارد.

کتاب‌هایی که رهبر معظم انقلاب به مسجد ابوذر اهدا کردند

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از دفتر حفظ و نشر آثارحضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، چندی پیش مستندی به مناسبت سالگرد ترور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران، از شبکه‌ای در سیما پخش شد که در بخشی از آن، چند نما از کتابخانه‌ی مسجد نیز به تصویر کشیده شده بود؛ رهبر انقلاب اسلامی پس از مشاهده‌ی این بخش از مستند، تعدادی کتاب به کتابخانه‌ی این مسجد اهدا کردند.

چند روز بعد از پخش مستند تلویزیونی، ۱۱۵ جلد کتاب که شامل ۴۳ عنوان بود، همراه با دستخطی از رهبر انقلاب، تحویل امام جماعت مسجد می‌شود؛ کتاب‌هایی که بیشتر آن‌ها جنبه‌ی دینی و اخلاقی دارند: کتاب‌هایی نظیر نهج‌البلاغه‌ (ترجمه‌ی مرحوم دشتی)، میزان الحکمه، کیمیای سعادت، شرح گلشن راز، اسرار الصلواة، فیه ما فیه و مجلدات مختلف اخلاق ربانی حاج آقا مجتبی تهرانی که در بین آن‌ها خودنمایی بیشتری می‌کند.

هشت عنوان کتاب هم با موضوع دفاع مقدس در بین این کتاب‌ها به چشم می‌خورد. کتاب‌هایی چون «رمز موفقیت در فرماندهی» (یادواره سردار رشید سپاه اسلام شهید مهدی زین‌الدین و برادرش مجید)، «سرّ دلبران»، «افلاکی خاکی»  (مجموعه خاطرا ی از سرلشکر پاسدار شهید مهدی زین الدین)، «بلندای نخل» ، «بگو ببارد باران» (مستند روایی زندگی شهید احمدرضا احدی)، «شهید از حرم تا به حرم» (دلاورمرد عملیاتهای نبل و الزهراء شهید رضا عادلی)، «درد شیرین» و «خداحافظ دنیا» (خاطرات مدافع حرم شهید حاج محمد شالیکار).

در این بین برخی کتاب‌ها نیز جنبه‌ی فرهنگی و اجتماعی دارند، کتاب‌هایی مانند دریغ است ایران که ویران شود، علل انحطاط تمدن‌ها از دیدگاه قرآن، اصحاب امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، نقش وهابیت در ترویج خشونت و اسلام‌هراسی در دنیای کنونی، و فرهنگ فارسی عمید.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

تا سال‌ها ناشری «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» را چاپ نمی‌کرد

[ad_1]

 

سوتلانا الکسیویچ‌ مطرح کرد

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۷

 

 

سوتلانا الکسیویچ‌، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات، در یک گفت‌وگوی اختصاصی گفته است بعد از کمونیسم فکر می‌کرده‌اند همه چیز خوب خواهد شد اما مردم طعم آزادی را نچشیدند.

تا سال‌ها  ناشری «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد»  را چاپ نمی‌کرد

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت‌وگوی ‌سوتلانا الکسیویچ‌ با روزنامه‌ی گاردین به مناسبت انتشار نسخه‌ی انگلیسی کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد».
 
او در این گفت‌وگو از فشارهای زندگی در دوره‌ی حکومت ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری فعلی روسیه می‌گوید و همین‌طور از چگونگی نوشتن کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» و بازتاب انتشار آن در روسیه حقایقی را بازگو می‌کند.
 
الکسیویچ‌ می‌گوید: کتاب «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» اوایل دهه‌ی 1980 نوشته شد و تا سال‌ها به دنبال ناشری بود تا مسئولیت چاپ آن را برعهده بگیرد اما بعد از انتشار آن در روسیه با استقبال زیادی مواجه نشد.
 
این‌ نویسنده‌ی برنده‌ نوبل ادبیات، منبع الهام‌بخش خود برای نوشتن این کتاب را سرمقاله‌ای می‌داند که در یکی از روزنامه‌های محلی در دهه‌ 1970 خوانده بوده است.
 
الکسیویچ‌ سال ۱۹۴۸ در شهر ایوانوفرانکیفسک در بلاروس به دنیا آمد. مادرش اوکراینی و پدرش اهل بلاروس بود. پس از پایان تحصیلاتش در دبیرستان به ‌عنوان خبرنگار مشغول به کار شد. مقاله‌ای که به گفته‌ او منبع نوشتن کتاب «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» شد متنی بوده است درباره‌ی مهمانی بازنشستگی یک حسابدار و یک تیرانداز که 75 آلمانی را در سال‌های جنگ کشته است.
 
الکسویچ بعد از خواندن این گزارش به دنبال زنانی می‌گشته که در ارتش اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم جنگیده‌اند. او می‌گوید قبل از این کتاب تنها یک زن در ادبیات جنگ وجود داشته است؛ یک پرستار که زندگی برخی ستوان‌های قهرمان را نجات داده است اما زنانی که او روایتشان می‌کند همانند مردان تا عمق پلشتی‌های جنگ فرو رفته بودند.
 
برنده نوبل ادبیات اضافه می‌کند زنانی که می‌خواستند راوی روزهای جنگ باشند از حقیقت خاطرات آن روزها شرمگین بودند و از او می‌خواستند داستان‌هایشان را به شیوه‌ای متفاوت و قهرمانه توصیف کند. 

او می‌گوید ولادیمیر پوتین پیروزی جنگ را به یک ساختمان ملی بلوکه تبدیل کرده که هرگونه پرسش در مورد تاریخ سیاهی‌ها و سفیدی‌های این پیروزی پرافتخار بدعت محسوب می‌شود و همین جا اهمیت شهادت‌ها و گواهی‌های زنان حاضر در جنگ که بیشرشان از دنیا رفته‌اند دو چندان می‌شود.

 

به گفته‌ی او، کتاب «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» به موضوعاتی می‌پردازد که در شوروی تابو محسوب می‌شدند. جریان فکری غالب در روسیه این است که آثار او از ارزش روسیه و روسی‌ها کم می‌کند.

 

چندی پیش نیز روزنامه‌ گاردین از تعدادی از نویسنده‌ها خواسته بود بهترین کتاب‌هایی را که در یک سال گذشته خوانده‌اند برای تابستان امسال به مخاطب‌هایشان پیشنهاد بدهند.

 

در بین این نویسندگان جولین بارنز، نویسنده‌ بریتانیایی، کتاب «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» سوتلانا اَلکسیویچ را که اخیراً به زبان انگلیسی ترجمه شده پیشنهاده داده بود.

 

کتاب «جنگ چهره‌ی زنانه ندارد» روایت الکسیویچ از روزگار و خاطراتِ زنانی است که در ارتش جماهیر شوروی در طول جنگ جهانی دوم جنگیدند و بعد از چند دهه کابوس‌ها، تنهایی‌ها و اضطراب‌هایشان را برای نویسنده روایت کرده‌اند. این کتاب را عبدالمجید احمدی با همین عنوان به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است.

 

الکسویچ همچنین در گفت‌وگوی اخیرش گفته است دو پروژه‌ی جدید در دست دارد، کتابی درباره‌ی عشق که به 100 روابط عاشقانه‌ از نگاه زنان و مردانی می‌پردازد که به نوعی درگیرودار عشق هستند و دیگر کتابی درباره پیری و افزایش سن، خصوصاً حالا که خودش در آستانه‌ی 70 سالگی است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

«فرهنگ گزیده کتابشناسی» منتشر شد

[ad_1]

 

به قلم سیدعلی آل‌داود؛

 

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۰۴

 

 

مؤسسه خانه کتاب به‌تازگی کتاب «فرهنگ گزیده کتابشناسی» را منتشر کرده است. این اثر برشی کوتاه از زندگی پژوهشگرانه سیدعلی آل‌داود است.

«فرهنگ گزیده کتابشناسی» منتشر شد

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «فرهنگ گزیده کتابشناسی» فرهنگی گزیده و مختصر است که تعدادی از کتاب‌هایی که به زبان‌های فارسی و عربی در حوزه تمدن ایرانی ـ اسلامی از قرن‌ها پیش تاکنون تألیف شده‌اند، معرفی کرده است.
 
مجید غلامی‌جلیسه، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب در پیشگفتار این اثر چنین بیان کرده است: «کتابشناسی به‌عنوان یک علم شناخته‌شده در دنیای امروز، بسیار محل توجه و اقبال است؛ چرا که با وجود تولید انبوه کتاب در دنیا، تنها یک نگاه کتابشناسانه است که می‌تواند از میان حجم وسیع نسخه‌های خطی و یا کتاب‌های چاپی سره از ناسره را بازشناخته و گزیش نمایند؛ گزینشی هدفمند که کار علاقه‌مندان به حوزه کتاب را آسان می‌کند و جریان مطالعه و پژوهش را سرعت می‌بخشد.
 
اولین گام مستند در این‌خصوص کتاب «کتاب‌های من» تألیف «جالینوس» پزشک معروف یونانی است که در آن به معرفی آثار نگاشته خود می‌پردازد و بعد از آن است که شاهد انتشار کتاب‌های کتابشناسی البته به شکل‌ها و گونه‌های مختلف هستیم. با گسترش تولید و نگارش کتاب از سده‌های نخستین اسلامی، دانش کتابشناسی نیز شکل گرفت و رفته رفته پخته‌تر شد. کتاب «الفهرست» ابن‌ندیم نمونه‌ای ارزشمند از کتاب‌های کتابشناسی در سده‌های نخستین اسلامی است و بعد از آن انتشار این شکل از کتاب و گسترش علم کتابشناسی در جهان اسلام و ایران را شاهد هستیم. در عصر حاضر نیز آثار ارزشمندی چون کتاب «الذریعه الی تصانیف الشیعه» نگاشته استاد بزرگوار مرحوم آقابزرگ طهرانی نمونه‌ای بی‌بدیل از کتابشناسی است.
 
خوشبختانه در خانه کتاب با انتشار مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران، 28 نفر از کتابشناسان معاصر و آثار ارزشمندشان در این دانش را به علاقه‌مندان به این فن معرفی کردیم، که قطعاً این مجموعه، در شناخت این بزرگان و آثارشان به علاقه‌مندان این حوزه، منبعی مهم و ارزشمند محسوب می‌شود.
 
فرهنگ گزیده کتابشناسی، برشی کوتاه از زندگی پژوهشگرانه و پرتلاش استاد سیدعلی آل‌‌داود است. نگاه کتابشناسانه ایشان به نسخ خطی و آثار چاپی مختلف طی سالیان مجموعه‌ای گرانبها از مقالات کتابشناسی را فراهم کرده که با تجمیع آن‌ها در کتاب حاضر، اهمیت و ارزش دوچندانش رُخ می‌نماید.»
 
«فرهنگ گزیده کتابشناسی» مجموعه مقالاتی است که سیدعلی آل‌داود در مدت سی‌سال اخیر برای نشریات و دانشنامه‌های گوناگون نوشته‌ و شامل کتاب‌هایی است که عنوان آن‌ها با حرف «الف» آغاز شده و تا حرف «س» ادامه دارد، زیرا این دانشنامه‌ها به جز دانشنامه زبان و ادب فارسی از انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی هیچ یک به اتمام نرسیده است، مقصود آن‌که این کتاب یک فرهنگ کامل نیست و تنها شامل مقالاتی می‌‌شود که نویسنده تاکنون توفیق نگارش آن‌ها را به دست آورده است.
 
وی در مقدمه این اثر بیان می‌کند: «امید دارم و تصمیم بر این است که برای چاپ‌های دیگر این اثر، کامل شده و یک فرهنگ کتاب‌شناسی کامل به همین شیوه تدارک دیده شود تا جویندگان به آسانی بتوانند در یک اثر به اطلاعات دقیقی راجع‌ به کتاب‌ها دسترسی پیدا کنند و نیازی به مراجعه به منابع دیگر نداشته باشند. مقاله‌هایی که در این کتاب گردآمده، مجموعه نوشته‌هایی است که نویسنده برای دوره سه‌ جلدی فرهنگ آثار ایران اسلامی، دانشنامه زبان و ادب فارسی، دانشنامه زبان و ادب فارسی در شبه‌قاره ـ هر دو از انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی‌ ـ دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه جهان اسلام و برخی نشریات نوشته‌ام و چون این کتاب‌ها و مجلات در دسترس همگان قرار ندارد گردآوری و تنظیم و نشر آن‌ها را در یک جلد ضروری دانسته و بدین ترتیب با مرتب ساختن آن‌ها به ترتیب حروف الفبا مراجعه به آن‌ها آسان‌تر شده است.
 
بیشتر این مقالات مربوط به عناوین کتاب‌هایی است که تا حرف سین است، مگر چند مقاله انتهای کتاب که برای نشریات و برخی دانشنامه‌ها نوشته شده و تاکنون جلدهای آخر آن‌ها به چاپ نرسیده است، پس ضروری دانسته شد که آن‌ها نیز به کتاب افزوده شود.»
 
نخستین چاپ کتاب «فرهنگ گزیده‌ کتابشناسی» اثر سیدعلی آل‌داود، با شمارگان 500 نسخه، در 820 صفحه، به بهای 500 هزار ریال از سوی انتشارات خانه کتاب منتشر شده است.

 

 

[ad_2]

لینک منبع